به گزارش دفتر ارتباطات فرهنگی
سخن پایانی
تجربه ثابت كرده، آنهايي كه در برابر انقلابي مردمي و اسلامي بايستند در امواج توفنده آن غرق و هضم خواهند شد. در سالهاي ابتدايي پيروزي انقلاب گروهكهاي انحرافي با افكار التقاطي به منظور مصادره كردن انقلاب به نام خود و در واقع نابودي آن، دست به جنايتهاي فراواني زدند، اما آن كسي كه در اين پيكار مغلوب شد، نه انقلاب و رهبر آن بلكه گروهكها و اشخاصي بودند كه در برابر يك انقلاب و يك ملت ايستادند. اين روزها گروهكهايي نظير فرقان و مجاهدينخلق (منافقين) و همينطور گروههايي با انديشههاي ليبراليستي، به موزه تاريخ سپرده شدهاند. هر چند ممكن است گروهكهايي مانند مجاهدينخلق(منافقين) به ظاهر، فعاليتهايي انجام دهند اما قطعا هر انسان بيطرفي به صراحت تصديق خواهد كرد كه اين گروهك بد نام، فقط پوستهاي از يك گروه سياسي و تروريستي را دارد و آنقدر در ورطه اضمحلال و نابودي فرو رفته كه صداي شكستن استخوانهاي آن به گوش ميرسد.
در تقابل انقلاب و ضد انقلاب، آنكه سرافراز باقي مانده، انقلاب اسلامي ملت ايران است كه به تازگي به عمر مبارك 40 سالگي خود رسیده است و انشاءالله به انقلاب بزرگ و مقدس حضرت ولي عصر- ارواحنا فداه- متصل خواهد شد. در اين ميان پرسشي كه مهم به نظر ميآيد آن است كه چرا هر كس در برابر اين انقلاب ايستاده به ورطه نابودي كشيده شده است؟ پاسخ اين پرسش را بايد در ساختار مستحكم و با ثبات اين انقلاب دانست. انقلاب اسلامي ايران كه بر پايه احكام ديني و شريعت اسلامي بنا شده، به تعبير رهبر معظم انقلاب، داراي شاخصههايي است كه نه تنها آن را از ساير انقلابها جدا ميسازد، بلكه به عنوان وجوه اصلي و شاكله انقلاب اسلامي به شمار ميآيد. پنج شاخصه: اجتناب از اشرافيگري، ايمان به ارزش جهاد و شهادت، اعتماد به مردم، شجاعت در برابر هيبت دشمن و نزديكي با ملتهاي مسلمان، نشاندهندهِ شاكلهِ انقلاب اسلامي ميباشند. اين پنج شاخصه كه همگي ملهم از نص قرآن و سيره اهل بيت عصمت- عليهمالسلام- ميباشند، به عنوان آموزهاي عيني از بطن اين انقلاب در مرئي و منظر همگان قرار گرفته است. انقلاب اسلامي به ما ميآموزد كه بايد از اشرافيگري و تجملگرايي كه يك فكر ماليخوليايي و ريشه گرفته از دوران جاهليت است، پرهيز كرد، ارزش جهاد و شهادت را بايد قدر دانست و به آن پايبند بود، به مردم اعتماد داشت، در برابر هيبت پوشالي دشمن نبايد ترسيد و جهت جهاني كردن انديشه امت واحده، به فكر نزديكي و وحدت با ملتهاي مسلمان بود. اين شاخصههايی كه بايد آنرا آموزههاي انقلاب اسلامي ناميد، به عنوان اصليترين و بنياديترين مولفههاي استحكام، اقتدار و ثبوت يك نظام به شمار ميآيد. به همين دليل ميتوان به رازماندگاري اين انقلاب و شكست ضد انقلاب پيبرد، هر چند ماندگاري انقلاب اسلامي ايران امري مسلم به شمار ميآيد، اما نبايد فراموش كرد كه در برهههايي از تاريخ 40 ساله نظام جمهوري اسلامي، اهمال كاري و بيايماني برخي به ظاهر انقلابي موجب شد تا آسيبهايي جدي متوجه انقلاب و نظام شود. عدهاي به اشرافيگري روي آوردند و با فراموشكردن گذشته خود و فاصله گرفتن از آرمانهاي انقلاب و امام و با سوء استفاده از منصب و مقام خود براي رسيدن به مطامع دنيوي و حكام ناپايدار آن از هيچگونه پليدي دوري نكردند. عدهاي هم ارزش جهاد و شهادت را به سخره گرفتند و در حالي كه به اصطلاح عنوان «انقلابي» را به همراه خود يدك ميكشيدند، عنصر جهاد و شهادت را خشونت ناميدند و بيايماني خود را حتي به آنجا كشانيدند كه قيام مقدس حضرت اباعبداللهالحسين(ع) را خشونت ناميدند و آن را تلويحاً محكوم كردند. برخي نيز از مردم گريزان شدند و آنان را فريب خورده دست عوامفريبان ناميدند! عدهاي ديگر نيز از اخم و تشر آمريكا هراسيدند و خواهان عقبنشيني از مواضع به حق و مقتدرانه نظام در برابر زيادهخواهيهاي اين شيطان بزرگ؛ شده و برخي ديگر نيز شعار وحدت آفرين جمهوري اسلامي و تلاش در جهت ايجاد اتحاد بين ملل اسلامي را در لفافه افكار ناسيوناليستي خود محكوم كردند و با طرح استدلالهاي نسنجيده از قبيل سني بودن ساير ملتها و... بر طبل تفرقه و جدايي نواختند، اين افراد قطعا از شمار «انقلابي بودن» خارجند، يك انقلاب واقعي بايد بر مدار پنج شاخصه معين شده از سوي رهبر معظم انقلاب حركت كند و از آن تخطي ننمايد. بايد قدر اين انقلاب را دانست و به خاطر اين موهبت بزرگ الهي جبين شكر بر زمين سائيد. اين معجزه الهي، ايران عقب مانده و وابسته دوران شاهنشاهي را به ايران پيشرفته و وارسته تبديل نمود. امروز وقتي گزارش سازمان ملل مبني بر «كسب رتبه چهارم جهان در سرعت توسعه يافتگي توسط ايران» آن هم در طي 40 سال گذشته را ميشنويم وقتي رشد سريع و حيرتآور ايران در زمينههاي علمي، اقتصادي و... را ميبينيم بيش از پيش به خود ميباليم كه متعلق و وابسته به اين انقلابيم، چرا كه اين انقلاب موجب اقتدار و ابهت ايران عزيز در سرتاسر دنيا شده است، از اينرو بايد واقعا بر اين اصل تاكيد مجدد شود كه «هر كس در برابر اين انقلاب بايستد، به ورطه فراموشي و خذلان خواهد افتاد».
هادی مازندرانی


