به گزارش دفتر ارتباطات فرهنگی
دین برای هدایت همه انسانها در همه اعصار است. پهنه زمین و گستره زمان، حوزه نورافشانی خورشیدِ هماره تابان و همیشه درخشانِ دین که همان «اسلام ناب محمدی» است، میباشد چرا که به تعبیر قرآن کریم: إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّهِ اْلإِسْلامُ1 دین نزد خدا، فقط دین اسلام است. نور هدایت دین تا آنجا که مرز بشریت است میتابد: وَ ما هِيَ إِلاّ ذِكْرى لِلْبَشَرِ2؛ وَ ما هُوَ إِلاّ ذِكْرٌ لِلْعالَمينَ 3 و اختصاصی به عصری خاص یا اقلیمی مخصوص و یا نژادی ویژه ندارد. بنابراین اهداف اسلام ناب، جهان شمول و ابدی است و مخاطب او نیز همه افراد بشرند نه گروهی از مردم حجاز چرا که ما اسلام حجاز و اسلام مکه نداریم؛ اسلام، جهانیست. انقلاب اسلامی نیز که بر پایه اسلام ناب شکل گرفته است، انقلاب اسلام ایرانی نیست بلکه جهانی است و فقط ظرف تحقق آن ایران، به عنوان یک منطقه جغرافیایی خاص است و الا مخاطب انقلاب اسلامی، تمام نقاط عالم و تمام اقوام و ملل است.
محسن مؤمنی
زبان جهانی فطرت
اسلام ناب برای هدایت همگان تنزل یافته و به دنبال پاسخ گویی به «نیازها و آرمانهای فطری» همه بشر است؛ به همین دلیل اسلام ناب و انقلاب اسلامی که انقلابی برآمده از اسلام ناب است، با زبانی جهانی سخن میگویند، زبانی که قابل فهم همه بشریت است لذا محتوایش برای همه بشریت مفید و سودمند بوده و احدی از آن بی نیاز نیست همانند آبی که عامل حیات همه زندگان است و هیچ موجود زنده ای در هیچ عصری از آن بی نیاز نیست.4
از آنجا که همه انسانها مخلوق خداوند هستند و خدای متعال از روح خود در کالبد هر انسانی دمیده است: وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي5 در نتیجه هر انسانی در ضمیر خود میل، گرایش و کششی درونی به سمت خداوند حکیم دارد و بالتبع تمام صفات و فضایل روحی و اخلاقی که سرچشمه از ذات پاک حضرت حق میگیرد را برای خویش میطلبد.6
نیازهای فطری، نیازهای مشترک تمامی انسانها
این خواهش درونی، یک سلسله از نیازهای مشترک را برای هر انسانی رقم میزند که ناگزیر در پی برآورده ساختن آنها میباشد. هر کدام از این نیازها که برآورده شود، انسان خود را یک گام به سمت رستگاری و سعادت جلوتر میبیند. به عبارت دیگر آرمانهای فطری بشر عبارتند از:
1-کمال طلبی
2- جامعه سالم
3- عدالت فراگیر
4- رفاه عمومی
5- صلح بین الملل
6- امنیت
7- آرامش
8- سعادت
حال نکته قابل توجه این جاست که رسیدن به همه این خواستهها و برطرف شدن همه این حوائج، جز از راه عمل به اسلام ناب ممکن نخواهد بود چراکه اسلام ناب، کاملترین نسخه ایست که از سوی خداوند متعال به عنوان خالق انسان توسط انبیای الاهی برای بشریت به ارمغان آورده شده است.
