جریانشناسی داخلی و نقد رویکردهای سیاسی-اقتصادی
در شرایطی که جبهه مقاومت با اتکا به توانمندیهای داخلی و همافزایی راهبردی، هیمنه پوشالی دشمن را در هم شکسته و رژیم صهیونیستی را در کابوس ایران قدرتمند فرو برده است، در داخل کشور برخی جریانهای سیاسی با نادیده گرفتن واقعیات میدان و تکرار راهبرد شکستخورده مذاکره، در حال بازتولید الگوهای فکری هستند که بیش از هر چیز نشاندهنده وابستگی آنها به محاسبات غلط و نگاههای غیرواقعبینانه به معادلات راهبردی است. این جریانها که خود را اصلاحطلب مینامند، با ارائه دوراهیهای خیالی، در حال نسخهپیچی برای تسلیم در برابر دشمنی هستند که خود به استیصال رسیده و این رویکرد نه تنها کمکی به حل مشکلات کشور نمیکند، بلکه موجب تقویت محاسبات غلط دشمن درباره تواناییهای داخلی میشود.
اعترافات اخیر جف مارکلی سناتور دموکرات در صحن کنگره آمریکا و همزمانی آن با گزارشهای راهبردی اندیشکدههای صهیونیستی، بار دیگر از نقش ویژه و پیادهنظامگونه جریان مدعی اصلاحات در محاسبات دشمن پرده برداشت. مارکلی در جریان نشست بررسی بودجه تکمیلی وزارت جنگ آمریکا، در کنار پیامدهایی چون بستهشدن تنگه هرمز و توان موشکی جمهوری اسلامی، صریحاً از تضعیف مواضع اصلاحطلبان به عنوان یکی از اصلیترین هزینههای این اقدام نام برد. این اظهارات پرسش اساسی را پیش میآورد که چرا یک مقام ارشد دشمن تا این حد نگران سرنوشت یک جریان سیاسی در داخل ایران است و پاسخ را باید در ماهیت ایده محوری این جریان جستوجو کرد.
سالهاست که جریان غربگرا با ادعای تنشزدایی و مذاکره نجاتبخش، نسخه تسلیم و مذاکره پیچیده است. تجربه تاریخی به ویژه در جریان برجام و بمباران میز مذاکره قبل از جنگهای اخیر نشان داد که آمریکا درست در اوج انعطاف و امتیازدهی دولتهای مدعی اصلاحات، دست به حمله زده است. با افشای پوچی ادعای تنشزدایی و اثبات این واقعیت که دشمن جز به نابودی کامل ایران راضی نمیشود، پایگاه اجتماعی این جریان با بحران شدید ناکارآمدی مواجه شده است و این دقیقاً همان نقطهای است که واشنگتن از آن هراس دارد.
ابعاد این بازی مشترک زمانی آشکارتر میشود که به گزارش مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل نگاهی بیندازیم. این اندیشکده امنیتی-اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در گزارشی به صراحت تأکید کرده بود که برای دوران گذار و پس از فرسایش حاکمیت، گزینه پهلوی به هیچ وجه توانایی سازماندهی ندارد و مدعیان اصلاحات بهترین، دستبهنقدترین و کارآمدترین گزینه برای نقشآفرینی به عنوان پل عبور به سوی نظم سیاسی جدید مورد نظر غرب هستند. در بخشی از این گزارش آمده است که چهرههای این جریان با اتخاذ مواضع ضدحاکمیتی، ازسرگیری مذاکرات بیقید و شرط، تعلیق غنیسازی، آزادی محکومان امنیتی و حذف نهادهای انقلابی مانند سپاه پاسداران را مطالبه میکنند و این اقدامات میتواند ستون فقرات ایدئولوژیک نظم جدید را فراهم سازد.
در همین راستا، محسن هاشمی رفسنجانی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، اخیراً در سرمقالهای در روزنامه سازندگی با عنوان «یک دوراهی و هشت ابهام» به میدان آمده تا به زعم خود کشور را سر یک تصمیم سخت قرار دهد. وی در این یادداشت، با ردیف کردن مجموعهای از شبهات اقتصادی و نظامی، مدعی شده که کشور بر سر یک دوراهی قرار دارد: راه نخست بازگشت به آتشبس و تفاهمنامه و رفع محاصره و راه دوم بسته نگه داشتن تنگه هرمز و تقابل آتش با آمریکا و مقاومت اقتصادی، اجتماعی و امنیتی. نویسنده با تطهیر خط سازش و نادیده گرفتن تجربه پرهزینه برجام، صریحاً نفع کشور را در انتخاب راه نخست میداند و ادعا میکند که این راه با وجود اینکه کاملاً مطلوب ایران نبود، امتیازات مهمی نظیر رفع محاصره دریایی، فروش نفت و دریافت درآمد ارزی و تعلیق تحریمها را به همراه داشت. وی حماسه اقتدار نظامی در تنگه هرمز را زیر سؤال برده و با دلسوزیهای نادرست برای اقتصاد، نسخه تسلیم بیقید و شرط را کانالیزه میکند.
