سیکل تسلیمطلبی در سیاست خارجی ایران: اعتماد یکجانبه و ضرورت قطع آن
در بررسی تاریخ سیاست خارجی و اقتصاد ایران در دو دهه اخیر به یک الگوی تکرارشوندهای میتوان اشاره کرد که شامل اعتماد یکجانبه، عقبنشینی استراتژیک و امتیازدهی طرفدارانه است. تجربههای دولتهای مختلف نشان میدهد که هر گونه امتیازدهی به غرب، منجر به افزایش فشار و تضعیف قدرت مذاکرهای ایران شده است. اهمیت قدرت ملی، نفوذ منطقهای و دیپلماسی فعال بهعنوان عوامل کلیدی برای حفظ منافع ملی تأکید و پیشنهاد میشود که ایران باید از چرخه تسلیمطلبی خارج و به سمت قدرتسازی و شفافیت حرکت کند.
تاریخ سیاست خارجی و اقتصاد ایران در دو دهه اخیر، یک سیکلِ تکرارشونده را به تصویر میکشد: اعتماد یکجانبه، عقبنشینی استراتژیک، امتیازدهی طرفدارانه، و در پاسخ — تشدید تحریم، تصویب قطعنامه و تضعیف موقعیت ملی. این نه «تفاوت در رویکرد» است، بلکه یک الگوی ساختاری شکست است؛ الگویی که هر بار با واژگانی چون «تعامل سازنده»، «اعتماد متقابل» یا «دیپلماسی تدبیرآمیز» بازتولید میشود، اما نتیجه همیشگیاش، افزایش فشار و کاهش قدرت مذاکرهای ایران است.
دولتهایی که بر پایه «اعتماد به غرب» شکل گرفتند، همواره با فرضی پایهریزی کردهاند: اگر ما امتیاز بدهیم، دیگران نیز منصفانه رفتار خواهند کرد. اما واقعیت، خلاف این فرض را ثابت کرده است. در دولت خاتمی، ایران غنیسازی را متوقف کرد، سانتریفیوژها را از ۵۰۰ به چند دستگاه رساند، و همکاری مطلق با آژانس را پذیرفت — در پاسخ، هفت قطعنامه شورای حکام در دو سال، و تأسیس زیرساخت حقوقی تحریمهای جامع بینالمللی رقم خورد. در دولت روحانی، برجام با وعده «رفع تحریم» امضا شد، اما ۱۵۰۰ تحریم جدید اعمال گردید، ۱۰ هزار کیلو اورانیوم خارج شد، رآکتور اراک بتنریزی شد، و حتی وزیر خارجه تحریم شد — در حالی که همان قطعنامه ۲۲۳۱، زمینه اولین حمله نظامی آمریکا به ایران در تاریخ را فراهم کرد.
این چرخه، فراتر از خطای فردی است؛ ریشه در یک سوءتفاهم بنیادین از منطق قدرت در نظام بینالمللی دارد. غرب، در مواجهه با ایران، نه سیاستمداران را میسنجد، که قدرت ملی را. هرگاه ایران قدرت دفاعی، نفوذ منطقهای و استقلال انرژی خود را افزایش داده، فضای مذاکره را به نفع خود تغییر داده است؛ و هرگاه توان خود را تعلیق یا کاهش داده، دشمن جرئت فشار بیشتری پیدا کرده است. تجربه نشان میدهد: اعتماد، جایگزین قدرت نمیشود؛ و تسلیمطلبی، جایگزین دیپلماسی نمیگردد.
امروز، هنگامی که برخی «متهمان عقبگرد دهه ۹۰» دوباره با حضور در مراسمهای فرهنگی، نسخههای توسعه میپیچند، میبایست گفته شود: نسخهپیچی بدون پاسخگویی، فریبکارانه است. دهه ۹۰، دههای از رشد نزدیک به صفر، افزایش ۷۸۰ درصدی نرخ دلار، تعطیلی ۵ هزار واحد صنعتی و کاهش ۹۰ درصدی درآمدهای نفتی بود. این اعداد، گزارش عملکردی هستند — نه شرایط خارجی غیرقابل کنترل.
راه درمان، بازگشت به آن سیکل نیست. راه، قطع سیکل است: با شناخت این واقعیت که منافع ملی با امتیازدهی یکجانبه از بین نمیرود، بلکه با قدرتسازی، شفافیت و دیپلماسی فعال — نه تسلیمطلبانه — حفظ میشود.
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


