گفتمان ایران قوی: از آرمان تا عمل؛ نقشه راهی برای قدرت ملی و آینده‌سازی

شما اینجا هستید

گفتمان ایران قوی: از آرمان تا عمل؛ نقشه راهی برای قدرت ملی و آینده‌سازی
 
بیانات رهبر انقلاب درباره «ایران قوی» به‌عنوان طرحی برای آینده کشور، قدرت را به عنوان مجموعه‌ای از توانمندی‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تعریف می‌کند. در این گفتمان، پیروزی تنها در میدان نظامی معنا ندارد، بلکه در توانایی ملت برای حفظ هویت و تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها نمایان می‌شود.
این گفتمان، به‌ویژه در برابر عملیات رسانه‌ای دشمن و روایت‌سازی‌های جعلی، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. مردم در واکنش به این فشارها، به میدان راستی‌آزمایی وارد شده و قدرت جامعه را در بازسازی روایت‌ها نشان دادند. همچنین، سیاست خارجی باید بر پایه استقلال و ابتکار عمل شکل گیرد، زیرا تکیه صرف بر مذاکره با غرب به مشکلات جدیدی منجر شده است.
در سطح اقتصادی، گفتمان «ایران قوی» نیازمند تمرکز قدرت و هماهنگی در دستگاه‌ها برای عبور از ناکارآمدی‌های ساختاری است. الگوهای موفق نظیر مدیریت بحران در روسیه نشان می‌دهد که قدرت مرکزی باید نقش فرماندهی در پروژه‌های کلان داشته باشد.
ایران قوی محقق می‌شود زمانی که ایمان، اراده مردم، فرهنگ، دانش و سیاست مستقل با هم پیوند می‌خورند. این رویکرد، ایران را از واکنش به کنشگری فعال تبدیل کرده و امکان شکل‌گیری آینده‌ای پایدار را فراهم می‌آورد.

یانات رهبر انقلاب درباره «ایران قوی» طی هفته‌های اخیر، بیش از آنکه توصیف وضعیت موجود باشد، طرحی برای آینده کشور است؛ طرحی که در آن قدرت نه به مفهوم صرفاً نظامی، که به معنای مجموعه‌ای از توانمندی‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تصویر می‌شود. در این گفتمان، پیروزی زمانی محقق می‌شود که ملت بتواند هویت و اراده خود را حفظ کرده و در برابر موج‌های تهدید، به‌جای انفعال، خلاقیت و مقاوم‌سازی را برگزینند.
این نگاه سبب شده مفهوم «ایران قوی» از یک شعار تاکتیکی به یک «دکترین ملی» تبدیل شود. در این دکترین، مقاومت در برابر فشار خارجی با پیشرفت علمی، انسجام اجتماعی، امنیت روانی جامعه و قدرت نرم فرهنگی پیوند خورده است. از همین رو، موفقیت ایران فقط در میدان جنگ معنا ندارد؛ بلکه در توان کشور برای تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها و تحکیم جایگاه منطقه‌ای خود آشکار می‌شود.
یکی از دلایل اهمیت این گفتمان، تقارن زمانی آن با افزایش عملیات رسانه‌ای دشمن است. روایت‌سازی‌های جعلی، خبرهای ساختگی درباره امنیت اجتماعی، جنگ روانی علیه زنان، و دامن‌زدن به القائات ناتوانی نظام؛ همگی تلاش‌هایی برای تضعیف قدرت نرم ایران هستند. اما همانطور که در چندین نمونه اخیر مشاهده شد، مردم قبل از رسانه‌های رسمی به میدان راستی‌آزمایی وارد شدند و موج دروغ را شکستند. این رفتار جمعی نشان می‌دهد که قدرت جامعه، ظرفیت بازسازی روایت‌ها را دارد و می‌تواند به ستون اصلی ایران قوی تبدیل شود.
در کنار بعد فرهنگی و اجتماعی، قدرت ملی ایران زمانی پایدار می‌شود که سیاست خارجی بر پایه استقلال، ابتکار عمل و تنوع راهبردی شکل گیرد. تجربه برخی جریان‌های سیاسی نشان داده که تکیه صرف بر مذاکره و چشم‌دوختن به غرب، نه‌تنها مشکلات را حل نکرده، بلکه کشور را در چرخه‌ای از امیدهای کاذب و تعلیق تصمیم‌گیری گرفتار کرده است. این الگوی تک‌بعدی، که «مذاکره تنها راه‌حل» معرفی می‌شد، بارها شکست خورده و حتی موجب تحمیل خسارات سنگین شده است. راهبرد جایگزین، همان چیزی است که «خوش‌بینی آموخته‌شده» نامیده می‌شود: باور به اینکه مذاکره یکی از ابزارهاست، نه تمام آن. کشوری که اقتصاد درون‌زا، نوآوری فناورانه و روابط متوازن منطقه‌ای داشته باشد، در مذاکرات نیز دست برتر خواهد داشت.
گفتمان ایران قوی در سطح اقتصاد نیز معنای روشنی دارد: تمرکز قدرت برای عبور از ناکارآمدی‌های ساختاری، هماهنگی دستگاه‌ها، و کاهش نقش الگوهای فرسوده دیوان‌سالاری. تحلیل ساختار روسیه در این فایل نمونه‌ای از این نگاه است؛ جایی که تمرکز قدرت در دوران بحران سبب شد زنجیره‌های انرژی، غذا و فناوری به‌طور مستقیم زیر کنترل دولت قرار گیرد تا امنیت ملی حفظ شود. این الگو نشان می‌دهد که برای عبور از دوران گذار، قدرت مرکزی باید نقش فرماندهی را در پروژه‌های کلان به‌عهده گیرد.
ایران قوی زمانی محقق می‌شود که مجموعه‌ای از ارکان ملی – از ایمان و اراده مردم گرفته تا اقتصاد مقاوم، فرهنگ پویا، دانش پیشرفته و سیاست مستقل – در کنار هم قرار گیرند. این گفتمان، ایران را از واکنش صرف خارج می‌کند و آن را در موقعیت کنشگر فعال قرار می‌دهد؛ کنشگری که قادر است آینده خود را بسازد نه آنکه منفعلانه تحت تأثیر تحولات جهانی قرار گیرد.