جنگطلبان جمهوریخواه و دموکراتهای مکار، دو روی یک سکه هستند که هر دو تضعیف، تجزیه و مهار ایران قوی را هدف گرفتهاند. اگر جمهوریخواهان با لفاظی و جنگ به میدان میآیند، دموکراتها پروژه استحاله و خلع سلاح را از طریق ابزارهایی چون برجامها پیش میبرند؛ ابزارهایی که پیادهسازی آنها مستلزم وجود و قدرتگیری جریان اصلاحات در داخل کشور است. سخنان سناتور مارکلی و خطدهی مؤسسات امنیتی تلآویو ثابت میکند که مدعیان اصلاحات، نه یک رقیب سیاسی شناسنامهدار داخلی، بلکه سرمایههای اسرائیل و آمریکا برای تضعیف مؤلفههای قدرت ملی ایران هستند. سوگواری سناتور آمریکایی برای تضعیف غربگرایان داخلی، بهترین سند برای اثبات حماقت کسانی است که هنوز درمان مشکلات کشور را در لبخند قاتلان فرزندان این مرز و بوم میجویند.
در حوزه اقتصادی نیز شاهد ناکارآمدیهای آشکاری هستیم. چند روز بیشتر از ادعای رئیسکل بانک مرکزی درباره کنترل تورم در تیرماه نگذشته بود که بررسی و راستیآزمایی قیمت ۵۳ قلم کالای مصرفی، تصویری معکوس و واقعی از بازار ارائه داد و این ادعا را به چالش کشید. بر اساس آمار منتشر شده از نرخ تورم و مقایسه قیمتها با خرداد، از میان ۵۳ قلم کالای منتخب، ۴۱ قلم افزایش قیمت بیش از نرخ تورم نقطهای داشتند که بیشترین افزایش قیمت متعلق به گروه سبزیجات بود. هویجفرنگی با رشد ۴۰.۲ درصدی، پرتقال با ۲۵.۱ درصد، سیبزمینی با ۲۰.۵ درصد و سیب با ۱۷.۶ درصد بیشترین افزایش قیمت را نسبت به خرداد ثبت کردهاند.
سال ۱۴۰۱، عبدالناصر همتی در مصاحبهای با انتقاد از مدیریت اقتصاد دولت سیزدهم گفته بود که اگر میدانستید وضعیت خراب است چرا آمدید مسئولیت قبول کردید و وعده دادید و حالا که مسئولیت قبول کردید چرا با انداختن مشکلات به گردن دیگران مسئولیت اجرا نشدن وعدهها را به گردن نمیگیرید؟ او پیشنهاد داده بود که اگر واقعاً گمان میکنید قبلیها وضع را خراب کردهاند و شما نمیتوانید آن را درست کنید، استعفا بدهید و کنار بروید. دو سال پس از این پیشنهاد، همتی در قامت وزیر اقتصاد به کابینه دولت چهاردهم راه یافت تا با ادعای خود آزمایش شود. دیماه ۱۴۰۳ هنگامی که متولی و سکاندار وزارت اقتصاد بود، برای توضیح نابسامانی و افزایش روزافزون قیمت ارز به کمیسیون دعوت شد، اما سخنان او در جلسه نهتنها از التهاب بازار نکاست، بلکه به شتاب قیمتها افزود. همتی در آن جلسه گفت که اگر تورم آمریکا را در نظر نگیریم، قیمت دلار حدود ۷۳ هزار تومان است؛ ادعایی که مثل بنزین روی آتش، بازار ارز را شعلهور کرد و در عرض چند ساعت دلار به کانال ۷۸ هزار تومان پرتاب شد و قیمت اجناس بالاتر رفت.
با دهنکجی دولت به رأی نمایندگان، چند ماه پس از استیضاح، میز همتی به ساختمان بانک مرکزی منتقل شد تا سیاستهای او کمافیالسابق بر معیشت مردم سایه افکند. دیماه ۱۴۰۳ همتی در قامت رئیسکل بانک مرکزی وعده ثبات اقتصادی و مهار نرخ ارز داد، اما همچون گذشته، وعده او معکوس و بازار ملتهب شد. اخیراً نیز بازار به وعدههای رئیسکل بیاعتناست و روزنامههای اجارهای که زیر بیرق او سینه میزنند، بیآنکه به گذشته رجوع کرده و ناسخ و منسوخ وعدهها و عملکرد او را بررسی کنند، به تمجید و توجیه مشغولاند.
در مقابل این رویکردها، مفهوم صبر فعال به عنوان یک راهبرد هوشمندانه در مواجهه با تهدیدات دشمن مطرح میشود. صبر فعال یعنی دشمن نتواند با تهدید، پیش از دست زدن به حمله، امر ما را از دست ما بگیرد و ما تا لحظه آخر، صاحب امر خویش بمانیم. صبر فرار نیست، بلکه فاصلهای محافظت شده است. کسی که هر تهدید و تحلیل و شایعه را بیوقفه دریافت کند، ظاهراً در متن واقعه است، اما عملاً استقلال ادراکی خود را از دست داده است. صبر فعال یعنی عمل مسئولانه بدون چشمپوشی از نتیجه، نه انتظار منفعلانه برای مداخلهای بینیاز از تدبیر. دشمن تهدید کرده است؟ خباثت دشمن را واقعی بدان، اما کشور و زندگیت را در اختیار تهدیدکننده قرار نده. سهم خود را از نظم و توان و راستی و پیوند اجتماعی نگه دار. سیاست جنگی را نه با شدت شعار که با میزان حفظ استقلال تصمیم، توان ملی و امکان رشد اجتماع و کشور بسنج.


