بازتاب بین‌المللی جنگ و پیام‌های راهبردی ایران

شما اینجا هستید

بازتاب بین‌المللی جنگ و پیام‌های راهبردی ایران
 
معرفی پهپاد جدید «حدید ۱۱۰» توسط رسانه‌های غربی در میانه نبردهای اخیر، پرسش‌های تازه‌ای را درباره معادلات قدرت در منطقه برانگیخته است. روزنامه تلگراف در گزارشی دقیق به ویژگی‌های منحصربه‌فرد این پهپاد اشاره کرده و آن را نه فقط یک سلاح، بلکه پیامی روشن به کاخ سفید توصیف کرده است. سرعت بالای بیش از سیصد مایل در ساعت، موتور توربوجت و پرتابگر سوخت جامد، همگی نشان از تحولی کیفی در توان موشکی و پهپادی ایران دارند. این پهپاد که برای عبور از سامانه‌های پدافندی آمریکا طراحی شده، در میانه جنگی که ماه‌ها طول کشیده رونمایی شده و بیانگر عزم سپاه پاسداران برای به‌چالش کشیدن برتری هوایی دشمنان است.
در سوی دیگر میدان، التماس‌های آشکار یکی از جاسوسان ارشد موساد، ابعاد تازه‌ای از کابوس اسرائیل را آشکار کرده است. منشه امیر که سال‌ها در سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی فعالیت داشته، در مصاحبه‌ای عجیب به تحقیر یمنی‌ها پرداخته و آنها را مردمی عقب‌مانده و مستضعف توصیف کرده که با دمپایی راه می‌رفته‌اند. این جاسوس صهیونیست به صراحت اعتراف کرده که جمهوری اسلامی، این مردم را بسیج کرده و اکنون باب‌المندب در اختیار آنهاست. او که از شدت درماندگی زبان به تمجید از دشمنان گشوده، از ترامپ، کشورهای اروپایی، چین و روسیه خواسته تا نگذارند این وضعیت ادامه پیدا کند. این اظهارات که بیش از هر چیز به زاری و استغاثه شباهت دارد، نشان می‌دهد که محاصره دریایی یمن تا چه اندازه ماشین جنگی و اقتصاد رژیم صهیونیستی را فلج کرده است.
طنز تلخ ماجرا در استاندارد دوگانه این جاسوس موساد نهفته است. او بستن باب‌المندب را ناجوانمردانه می‌داند، اما کودک‌کشی در غزه، بمباران زیرساخت‌های ایران و ترور فرماندهان مقاومت را نه تنها ناجوانمردانه نمی‌خواند، بلکه آنها را در چارچوب جوانمردی نظامی تعریف می‌کند. این تناقض آشکار، پرده از حقیقتی مهم برمی‌دارد: رژیم صهیونیستی که تا دیروز خود را قدرت شکست‌ناپذیر منطقه می‌دانست، اکنون در برابر یک محاصره دریایی ساده، دست و پا می‌زند و از هر روزنه‌ای برای فرار از این بن‌بست استفاده می‌کند.
تحلیل‌های اندیشکده‌های آمریکایی نیز نشان از تغییر عمیق معادلات دارد. مجله تایم که پیش‌تر در جلد خود به استقبال «خاورمیانه جدید» رفته و از فروپاشی ایران سخن گفته بود، اکنون ناچار به بازنگری در تحلیل‌های خود شده است. جنگ دوازده‌روزه که با هدف ترور رهبران و نابودی تأسیسات هسته‌ای کلید خورد، نه تنها به اهداف خود نرسید، بلکه ایران را به عنوان اولین قدرت سیاسی جهان که همزمان با دو کشور اتمی مقابله کرده، به جهان معرفی کرد. آنچه رخ داده، فروپاشی هژمونی آمریکا و ظهور ایران در قامت یک قدرت بین‌المللی است. امروز دیگر کسی از برنامه هسته‌ای ایران سخن نمی‌گوید و ترامپ عاجزانه به دنبال راهی برای بازگشایی تنگه هرمزی است که پیش از ماجراجویی او، آزادانه در اختیار همگان بود.
دیپلمات‌های باسابقه آمریکایی به صراحت از شکست کشورشان سخن می‌گویند. فیلیپ گوردون که مسئولیت پرونده خاورمیانه را در دولت اوباما بر عهده داشته، در مجله فارن‌پالسی نوشته که جنگ بی‌پروای ترامپ به ایران امکان داده تا کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد و بر اقتصاد جهان سلطه یابد. توماس رایت، مدیر برنامه‌ریزی استراتژیک شورای امنیت ملی در دولت بایدن، نیز در آتلانتیک اعتراف کرده که ذخایر نفت آمریکا تنها تا چهار هفته دیگر دوام خواهد آورد. او ترامپ را با هربرت هوور مقایسه کرده و هشدار داده که ریاست‌جمهوری آمریکا به تدریج درگیر جنگی شده که هیچ راه خروجی برای آن وجود ندارد.
در این میان، حمله مشترک آمریکا و عربستان به مواضع حشدالشعبی در عراق، ابعاد تازه‌ای از هماهنگی واشنگتن با متحدان منطقه‌ای را نشان می‌دهد. حشدالشعبی که نقشی کلیدی در مهار تروریسم و تأمین امنیت عراق داشته، بامداد چهارشنبه هدف حملات غافلگیرانه قرار گرفت. بر اساس اعلام فرماندهی عملیات این گروه در استان نینوا، این حملات تاکنون هشت شهید و چهار زخمی بر جای گذاشته است. حشدالشعبی در بیانیه رسمی خود، این اقدام را «حملات تروریستی و تجاوزکارانه» توصیف کرده و آن را نقض آشکار حاکمیت ملی عراق دانسته است. فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا اما مدعی شده که این حملات در پاسخ به تهدیدات علیه نیروهای آمریکایی و زیرساخت‌های انرژی عربستان انجام شده است.
آنچه از مجموع این تحولات برمی‌آید، تغییر عمیق در موازنه قدرت منطقه است. ایران با تکیه بر توان پهپادی و موشکی خود، شبکه‌ای از بازدارندگی فعال را ایجاد کرده که دشمنان را ناچار به بازنگری در محاسباتشان کرده است. معرفی پهپاد حدید ۱۱۰ در میانه جنگ، محاصره باب‌المندب توسط یمنی‌ها، شکست راهبردی آمریکا در تنگه هرمز و حتی التماس‌های آشکار جاسوسان موساد، همگی نشان از واقعیتی واحد دارند: معادلات دیروز منطقه دیگر برقرار نیست و قدرت‌های کهنه‌کار، ناگزیر از پذیرش نظم نوینی هستند که محور مقاومت در حال رقم زدن آن است.