وابستگی مالی و خودتحریمی پنهان؛ معمای اقتصاد ایران در آینه FATF
اقتصاد ایران در دهههای اخیر، بیش از هر چیز از یک بیماری مزمن رنج برده است: وابستگی ساختاری به نظام مالی جهانیای که خود ابزار سلطه است. بحث FATF، تنها ظاهر ماجراست؛ در عمق آن، جدالی تاریخی میان دو نگاه به اقتصاد نهفته است: نگاهی که توسعه را در پیروی از قواعد غربی میبیند، و نگاهی که استقلال را شرط بقا میداند.
پیوستن یا نپیوستن به سازوکار FATF در ظاهر، موضوعی فنی و بانکی است؛ اما در واقع، مسئلهای سیاسی و حاکمیتی است. این نهاد که بهظاهر با هدف مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم تأسیس شد، در عمل به اهرم فشار قدرتهای بزرگ برای کنترل نظام مالی کشورها تبدیل شده است. تجربه نشان میدهد که کشورهایی چون ایران، روسیه یا حتی چین، هرگاه در تقابل سیاسی با غرب قرار گرفتهاند، FATF به ابزاری برای تحریم نرم تبدیل شده است؛ تحریمی که بهجای مسدودکردن حسابها، اعتماد جهانی به نظام بانکی کشور را هدف میگیرد.
در داخل، متأسفانه بخشی از جریان مدیریتی با سادهانگاری این واقعیت، سالهاست نسخهی سفیدشویی سیاسی FATF را تجویز میکند. ادعا میشود که با پذیرش کامل استانداردهای این گروه، ایران میتواند به نظام بانکی جهانی بازگردد. اما آنچه در عمل رخ میدهد، چیزی جز خودتحریمی نیست؛ زیرا پذیرش مقررات FATF، به معنای تسلیم در برابر نظامی است که دشمنان کشور در رأس آن ایستادهاند. در واقع، ما برای کسب اعتماد بانکهای غربی، باید از متحدان سیاسی و اقتصادی خود فاصله بگیریم — و این دقیقاً همان هدف طراحیشده در واشنگتن و پاریس است.
اما نقد FATF بهمعنای انکار ضرورت شفافیت اقتصادی نیست. مسئله در ذات شفافیت نیست، بلکه در مرجع آن است. ایران نیازمند اصلاح درونی در ساختار بانکی و مالی است، اما این اصلاح باید بر پایهی الگوی بومی شفافیت و نظارت ملی انجام شود، نه با الگوبرداری از نظامهایی که خود منشأ فساد جهانیاند. استقلال مالی به این معناست که کشور بتواند با حفظ کنترل بر دادههای بانکی، مسیر تعاملات مشروع خود با شرکای منطقهای را تسهیل کند، بیآنکه اطلاعات مالیاش در اختیار دشمن قرار گیرد. در این میان، نقش مدیران اقتصادی حیاتی است. هنگامیکه مقامات دولتی، بهجای دفاع از استقلال نظام مالی، در رسانههای داخلی به تکرار روایتهای غربی میپردازند، عملاً به تضعیف جبهه اقتصادی کشور کمک میکنند. اقتصاد ایران بیش از تحریم خارجی، از تحریف داخلی آسیب میبیند؛ از مدیرانی که برای رفع فشار، به جای اصلاح ساختار، به عقبنشینی در اصول حاکمیتی روی میآورند.
امروز، اقتصاد جهانی در حال بازتعریف قدرت است. کشورهایی مانند چین، هند و روسیه با ایجاد سازوکارهای مالی جایگزین، عملاً در حال عبور از سلطه دلار هستند. ایران اگر میخواهد در این نظم نوین اقتصادی سهمی داشته باشد، باید پیش از هر چیز، نظام مالی خود را از وابستگی رها کند. شفافیت واقعی زمانی تحقق مییابد که از دل اقتدار ملی بجوشد، نه از ترس تهدید خارجی.
چالش FATF یادآور یک حقیقت ساده است: استقلال اقتصادی، فقط یک شعار سیاسی نیست، بلکه مسئلهی بقاست. کشوری که دادههای مالی خود را در اختیار دشمن قرار دهد، دیگر نیازی به بمب برای تضعیف ندارد؛ زیرا قلب اقتصادش را خود واگذار کرده است.
کلمات کلیدی: وابستگی مالی، خودتحریمی، FATF، اقتصاد ایران، نظام بانکی، استقلال اقتصادی، شفافیت مالی، تحریم نرم، نظام مالی جهانی، الگوی بومی.
(پایان پیام)
همراه ما باشید در پیام رسان های / ایتا / بله / ویراستی
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


