خونخواهی و ضرورت پاسخ قاطع به دشمن
شهادت رهبر انقلاب در روز عاشورای ماه رمضان، آن هم در حالی که روزه داشت و زبانش به ذکر خدا مشغول بود، نشانهای روشن از پیوند عمیق ایشان با مکتب حسینی است. این شهادت که در اوج عبادت و بندگی رخ داد، به خودی خود پیامآور این حقیقت است که مسیر مقاومت ادامه دارد و هیچ قدرتی نمیتواند آن را متوقف کند. مردمی که در مراسم وداع با تابوتهای مزین به پرچم مقدس ایران اسلامی گرد آمدند، با مشتهای گرهکرده و اشکهای جاری، فریاد خونخواهی سر دادند و این فریاد، فراتر از یک واکنش عاطفی، اعلامیهای برای آغاز مرحلهای تازه در نبرد با استکبار است. آنچه در خیابانهای تهران، قم و مشهد به نمایش درآمد، نشان داد که خون رهبر شهید در منطق توحیدی هرگز بینتیجه نمیماند و این وعده الهی است که در طول تاریخ بارها و بارها تحقق یافته است. این خون پاک که در ماه رحمت و روزه به زمین ریخته شد، اکنون به مطالبهای عمومی تبدیل شده که نه تنها در ایران، بلکه در میان تمامی آزادگان جهان، طنینانداز شده است. تشییع بینظیر رهبر شهید که در تاریخ بشریت نظیری برای آن نمیتوان یافت، به روشنی نشان داد که ملت ایران تا چه اندازه به آرمانهای انقلاب اسلامی وفادار است و این وفاداری، در قالب فریادهای رسای خونخواهی، به گوش جهانیان رسیده است. شعارهای پیدرپی حاضرین در مراسم وداع که بر خواسته و مطالبه خونخواهی تأکیدی خاص داشت، بیانگر این واقعیت بود که یک ایران پای خونخواهی امام شهید ایستاده است و مردم از مسئولان کشور میخواهند با استفاده از تمامی امکانات و ابزارها، برای تحقق خونخواهی و گرفتن انتقام از آمرین و عاملین به شهادت رساندن امام اقدام نمایند.
این روزها در ادبیات سیاسی و رسانهای کشور، گزارههایی مطرح میشود که تلاش میکند انتقام عینی و ملموس را به اموری انتزاعی و مؤخر مانند فتح قدس احاله دهد. این دست تحلیلها که با هدف عافیتطلبی و فرار از مسئولیت تاریخی ارائه میشوند، نه با منطق مقاومت همخوانی دارند و نه با عقلانیت اسلامی و تجارب تاریخی سازگارند. سیره عملی و دکترین نظامی دشمن صهیونیستی و حامیان استکباری آن، به روشنی نشان داده است که هرگونه ابهام و تردید در پاسخ به جنایت، نه به عنوان خردمندی، بلکه به مثابه ترس و انفعال تفسیر میشود. تجربه زیسته ملت ایران در مواجهه با این شبکه جنایتکار، گواهی قطعی بر این مدعاست که هر بار زبان اقتدار و ضربه متقابل به کار گرفته شد، دشمن عقبنشینی کرد و هر زمان که ادبیات محافظهکارانه بر گفتگوها حاکم شد، جنایتکاران جسورتر و گامهای تجاوزکارانه خود را بلندتر برداشتند. امتناع از پاسخ مستقیم، دشمن را جسورتر و امنیت ملی را فرسوده میکند و این فرسایش، خاکریز به خاکریز پیش خواهد رفت تا آنجا که امت به ذلت خواهد افتاد. راه قدس از دالان شجاعت در خونخواهی فوری میگذرد و این مسیر، هرگز با مذاکرات فرسایشی و عقبنشینیهای خودساخته هموار نخواهد شد. امام علی(ع) در خطبه ۲۷ نهجالبلاغه میفرماید که هیچ ملتی در درون خانه خود مورد جنگ قرار نگرفت مگر آنکه ذلیل و مغلوب گردید و این سخن، هشداری است برای همه کسانی که گمان میکنند با انفعال و عقبنشینی میتوانند از کشور خود در برابر تجاوز دشمن دفاع کنند.
