سفر بن‌سلمان به آمریکا: آغاز مرحله‌ای جدید در موازنه‌سازی قدرت غرب آسیا

شما اینجا هستید

سفر بن‌سلمان به آمریکا: آغاز مرحله‌ای جدید در موازنه‌سازی قدرت غرب آسیا
 
خلاصه:
سفر اخیر محمد بن‌سلمان به آمریکا و استقبال چشمگیر دونالد ترامپ از او، نشانه‌ای از شروع مرحله‌ای نوین در موازنه‌سازی قدرت در غرب آسیا است. این دیدار بیش از یک تعامل دیپلماتیک ساده، نمایش بی‌پرده‌ای از منافع و قدرت بود که در آن سیاست خارجی آمریکا به وضوح تابع اصل «هزینه–فایده» قرار گرفت. عربستان نیز در تلاش بود تا جایگاه منطقه‌ای خود را از طریق خرید امنیت و فناوری ارتقا دهد.
چند محور کلیدی در این سفر مطرح شد: نخست، تلاش عربستان برای پیوستن به توافق ابراهیم و عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی، که بن‌سلمان شرط آن را «راه‌حل دو دولت» عنوان کرد. دوم، جاه‌طلبی هسته‌ای عربستان و تمایل برای دستیابی به توافق هسته‌ای غیرنظامی با آمریکا و سوم، درخواست ریاض برای پیمان دفاعی دوجانبه با واشنگتن. در تمامی این موارد، عربستان آماده است تا هزینه‌های سنگینی را برای ارتقاء جایگاه امنیتی سیاستی خود متحمل شود.
ترامپ نیز به‌خوبی از اهمیت این معاملات آگاه است و عربستان را «مهم‌ترین متحد غیرناتویی» نامید. او می‌داند که فروش تسلیحات پیشرفته نه تنها به اقتصاد آمریکا سود می‌رساند، بلکه تصویر پیروزی را نیز در داخل کشورش ایجاد می‌کند. این سفر نمونه‌ای از سیاست خارجی ترامپ است که در آن روابط خارجی به یک داد و ستد تجاری تبدیل شده است.
با این حال، تحولات منطقه‌ای و رقابت ریاض–تهران، نقش اسرائیل، و مسائل داخلی در عراق و یمن، بر سرنوشت این توافقات تأثیرگذار خواهند بود. همچنین، این سفر پیامی مهم برای ایران دارد: عربستان با نزدیکی به آمریکا و اسرائیل، همه کشورها را وادار می‌کند تا بر تقویت قدرت ملی و انسجام داخلی خود تمرکز بیشتری کنند تا در نظم جدید منطقه‌ای، تحت فشار قرار نگیرند.

 
سفر اخیر محمد بن‌سلمان به آمریکا و استقبال باشکوه دونالد ترامپ از او، فراتر از یک دیدار معمول دیپلماتیک، نشانه‌ای از آغاز مرحله‌ای جدید در موازنه‌سازی قدرت در غرب آسیاست. این سفر، صحنه‌ای بود که در آن منافع، معامله و قدرت به شکل بی‌پرده به نمایش گذاشته شد؛ جایی که سیاست خارجی آمریکا به‌روشنی تابع «هزینه–فایده» تعریف شد و عربستان تلاش کرد جایگاه منطقه‌ای خود را با خرید امنیت و فناوری ارتقا دهد. استقبال پرزرق‌وبرق ترامپ از ولیعهد سعودی ـ که حتی در برابر خبرنگاران به شکلی آشکار به آن دامن می‌زد ـ بیشتر شبیه نمایش یک معامله بزرگ بود تا نشست رسمی میان دو شریک استراتژیک.
در این مسیر، چند محور برجسته است. نخست، تلاش عربستان برای پیوستن رسمی به توافق ابراهیم و عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونی؛ اقدامی که بن‌سلمان شرط آن را ایجاد «مسیر روشن برای راه‌حل دو دولت» عنوان کرد، هرچند می‌دانست این خواسته برای محافل سیاسی اسرائیل چندان قابل قبول نیست. دوم، جاه‌طلبی هسته‌ای عربستان و تلاش برای کسب یک توافق هسته‌ای غیرنظامی با آمریکا. سوم، درخواست دیرینه ریاض برای پیمان دفاعی دوجانبه که به معنی قرار گرفتن عربستان در چتر امنیتی واشنگتن خواهد بود. در همه این محورهای سه‌گانه، یک عنصر ثابت وجود دارد: عربستان حاضر است با پرداخت هزینه‌های سنگین اقتصادی، جایگاه امنیتی و سیاسی خود را ارتقا دهد.
در این میان، سیاست ترامپ نیز کاملاً روشن است: «معامله بزرگ». او عربستان را «مهم‌ترین متحد غیرناتویی» نامید، لقبی که امتیازهای جدی از جمله دسترسی به پیشرفته‌ترین تسلیحات آمریکایی را فراهم می‌کند. ترامپ به‌خوبی می‌داند که فروش جنگنده‌های F-35 و ده‌ها میلیارد دلار سلاح نه‌تنها سود هنگفتی برای اقتصاد آمریکا دارد، بلکه تصویری از «پیروزی» نیز برای او در داخل ایجاد می‌کند. از این منظر، سفر بن‌سلمان نمونه‌ای کامل از سیاست خارجی ترامپ است که در آن اصول جای خود را به معامله و لاف‌زنی داده و روابط خارجی به یک داد و ستد تجاری تبدیل شده است.
با وجود این، پویایی‌های منطقه‌ای اجازه نمی‌دهد این نمایش را صرفاً به سود عربستان یا آمریکا بدانیم. واقعیت آن است که رقابت ریاض–تهران، مسئله فلسطین، نقش اسرائیل، و تحولات عراق و یمن همگی عناصر متغیری هستند که آینده این توافقات را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. اینکه عربستان واقعاً بتواند میان روابطش با آمریکا، نقش منطقه‌ای خود و حساسیت جهان اسلام تعادل برقرار کند، پرسشی است که پاسخ آن روشن نیست. همین مسئله سبب شده بسیاری از تحلیلگران نیویورک‌تایمز و الجزیره، نتیجه سفر را «مبهم» ارزیابی کنند: توافقاتی بزرگ اما مشروط، وابسته به تحولات غزه، و گرفتار محدودیت‌های ساختاری.
از سوی دیگر، این سفر پیام مهمی برای ایران دارد. هنگامی که عربستان به‌دنبال پیوند امنیتی بلندمدت با آمریکا و نزدیکی راهبردی به اسرائیل است، ایران باید بیش از گذشته بر تقویت قدرت ملی و انسجام داخلی تمرکز کند. نظم جدید غرب آسیا، بر پایه ائتلاف‌سازی‌های سریع بنا شده و کشورهایی که نتوانند با قدرت درونی خود موازنه ایجاد کنند، در معرض فشار قرار خواهند گرفت.