به گزارش دفتر ارتباطات فرهنگی در سومین بخش از برنامه بدون توقف که این شبها به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی از شبکه سه پخش میشود، دکتر رحیم پور ازغدی به پرسشهای جوانان پیرامون انقلاب اسلامی پاسخ میدهد. متن زیر بخشهای مهمی از صحبتهای عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
همه حکومت های دنیا صلاحیت خود را از قانون اساسی میگیرند، در همه جای دنیا تشخیص موارد اختلاف و تعین مصادیق بر عهده نهادهای قانونی است که رای آن توسط افراد حقیقی صورت میگیرد. کمااینکه در انتخابات بین بوش و الگور در امریکا نتیجه تمامی ایالات برابر شد به جز یک ایالت که حاکم آن برادر بوش بود.
دستگاه قضایی آن شهر توسط حاکم شهر که برادر بوش بود، انتخاب می شد و دستگاه قضایی آن ایالت را بوش انتخاب کرد. نهاد قانونی یک نهاد حقوقی است ولی توسط افراد حقیقی نظرات اتفاق میافتد که به همین دلیل هم او را به عنوان حکم انتخاب کردهاند.
دموکراسی حقیقی در دنیا وجود ندارد، فیلسوفان دموکراسی میگویند که جامعه مدنی ایده آلی است که هیچ وقت به آن نمیرسیم. پشت پرده الیگارشی است. در مقام سند باید به کاغذ ارجاع داد. قانون اساسی کاغذ است و سوال این است که برابری رقابت آزاد اقتصادی است، چرا بیرون در جامعه برای افراد خاص است و برای همه نیست.
نسخه را باید عمل کرد، همین که نسخه را گذاشتی در جیبت و عمل نکردی، نمیتوانی به آن خرده بگیری، اگر عمل کردی و مشکلی داشت، حالا بیا و بنشینیم آسیب شناسی کنیم. هر سیستمی برای خود امر مقدسی دارد، حال این امری الهیست و یا جنبه مادی و نفسانی دارد. همانطور که نظام سرمایه داری، هولوکاست یا صهیونیست برای برخی کشورهای غربی مقدس تلقی میشود. اگر کسی اثبات کند متون اسلامی اجازه امر به معروف و نهی از منکر و انتقاد از مسئولان سیستم اسلامی را نداده است.
انتقاد از مسئولان حمله به امر مقدس تلقی میشود، اگر نشان دادی که کسی حق ندارد سوال کند و چیزی را به باد انتقاد بگیر، شیعه خلاف این است، هر حکومتی را شیعه به طور نسبی مشروع میداند، یعنی اگر طبق اصولی عملی کنی، مشروع هستی و الا فاسد است.
روایت از رسول خدا است که هر جامعهای لایق همان مدیرانی است که دارد، مدام نباید گفت که فلان است و بهمان، شماها جای مسئولین فعلی را میگیرد، انتقاد به یک نهاد قانونی در هر کشوری مورد قبول است ولی شخص نمیتواند به خاطر انتقاد به یک نهاد او را به رسمیت نشناسد و در آن خلال ایجاد کند. در قانون اساسی ما بخشی از قوانین، مانند اسلامیت و جمهوریت قابل تغییر نیست ولی بخش عمدهای از آنها با رفراندوم قابل تغییر است و اجتهاد در فقه سیاسی نیز همین طور است. بخشی از مشکلات مربوط به قانون است که نسل جوان آنها را اصلاح کند و بخش دیگر مربوط به تربیت و فرهنگ عمومی جامعه است.
یکی از دلایل بی عرضگی ما این است که نگفتیم که چه کارهایی برای نظام صورت گرفته است، وضعیت بین المللی ما چه بوده است و الان چه شده است. یک سیستم اطلاع رسانی درست ما نداریم.