در نگاه اسلام ناب، قصاص امری زنده و حیاتبخش برای جامعه است و تأخیر و تعلل در آن، نه تنها پیکره جامعه را بیمار میکند، بلکه دشمن را در ادامه جنایتهایش جریتر میسازد. آیه شریفه «و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناً»، به صراحت بر این اصل تأکید دارد که ولی دم از سوی خداوند دارای تسلط و حق قصاص است و این حق، باید در فضای واقعی سیاست جهانی و بر سر جنایتکاران فرود آید. تقلیل این واجب الهی به مفاهیم کلی و موکول کردن آن به آیندهای نامعلوم، عملاً خلعسلاح جبهه خودی و ایجاد حاشیه امن برای دشمن محسوب میشود. خون رهبر شهید که در اوج عبادت و روزهداری به زمین ریخته شد، جوشان و مطالبهگر است و این مطالبه، در دل میلیونها ایرانی که در گرمای سوزان تابستان به خیابانها آمدند، به وضوح قابل مشاهده است. واکاوی این رویکرد محافظهکارانه، چند واقعیت صریح را آشکار میکند که از جمله مهمترین آنها، تقلیل واجب فوری به آرمان مؤخر و مرزبندی میان عافیتطلبی خواص و اراده ملت است. بدنه جامعه انقلابی با تکیه بر سنتهای الهی و پشتوانه نیروهای مسلح مقتدر، خواهان برخورد قاطع و بدون لکنت است و این خواسته، هیچگاه با رویکردهای عافیتطلبانه سازگار نخواهد بود. قرآن کریم در آیه ۲۴ سوره توبه، مؤمنان را از تعلق به خانواده، اموال و مساکن برحذر میدارد و این هشدار، در شرایط کنونی که عدهای با بهانههای واهی و تحت تأثیر دلبستگیهای مادی، از ایستادگی در برابر دشمن سر باز میزنند، معنایی عمیق و راهگشا دارد. منطق عقلانیت انقلابی حکم میکند که اگر جمعی جسارت و عزم تقابل مستقیم را ندارند، کنار بروند تا سیل خروشان غیورمردان، مجرمان را به مسلخ قصاص بکشاند و این همان خواسته بهحق مردم است که در شعارهای خونخواهی به گوش مسئولان رسیده است.
پیوند میان بقای کشور و انتقام عینی از دشمن، حقیقتی انکارناپذیر است که در تحلیلهای راهبردی امروز باید مورد توجه جدی قرار گیرد. اگر مسببان این جنایت بزرگ به صورت ملموس و پشیمانکننده در جغرافیای خودشان قصاص نشوند، موجودیت، ساختار و هویتی باقی نخواهد ماند که بتواند به فتح قدس بیندیشد. امتناع از پاسخ مستقیم، دشمن را جسورتر و امنیت ملی را فرسوده میکند و این فرسایش، خاکریز به خاکریز پیش خواهد رفت تا آنجا که امت به ذلت خواهد افتاد. راه قدس از دالان شجاعت در خونخواهی فوری میگذرد و این مسیر، هرگز با مذاکرات فرسایشی و عقبنشینیهای خودساخته هموار نخواهد شد. خونخواهی واقعی و انقلابی، در گرو تصفیه محیط تصمیمگیری از تحلیلهای ترسآلود و تکیه بر سنتهای الهی و بازوان مقتدر نیروهای مسلح برای تحقق یک ضربه مستقیم و پشیمانکننده است. مردم ایران به حق خونخواه امام شهید خود هستند و از مسئولان کشور میخواهند با استفاده از تمامی امکانات و ابزارها و شیوهها و روشها، برای تحقق خونخواهی و گرفتن انتقام از آمرین و عاملین به شهادت رساندن امام اقدام نمایند. این مطالبه که در مراسم تشییع بهصورت شعارهای پیدرپی سر داده شد، نشان میدهد که جامعه ایران در این مسیر مصمم است و هیچگونه تعلل و سستی را برنمیتابد.
