وابستگی به درهم؛ تهدیدی برای امنیت اقتصادی ایران

شما اینجا هستید

وابستگی به درهم؛ تهدیدی برای امنیت اقتصادی ایران
 
در حالی که تجارت خارجی ایران به‌طور فزاینده‌ای به سمت شرق و همکاری با قدرت‌هایی چون چین و روسیه جهت‌گیری کرده است، یک تناقض خطرناک در شیوه تسویه حساب‌های مالی همچنان پابرجاست. استفاده از درهم امارات به‌عنوان ارز واسط در مبادلات با این کشورها، نه‌تنها یک انتخاب فنی، که به یک گلوگاه راهبردی تبدیل شده که می‌تواند در بزنگاه‌های سیاسی، اقتصاد ایران را هدف قرار دهد.
 
کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که مدل فعلی تسویه تجارت، نقطه آسیب‌پذیری را در جایی خارج از روابط دوجانبه ایران با شرکای تجاریاش ایجاد کرده است. شبکه مالی مبتنی بر درهم، تحت تأثیر مستقیم فشارهای آمریکا و غرب قرار دارد و تجربه‌های اخیر نشان داده که این وابستگی، مستقیماً ثبات بازار ارز، واردات کالاهای اساسی و حتی امنیت غذایی کشور را تهدید می‌کند.
 
ماجرای مسدودسازی منابع ارزی ایران در بانک‌های اماراتی و بدعهدی‌های مکرر در بازگرداندن دارایی‌ها، نمونه‌هایی عینی از این آسیب‌پذیری است. هنگامی که یک ارز واسط بتواند روند واردات دارو، غذا یا نهاده‌های تولید را مختل کند، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک مسئله اقتصادی دانست؛ این یک تهدید تمام‌عیار برای امنیت ملی است.
 
چین و روسیه هر دو دارای نظام‌های مالی مستقل، پیام‌رسان‌های پولی اختصاصی و ظرفیت تسویه مستقیم با ارزهای ملی هستند. با این حال، اصرار بر استفاده از درهم در مبادلات با این کشورها، به‌معنای تحمیل یک واسطه ناامن به روابطی است که می‌تواند بدون آن نیز ادامه یابد. این انتخاب، نه‌تنها هزینه مبادلات را افزایش می‌دهد، بلکه ریسک‌های ژئوپلیتیکی غیرضروری را به تجارت خارجی تحمیل می‌کند.
 
محمودنیا نویسنده, [2/15/2026 6:09 PM]
تحلیلگران معتقدند که ادامه این رویه، یک خطای راهبردی است. تجارت مستقیم با چین و روسیه از کانال ارزهای ملی، می‌تواند هزینه‌ها را کاهش داده، سرعت مبادلات را افزایش داده و مهم‌تر از آن، قدرت چانه‌زنی ایران را در مناسبات بین‌المللی بالا ببرد. در شرایطی که جنگ ارزی و مالی میان قدرت‌های جهانی شدت گرفته، انتخاب مسیر تسویه، یک تصمیم صرفاً فنی نیست، بلکه یک انتخاب سیاسی و حاکمیتی است.
 
کاهش وابستگی به درهم، به‌معنای بازپس‌گیری کنترل بر جریان‌های مالی کشور و جلوگیری از گروگان‌گیری اقتصاد ایران در بزنگاه‌های سیاسی است. همان‌طور که در حوزه انرژی، امنیت مسیرهای صادراتی اهمیت حیاتی دارد، در حوزه تجارت نیز امنیت مسیرهای تسویه ارزی، بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت ملی محسوب می‌شود.
 
مسئله درهم، اکنون از یک موضوع اقتصادی فراتر رفته و به ابزاری علیه سیاست و امنیت کشور تبدیل شده است. نمونه روشن آن، فشارهای آمریکا بر امارات برای محدود کردن مبادلات مالی با ایران در مقاطع مختلف است. وقتی کشوری واسط، تحت تأثیر قدرت‌های بزرگ قرار دارد، هر لحظه ممکن است شیرهای مالی بسته شود و زنجیره تأمین کالاهای اساسی با اختلال مواجه گردد.
 
در چنین شرایطی، ضرورت دارد که این بازی خطرناک را بر هم زنیم. حرکت به سمت تسویه مستقیم با چین و روسیه از طریق ارزهای ملی یا سازوکارهای مالی دوجانبه، نه یک انتخاب، که یک الزام راهبردی است. این تغییر مسیر، ضمن کاهش وابستگی به شبکه مالی تحت‌نفوذ غرب، می‌تواند الگویی برای گسترش همکاری‌های پولی و بانکی با سایر شرکای تجاری نیز باشد.
 
آنچه این ضرورت را دوچندان می‌کند، تحولات سریع در نظام مالی بین‌المللی است. جهان به سرعت در حال حرکت به سمت چندقطبی شدن مالی و کنار گذاشتن سلطه دلار است. تعلل در این زمینه، نه‌تنها فرصت‌های تاریخی را از دست می‌دهد، که هزینه‌های هنگفتی را به اقتصاد ملی تحمیل می‌کند. اکنون زمان آن رسیده که تصمیم‌گیران اقتصادی، وابستگی به درهم را نه به‌عنوان یک گزینه، که به‌عنوان یک تهدید جدی برای امنیت اقتصادی و ملی در اولویت اقدام قرار دهند.