قدرت نرم و فناورانه در نظم نوین جهانی

شما اینجا هستید

قدرت نرم و فناورانه در نظم نوین جهانی
 
در کنار نبردهای سخت و عملیات‌های پنهان، دو عرصه دیگر از قدرت ملی ایران در حال شکل‌گیری است که تأثیر آنها بر معادلات آینده، دست‌کم به اندازه توان نظامی تعیین‌کننده خواهد بود. این دو عرصه، یعنی قدرت نرم مبتنی بر هویت جمعی و توان فناورانه فضایی، نمایشگر ابعاد تازه‌ای از اقتدار ایران در نظم نوین جهانی هستند.
پیاده‌روی عظیم اربعین، به عنوان بزرگ‌ترین گردهمایی بشری، پدیده‌ای است که بسیاری از دستگاه‌های تحلیلی مرسوم در فهم آن درمانده‌اند. جامعه‌شناسی علم‌زده و سکولار که با مارکسیسم و دیالکتیک طبقاتی خوگرفته، در برابر این اجتماع عظیم که بر پایه ازآن خود نبودن و بخشش و ایثار شکل گرفته، به لکنت می‌افتد. مارکسیسم که عادت دارد هر کنش جمعی را به کشمکش اقتصادی و تضاد طبقاتی تقلیل دهد، در اینجا با میلیون‌ها انسانی روبه‌روست که نه بر سر مالکیت، که بر سر نفی منیت و فردیت گرد آمده‌اند. کارکردگرایی که نظم موجود را ارگانیسمی در تعادل می‌پندارد، از فهم نه بزرگ اربعین به نظم ستمگر بازمی‌ماند و لیبرالیسمی که بر فردیت و حداکثر منافع فردی تأکید دارد، با میلیون‌ها انسانی مواجه است که اساساً در مسیری قرار گرفته‌اند که هرچه نشان از فردیت دارد، رنگ باخته است. این ناتوانی معرفتی، محصول منطقی هستی‌شناسی سکولار است که امر قدسی را یا انکار می‌کند یا به پدیده‌ای روان‌شناختی و اجتماعی تقلیل می‌دهد.
برای گشودن رمز اربعین، باید از دو مفهوم برآمده از سنت معنوی و عرفانی یاری جست: جذبه و هجرت. جذبه، آن کشش به سمت حقیقت است که انسان را بی‌خودانه به سوی خویش می‌کشد و فرامی‌خواند. در عرفان اسلامی، تقرب یا با سلوک است یا با جذبه. در سلوک، سالک گام به گام می‌رود، اما در جذبه، این حقیقت است که عنان انسان را برمی‌رباید و او را یک‌شبه به سرمنزل مقصود می‌رساند. اربعین، میعادگاه بزرگ‌ترین جذبه الهی به سمت فانی‌ترین نوع انسان در عشق الهی است؛ موسمی که نفحات حق می‌وزد و اقیانوسی از انسان‌ها را از سراسر گیتی، بی‌هیچ فراخوان سیاسی، فرا می‌خواند تا حول کانون نور حسین(ع) دایره‌وار جمع شوند. ثمره این جذبه، هجرت است؛ هجرت، گسستن از تعلقات و کوچ از خود به سوی او. در این هجرت، بدن خود رسانه می‌شود؛ تاول پا، خستگی و تشنگی، نه رنجی تصادفی، که آیین عبوری است برای تبدیل تماشاگر منفعل تاریخ به بازیگر تراژدی رستگاری.
در میانه این واقعه شکوهمند، مردم عراق چون کهن‌الگوی میزبان ازلی پدیدار می‌شوند. آنان که خود در غربت معیشت به سر می‌برند، در کنشی دوگانه، هر آنچه دارند بر سفره زائر می‌نهند. این همان دین زیسته است که نه از دل نهادهای رسمی قدرت، که از خلال خدمت بی‌چشمداشت و محبتی بی‌واسطه بازتولید می‌شود. این پیوند، از دیپلماسی دولت‌ها فراتر می‌رود و امت را چون حقیقتی وجودی عینیت می‌بخشد. امسال راهپیمایی اربعین در اوج معنای تاریخی خود قرار دارد؛ دشمن ناتوان از کشتن روح مقاومت، به اجسام و ابدان حاملان مقاومت حمله کرده و فرماندهان مقاومت و ملت شریف ایران و در رأس همه، امام شهید انقلاب را هدف قرار داد. اما خون شهیدان در نظام نشانه‌ای شیعه، به ثار تبدیل می‌شود؛ مفهومی که گذشته و آینده را در حال اربعین گره می‌زند. زائر امروز، به اقتدای زینب(س) که اربعین اول را به بستری افشاگرانه بدل کرد، فریاد یا لثارات الخامنه‌ای را در کنار یا لثارات الحسین سر می‌دهد؛ فریاد امتی به پا خاسته که به‌زودی طومار همه مستکبرین را در هم خواهد پیچید.