بحران روایت در ایران: چالشها و فرصتهای فضای رسانهای جدی
خلاصه:
امروز جامعه ایران با چالش عمیقی به نام «بحران روایت» مواجه است که پیچیدگی و تاثیرگذاری بیشتری پیدا کرده است. این بحران، که ناشی از کاهش شدید سرمایه اجتماعی به ۲۶.۵ درصد است، نشاندهنده فاصلهای عمیق بین واقعیتهای زندگی و روایتهای موجود در فضای عمومی است. با رشد اخبار ساختگی در شبکههای اجتماعی، مانند ویدئوهای جعلی که با هوش مصنوعی تولید میشوند، نگرانیها در جامعه افزایش یافته است.
با این حال، مردم بهطور فعال وارد عرصه راستیآزمایی شده و با بررسی دقیق محتوای منتشرشده، روایتهای نادرست را خنثی کردهاند. این نشان میدهد که جامعه هنوز قادر به ایجاد روایتهای درست از طریق مشارکت عمومی است.
همزمان، رسانهها و ابزارهای حکمرانی دچار ضعف و کندی در پاسخ به تحولات سریع رسانهای شدهاند. پلتفرمهایی مثل اینستاگرام و تیکتاک به میدان اصلی رقابت فرهنگی تبدیل شدهاند و کشورها باید به تولید روایتهای فرهنگی بومی بپردازند.
برای مقابله با این وضعیت، نیاز است که تولید محتوای صادقانه و مبتنی بر واقعیت تقویت شود، تا اعتماد مردم بازسازی گردد. سیاستگذاری فعال و ایجاد فضایی شفاف و گفتوگو محور با جامعه، کلید نجات از بحران روایت کنونی است.
جامعه امروز ایران با چالشی مواجه است که بیش از هر زمان دیگری پیچیده، چندلایه و اثرگذار شده است: بحران روایت. آنچه در گذشته تنها یک عملیات رسانهای پراکنده بود، اکنون به نبردی فراگیر تبدیل شده که در آن هویت، اعتماد و آرامش روانی جامعه هدف قرار گرفته است. کاهش سرمایه اجتماعی به عدد نگرانکننده ۲۶.۵ درصد، یکی از پیامدهای مستقیم همین وضعیت است؛ جامعهای که احساس میکند میان واقعیتهای زندگی و روایتهایی که از آن ساخته میشود، فاصلهای عمیق شکل گرفته است.
این بحران زمانی پیچیدهتر میشود که بدانیم بخش قابل توجهی از اخبار و محتواهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، ساختگی و بر پایه فناوریهای جدید تولید تصویر و ویدئو هستند. در هفتههای اخیر نمونههایی از ویدئوهای جعلی درباره زنان ـ شامل رقص روی خودرو، برهنگی در مترو و بازرسی ساختگی ـ فضای افکار عمومی را ملتهب کرد، در حالی که همه این ویدئوها با هوش مصنوعی ساخته شده بودند. همین الگو درباره اینترنشنال و رسانههای همسو نیز صادق است؛ رسانههایی که با انتشار تیترهای جنگی، میکوشند جامعه را در وضعیت اضطراب دائمی نگه دارند.
با این حال، یک تحول مهم در برابر این موج رخ داده است: مردم به شکل بیسابقهای وارد عرصه راستیآزمایی شدهاند. کاربران عادی شبکههای اجتماعی با بررسی فریمبهفریم ویدئوها، تناقضها را آشکار کردند و قبل از اینکه روایتهای ساختگی جا بیفتد، آنها را خنثی کردند. این حرکت جمعی نشان میدهد که جامعه، برخلاف عملیات روانی دشمن، هنوز توان ایجاد «روایت درست» را دارد؛ روایتی که از دل تجربه، بصیرت و مشارکت عمومی ساخته میشود.
در کنار جنگ روایتها، چالش دیگری نیز پدیدار شده است: فاصله گرفتن ابزارهای حکمرانی از سرعت تحولات رسانهای. پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، تیکتاک و تلگرام میدان اصلی رقابت فرهنگی شدهاند و در آینده، این رقابت به حوزههایی چون هوش مصنوعی مولد، متاورس و واقعیت مجازی منتقل خواهد شد. در چنین فضایی کشوری موفق است که نهفقط مصرفکننده محتوا، بلکه تولیدکننده روایت فرهنگی بومی باشد؛ روایتی که بر ریشههای تاریخی و اصالت فرهنگی تکیه دارد و میتواند در میدان جهانی شنیده شود.
نکته نگرانکننده دیگر، ضعف ساختار سیاستگذاری در مواجهه با این تحولات است. وقتی روایتهای جعلی بدون پاسخ رها میشوند، یا وقتی دستگاههای رسمی در انتشار روایت درست تأخیر میکنند، فضای خالی ایجادشده به سرعت توسط جریانهای معارض پر میشود. نتیجه این روند، عمیقتر شدن شکاف اعتماد و افزایش سردرگمی نسل جوان است؛ نسلی که بیش از دیگران در معرض میدان نبرد رسانهای قرار دارد.
در مقابل، راه برونرفت از این وضعیت، تقویت تولید محتوای صادقانه، سریع و مبتنی بر واقعیت است؛ همچنین بازسازی سرمایه اجتماعی از طریق پاسخگویی، شفافیت و گفتوگوی مستقیم با مردم. جامعهای که احساس کند در روایتهای رسمی دیده میشود، کمتر قربانی روایتهای جعلی خواهد شد. از این زاویه، بازگشت به سیاستگذاری فعال، توجه به نشاط اجتماعی و احیای سرمایه اعتماد، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


