پایان بازی دموکراتیک: وقتی نخبگان، پاسخگویی را به حاشیه می‌رانند

شما اینجا هستید

پایان بازی دموکراتیک: وقتی نخبگان، پاسخگویی را به حاشیه می‌رانند
 
خلاصه:
اخبار مرتبط با جریان اصلاحات، دولت پزشکیان و نقش‌آفرینی چهره‌های سیاسی، یک الگوی آشنا را بازتولید می‌کند: فاصله‌گذاری آگاهانه با پیامدهای قدرت. این جریان در بزنگاه انتخابات، خود را نیروی تغییر معرفی می‌کند، اما در مواجهه با نتایج عملکرد، به‌سرعت به منتقد بیرونی بدل می‌شود.
 
 
اخبار مرتبط با جریان اصلاحات، دولت پزشکیان و نقش‌آفرینی چهره‌های سیاسی، یک الگوی آشنا را بازتولید می‌کند: فاصله‌گذاری آگاهانه با پیامدهای قدرت. این جریان در بزنگاه انتخابات، خود را نیروی تغییر معرفی می‌کند، اما در مواجهه با نتایج عملکرد، به‌سرعت به منتقد بیرونی بدل می‌شود.
مسئله اصلی، نه اختلاف درون‌جریانی، بلکه نوعی بحران مسئولیت‌پذیری است. هنگامی که نیروهای سیاسی از پذیرش نسبت خود با دولت برآمده از حمایتشان طفره می‌روند، اعتماد عمومی آسیب می‌بیند. سیاست به صحنه‌ای نمایشی تبدیل می‌شود که در آن، پیروزی‌ها جمعی و شکست‌ها بی‌صاحب‌اند.
این رفتار، در سطح نخبگانی نیز بازتاب دارد. تلاش برای بازتعریف مرزهای هویتی، اخراج نمادین چهره‌ها از اردوگاه و بازنویسی تاریخ حمایت‌ها، نشانه ناتوانی در پذیرش قواعد بازی دموکراتیک است. در نظام‌های سیاسی پایدار، حمایت سیاسی به معنای سهیم بودن در مسئولیت است، نه صرفاً استفاده ابزاری از رأی مردم.
ادامه این روند، سیاست را از حوزه کنش‌گری مسئولانه به میدان فرافکنی تبدیل می‌کند و زمینه رشد بی‌اعتمادی ساختاری را فراهم می‌آورد. جامعه‌ای که احساس کند هیچ جریانی پاسخگوی عملکرد خود نیست، به‌تدریج از مشارکت معنادار فاصله می‌گیرد.