جنگ غیرمستقیم علیه ایران: از اندیشکده تا شایعه و سایبر
در جنگ شناختی و اطلاعاتی علیه ایران ابزارهای سنتی نظامی جای خود را به کلمات، تصاویر، شایعات و حملات سایبری دادهاند. پس از شکست فشارهای نظامی و تحریمها، غرب بهطور سیستماتیک از روشهای جنگ شناختی برای تضعیف موقعیت ایران استفاده میکند. گزارشهای محرمانه درباره فعالیتهای هستهای ایران و تحرکات منطقهای تنها بازتابی از نگرانیهای استراتژیک غرب هستند که تلاش میکنند تا هر موفقیت دیپلماتیک ایران را به چالش بکشند.
جنگ اطلاعاتی به حملات سایبری نیز کشیده شده است، همچون حمله به شهرداری تیرانا که پاسخی به میزبانی آلبانی از سازمان منافقین بود و پیامی راهبردی به همراه داشت. شایعات و تحریفهای اطلاعاتی، بهویژه در زمانهای حساس از نظر سیاسی، بهعنوان ابزارهای تضعیفکنندهی موقعیت ملی عمل میکنند. در این شرایط، ایران دیگر نباید قربانی این تلههای روانی شود و لازم است با هوشیاری، روایتهای مستند تولید کرده و ظرفیت بازخوانی دقیق منطق رقیب را تقویت کند.
این جنگ شناختی و اطلاعاتی نشاندهندهی اهمیت استراتژیک روایتها در عرصه سیاست و دیپلماسی است.
در جنگی که امروزه علیه ایران به راه افتاده، گلوله تنها ابزارِ آسیبرسانی نیست؛ بلکه کلمه، تصویر، شایعه و کد مخرب سایبری اغلب اثربخشتر عمل میکنند. دشمن، پس از آنکه با استفاده از فشار نظامی و تحریمهای اقتصادی نتوانست ایران را از صحنه منطقهای خارج کند، بهطور سیستماتیک به «جنگ شناختی» روی آورده است: جنگی که در آن مرزها محو میشوند، رسانهها به میدان نبرد بدل میگردند و هر خبرِ بهظاهر بیضرر میتواند بخشی از یک طرح روانی طولانیمدت باشد.
گزارشهای پیدرپی اندیشکدههای واشنگتن و بروکسل درباره «احیای ابعاد تسلیحاتی» فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران، یا «تقویت شبکه نیابتی تهران» در منطقه، نه نشانههایی از اطلاعات جدید، که بازتابی معکوس از نگرانیهای استراتژیک غرب است. این روایتها هدفمند طراحی شدهاند تا هر بار که ایران در میدان دیپلماسی یا مقاومت موقعیت خود را تثبیت کند، فضایی برای تشدید فشار ایجاد شود. وقتی موشکهای دفاعی ایران در جنگ ۱۲ روزه، رژیم صهیونیستی را به زانو درآوردند، واکنش غرب نه محاسبه نظامی، که راهاندازی چرخه رسانهای «اقدامات تهاجمی ایران» بود.
این جنگ اطلاعاتی به سایبر نیز کشیده شده است: حمله گروههای هکری ایرانی به شهرداری تیرانا در سال ۱۴۰۴، مستقیماً در پاسخ به میزبانی آلبانی از سازمان منافقین — که خود به یک «مناطق خودمختار تروریستی» در مانز تبدیل شده — انجام گرفت. این نه تنها عملیاتی نظامی-سایبری بود، که پیامی راهبردی: تهران دیگر اجازه نمیدهد زمین بازی برای تهدیدات نرم و سخت از سوی گروههای تحتحمایه غرب در خاک کشورهای ثالث فراهم شود.
در این بستر، شایعهپراکنی مانند «مذاکره غیرمستقیم ایران با آمریکا از طریق عربستان» — که توسط رسانههایی مانند رویترز و برخی نشریات داخلی اجارهای، درست در لحظه تصویب قطعنامه جدید آژانس مطرح شد — نقشی کلیدی ایفا میکند: تضعیف جایگاه اقتدار ملی و ایجاد سوءظن عمومی به خط سیاست خارجی. اما تهران دیگر قربانی چنین تلههای روانی نیست. امروز، جنگ روایتها نیازمند هوشیاری، تولید روایت مستند و قدرت بازخوانی دقیق از منطق رقیب است — نه واکنشی احساسی یا تسلیمشدن در برابر ضربات زبانی دشمن.
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