اگر شعارها و اهدافی برای یک نسل قابل قبول بوده و در حدی که برایش فداکاری کند، این شعار و اهداف برای آن نسل فقط نیست و انسانی است، شعارهای انقلاب اگر در آن دوره درست بوده، الان هم درست است و بالعکس.
تیپی که احساس مسئولیت میکند، باید برای آن تیپ این شعارها قابل قبول باشد، رشد و پیشرفت، برابری، برادری، در چارچوب اسلام عمل کردن بوده است و این شعارها الان هم درست است و شعار انقلاب اسلامی شعارهای منطقی و قابل دفاع، عملی و ارزشی بوده و هست.
شعارهای مادی و معنوی نتواند پابه پای زمان بیاید، هم در روش تبیین و هم در روش اجرا اجتهاد نکند و به روز نباشد، حتی اگر حق مطلق باشد هم شکست میخورد، در حال حاضر باطل نسبی و مطلق داریم که چون روابط عمومی دارد و بلد است که چگونه صحبت کند، پیروز میشود.
اما با پیروز شدن باطل، حق نمیگردد و با شکست حق، باطل نمیشود. امیرالمومنین میفرمود که دیگران را تربیت کنید برای نسل خودشون، نسل بعد از من نمیتواند کپی من بشود. اما گاهی مبانی درست است و مسیر درست است و باید در این مسیر حرکت کرد.
گاهی درباره عملی شدن شعارها باید نمره داد که ما در حوزه امنیت اجتماعی، خانواده، اقتصاد و ... نمره دهیم که گاهی قصور است و گاهی تقصیر که در قصور باید کمک کرد و در تقصیر بایستی شفاف سازی نمود.
اگر من نتوانم با فرزند خودم درست روشنگری کنم که نقاط قوت و ضعف چیست و چه بود و چه شد را نفهمد، این شکست میخورد، حتی اگر تمام حرفهایش درست باشد. اگر صد تا نقطه ضعف رژیم قبل را بگویی و نقاط ضعف الان را نگویی و برایش راه حل نشان ندهی، به بن بست خواهی رسید.
سیاه نمایی از رژیم قبل و قاجار منصفانه بوده و خیلی کمتر از انصاف هم بوده است و در دوره ما هم کسی نمیدانست که قاجار و پهلوی چه کرد با ایران، مشکل این جاست که درست انتقاد نشده است. اقتصاد، روابط خارجی، دانشگاه و ... را درست درباره آن دوران توضیح ندادیم و تبدیل به شعار شد.
واقعا سیاه بودند ولی این سیاهی ها درست تبیین نشود و ضعف های الان درست توضیح داده نشود، حالت روانی پیش میآید و همه بدیها و خوبیها را به کسی مطلق نسبت نمیدهیم و رهبری و امام هم گفته اند که ما هیچ وقت نگفتیم که کامل هستیم.
ارزش انسانهای مجاهد و قاعد برابر نیست، کسانی که فقط به فکر منافع خودش و نهایتا خانواده خودش هست با کسی که به دنبال روشنگری برای دنیا است، برابر نیستند. به لحاظ ارزش و حقوق برابر نیستند، حقوق شهروندی یک انسان ضد نظام و یک خانواده ای با چهار فرزند شهید برابر است.
رانت نمیدهند ولی کمک برای جبران خسارت در همه جای دنیا مرسوم است. ما آدمهای زیادی داریم که شناخته نمیشوند. یک انقلابی در خطر سهمش بیشتر میشود. اما موقع خوردن سر سفره یک دفعه گم میشوند و نیستند، ما چقدر بچههای جانبازی داریم که فرم جانبازی را هم پر نکردند.
هیچ انقلابی در دنیا انتخاباتی برگزار نکرده است و هر کسی سر کار آمده است قدرت را گرفته است و حتی بعد از سی چهل سال از روسیه و فرانسه و ... تا جاهای دیگر انتخابات هم برگزار نکرد. اما در انقلاب ما همان ابتدا رفراندوم برگزار شد.


