بیانیه ۱۸۰ شبهکارشناس؛ تکرار خطای راهبردی یا تریبون داخلی برای فشارهای خارجی؟
در شرایطی که ایران پس از حمله نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا، در آستانه آتشبس قرار دارد، انتشار بیانیهای با امضای ۱۸۰ نفر از چهرههای دانشگاهی و مدعیان اقتصاددانی، موجی از انتقادات را برانگیخته است. این بیانیه که با عنوان «فراخوان به مذاکره با غرب» منتشر شده، نهتنها از سوی کارشناسان بهعنوان تکرار خطای راهبردی و تسلیم در برابر فشارهای خارجی قلمداد شده، بلکه بهعنوان تریبون داخلی برای همصدایی با اهداف دشمنان تحلیل میشود.
نویسندگان بیانیه، با تأکید بر «مذاکره سازنده با آمریکا و اروپا»، مدعی شدهاند که این راهکار میتواند از «بروز مجدد جنگ» و «فشارهای اقتصادی» جلوگیری کند. این پیشنهاد در حالی مطرح میشود که آتشبس اخیر، نتیجه قدرت بازدارنده ایران و نه مذاکرات دیپلماتیک بوده است. کارشناسان معتقدند که دعوت به مذاکره فوری در شرایط کنونی، پیامی جز «استیصال راهبردی» به دشمن مخابره نمیکند و ایران را در موضع ضعف قرار میدهد.
به باور تحلیلگران، امنیت ایران نه از طریق مذاکرات بیپشتوانه، بلکه از طریق توان موشکی، عمق راهبردی منطقهای و اراده برای اقدام متقابل تأمین شده است. این در حالی است که بیانیهنویسان، با نادیده گرفتن گرامر قدرت در روابط بینالملل، امنیت را محصول «لبخندهای دیپلماتیک» قلمداد کردهاند.
یکی از انتقادات جدی به این بیانیه، مصادره سرمایه اجتماعی و تضعیف ساختارهای حاکمیتی است. نویسندگان با طرح مفاهیمی چون «آزادی» و «شایستهسالاری»، در واقع به دنبال استحاله درونی نظام و مهندسی وارونه سرمایه اجتماعی هستند. آنها انسجام ملی حاصل از مقاومت مردم در برابر تجاوزات را به حساب «نارضایتی عمومی» واریز کرده و آن را ابزاری برای فشار بر حاکمیت تبدیل میکنند.
علاوه بر این، تأکید بیانیه بر تکنوکراسی و شایستهسالاری، در واقع اسم رمزی برای نشاندن بدنه سیاسی خاص است. شایستگی در جمهوری اسلامی، ترکیبی از تخصص فنی و تعهد به آرمانهای استقلالطلبانه است، نه صرفاً تبعیت از مدلهای نولیبرال و بانک جهانی.
طنز تلخ این بیانیه، آنجاست که معماران بحرانهای اقتصادی گذشته، اکنون در ردای منجی ظاهر شدهاند. افرادی چون عباس آخوندی، مسعود نیلی و حسین عبده تبریزی که نقش بسزایی در تورم ساختاری، نابرابری و وابستگی اقتصادی داشتهاند، اکنون طلبکارانه خواستار تغییر رویکردهای حاکمیتی هستند.
کارشناسان معتقدند که این جریان فکری، نهتنها مسئولیت شکستهای گذشته را نپذیرفته، بلکه همچنان بر تکرار نسخههای شکستخورده اصرار دارد. سیاستهایی چون ارز ۴۲۰۰ تومانی، خصوصیسازیهای رانتی و تکیه بر مدلهای نولیبرال، همگی محصول تفکر همین جریان است که کشور را به بحرانهای کنونی دچار کرده است.
نکته قابل تأمل، همصدایی این بیانیه با مواضع آمریکا و رژیم صهیونیستی است. در حالی که ترامپ و نتانیاهو، مذاکرات را پوششی برای فشارهای امنیتی و رسانهای قلمداد کردهاند، نویسندگان بیانیه نیز بر فعالسازی دیپلماسی با همین کشورها تأکید میکنند. این رویکرد، نهتنها واقعیتهای ژئوپلیتیک را نادیده میگیرد، بلکه تریبون داخلی برای مشروعیتبخشی به فشارهای خارجی است.
در نهایت، این بیانیه نهتنها اعتبار علمی و کارشناسی ندارد، بلکه بازتابی از منافع جناحی و همصدایی با اهداف خارجی است. ایران برای عبور از چالشهای پیشرو، نیازمند وحدت داخلی، تقویت قدرت بازدارنده و اجتناب از تکرار خطاهای راهبردی است.
کلمات کلیدی : بیانیه ۱۸۰ نفره، مذاکره با آمریکا، قدرت بازدارنده ایران، تضعیف حاکمیت، شایستهسالاری، انتقاد از مدیران اقتصادی، وحدت داخلی.
پایان پیام
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