شهادت رهبر انقلاب و همراهان ایشان، نقطه عطفی در تاریخ مقاومت محسوب میشود که آمران و عاملان آن، هرگز از کیفر الهی و مجازات عادلانه مصون نخواهند ماند. این خونهای پاک که در دل خاک ایران اسلامی جاری شد، هرگز فراموش نخواهد شد و امت اسلامی در چارچوب موازین شرع و قانون، وظیفه خود را در خونخواهی این شهیدان دنبال خواهد کرد. از زهرا زیبا، آن نوزاد دوازدهماهه که به جای لالایی، صدای بمبهای دشمن را شنید تا سیده بشری حسینی خامنهای، آن پرستار مهربان و دانشمند گمنام مصباحالهدی و همسر گرامی امام سید مجتبی، همه و همه گواهانی هستند بر جنایتی که دشمن مرتکب شده است. این عزیزان که هر یک در جای خود ستونهای استواری برای انقلاب بودند، اکنون با خون خود، نهال مقاومت را آبیاری کردهاند و این آبیاری، میوهاش در همشکستن هژمونی استکباری و تغییر بنیادین معادلات قدرت خواهد بود.
دشمنان گمان کردهاند با حذف نوابغ علمی و فرماندهان نظامی کشور، میتوانند چراغ علم و ایمان را در ایران خاموش کنند، اما در معادلات آسمانی، هر دانشمندی که به شهادت میرسد، هزاران جوان خشمگین به جای او برمیخیزند. سلیمانیها، باقریها، رشیدیها، موسویها و شادمانیها، همگی نشانههایی از این حقیقت هستند که مکتب شهادت، هیچگاه با ترور به پایان نمیرسد و این قانون الهی است که همواره در تاریخ جاری بوده و خواهد بود. شما لاریجانی مظلوم و فرزندش دکتر مرتضی را ربودید و شما طهرانچیها، عباسیها، نصیرزادهها، خطیبها، خرازیها، کاظمیها و خادمیها را گرفتید، اما بدانید که در معادلات آسمانی، هر دانشمندی که کشتید، هزاران جوان خشمگین به جای او برخاستهاند که اکنون با عقل انتقام و در قالب جنگ نامتقارن، به دنبال شما هستند. انتقام راستین ملت ایران، نه در کشتن چند تن از جنایتکاران، بلکه در بهچالشکشیدن نظام سلطه و پایان دادن به حضور استکبار در منطقه معنا مییابد و این هدف بزرگ، با خون شهیدان آبیاری شده و به فضل الهی به ثمر خواهد نشست. مسئولان، نیروهای مسلح و همه تصمیمگیران باید با توکل بر خداوند متعال، اعتماد به وعدههای الهی، بهرهگیری از همه ظرفیتهای کشور و اتکا به ایمان، صبر و استقامت مردم، با تدبیر، اقتدار و هوشیاری چه در عرصه نظامی، دیپلماسی و عرصههای دیگر در برابر دشمن ایستادگی کنند، چراکه تجربه نشان داده است هرگونه عقبنشینی در برابر دشمن متجاوز، او را بر ادامه تجاوز و زیادهخواهی جسورتر خواهد کرد. گرفتن انتقام از قاتلان امام شهید، یک ضرورت اجتنابناپذیر برای تأمین منافع ملی و در صدر این منافع، امنیت ملی است و بدون گرفتن این انتقام، هر لحظه باید منتظر حادثهای تلخ برای امنیت کشور و مسئولین عالی رتبه آن بود. گرچه همه آزادیخواهان جهان خونخواه امام شهید هستند، اما برای این خونخواهی و گرفتن انتقام، مسئولان جمهوری اسلامی و تمامی فعالان در جبهه مقاومت، در این مسیر مسئولیتی بس سنگین بر دوش دارند و آنچه مطالبه بهحق مردم است، برنامهریزی دقیق و مؤثر مسئولان جمهوری اسلامی برای آن است که آمرین و عاملین خبیث جنایت به شهادت رساندن امام شهید، هر چه زودتر به سزای اعمال خود برسند. این مهم، خواب آرام و آرامش را از تمامی جانیان ستمکار و دخیل در به شهادت رساندن امام شهید خواهد گرفت و از این پس باید ترامپ و نتانیاهو و دیگر همراهان جنایتکار که دستانشان در ریختن خون امام شهید نقش داشته، با آرامش خداحافظی کنند، چراکه تردیدی نیست روزی این انتقام گرفته خواهد شد و آن روز دور نخواهد بود.