با دقت به خواستهای فطری بشر در مییابیم که از طرفی هر بشری به دنبال کمال است و از نقص و نقصان فراری است، از طرفی دیگر هر راهی غیر از اسلام ناب، ناقص است و ما را به نقصان میرساند. پس عمل به اسلام مساوی رسیدن به کمال است. همچنین هر انسانی، خواهان جامعهای سالم است چراکه جامعه غیرسالم، بشریت را به کمال که یک نیاز فطری است نمیرساند زیرا جامعه محیط رشد انسان است؛ محیط ناسالم، انسان ناسالم تربیت میکند. حال آنچه جامعه سالم را خلق میکند، عمل به اصول اسلام ناب است. به همین ترتیب تمامی خواستههای فطری بشر چنین است و تا اسلام ناب نباشد، برآورده شدن نیازهای فطری، نه تنها امکان پذیر نیست بلکه محال عقلی است.7
تمدن غرب، تمدن فطرت ستیز
این است کارکرد عظیم دین که البته در دنیای مدرن امروز، با اشاعه مکتب و فرهنگ مادی لیبرال دموکراسیِ غرب، که اساسش نفی دین است، به عمد مورد غفلت و تغافل قرار گرفته است. متفکران غربی سالها تلاش کردند تا به مردم جوامع خود بقبولانند که دوره دین گرایی تمام شده و امروزه دوره علم(البته علوم مادی و ماتریالیستی) و تکنولوژی و صنعت است. سالها به مردمان خود گفتند که دین اُفیون است و هیچ پیوندی بین زندگی زمینی و دین آسمانی نمیتواند باشد. مساجد را در کشورهای خود تخریب کرده، حلقوم مؤذنین را بریده و قرآنها را سوزاندند بلکه بتوانند ارتباط بشر را با آسمان قطع کنند اما نتوانستند. شوروی کمونیست که هفتاد و چند سال در ممالک خود با اسلام جنگید، در نهایت با فروپاشی روبرو شد. تئوریهای پوسیده غربی نه تنها دردی را درمان نکرد بلکه بر دردها افزود. انسانی که میتواند خلیفه خدا روی زمین باشد را در حد حیوانی دو پا تنزل دادند و تا توانستند با فطرت حقجوی انسان مبارزه کردند شاید بتوانند آن را نابود کنند. فرهنگ مادی غرب، انسانها را در حد حیوانیت نگه میدارد و با سرکوب نیازهای فطری، انسانها را در حد غرایز تنزل میدهد. انسانی که صرفا خود را در حد تمایلات مادی بشناسد و اساسا تمدنی که بر پایه تامین غرایز شکل گیرد و نه تامین نیازهای فطری؛ این تمدنی شیطانیست و مبتلا شدن به روزمرگی و زندگی تکراری و بدون هدف، امری کاملا طبیعی است و احساس نا امیدی، احساس پوچی، احساس غیرمفیدبودن نه تنها کم نمیشود بلکه هر روز بیشتر میشود و جامعهی سالم، عدالت، رفاه عمومی، صلح بین الملل، امنیت، آرامش و سعادت را در مسلخگاه خویش به قربانی میکشاند.8
انقلاب اسلامی و بیداری فطری جهانی
اما انقلاب اسلامی ایران که بر خواستهی از فطرتهای پاک بود، با طلوع خود قلبها، دلها و ارادههای ملتها را به خود جلب کرد. انقلابی که برخواستهی از فطرتهای خداجوی زنان و مردانی که سالها زیر شکنجهها و ستمهای طاغوتیان تسلیم بوالهوسان نشده بودند و مقاومت کرده بودند؛ بشریت را از خواب غفلت بیدار کرد، پردهها را کنار زد و به انسانها نشان داد که رسیدن به مقام انسانیت و دور شدن از حیوانیت، فقط از راه اسلام ناب محمدی و با پیروی از ولایت فقیه تحقق پذیر است. جوامع بشری اگر بخواهد به این آرمانها دسترسی پیدا کنند راهی جز اینکه تعاملات و مناسبات خود را بر اساس اصول اسلام ناب تنظیم کنند و نظامها، نهادها و ساختارهای جامعه خود را بر اساس اصول اسلام تشکیل دهند ندارند. لذا جهانی بودن اسلام این ویژگی را به آن داده است که برای فهم آن و رعایت اصول آن، نه فرهنگ و زبان خاصی شرط است و نه نژاد و قوم ویژهای، بلکه هر کسی و با هر تیره و نژاد و فرهنگی میتواند خود را تسلیم اسلام کند تا امیال فطریاش برآورده شود و به سعادت و فلاح برسد و این معنای صدور انقلاب است که امام خمینی(ره) میفرمود. از این رو میبینیم امروز صدای عدالتخواهی و حقطلبی در کشورهای مختلف جهان به گوش میرسد و دیگر مختص ایران نیست. جهانی بودن زبان اسلام ناب محمدی و اشتراک فرهنگی آن، در چهره اجتماع دلپذیر سلمان فارسی، صهیب رومی، بلال حبشی، اویس قرنی، عمار و ابوذر حجازی متجلی است؛ همان گونه که جهانی بودن انقلاب اسلامی و اشتراک فرهنگی آن را میتوان در اجتماع عظیم انسانی و انقلابی یاوران انقلاب از شیخ ابراهیم زکزاکی در نیجریه و علامه شهید سید عارف حسین حسینی در پاکستان گرفته تا سید حسن نصرالله در لبنان و شهید سید محمدباقر صدر در عراق دید.9
فطرتهای انقلاب ساز
زبان انقلاب اسلامی که همان زبان اسلام ناب است، سخن گفتن با فرهنگ مشترک مردم است. انسانها اگرچه در لغت و ادبیات از یکدیگر بیگانهاند و در فرهنگهای قومی و اقلیمی باهم اشتراکی ندارند اما در فرهنگ انسانی که همان فرهنگ فطرت پایدار و تغییر ناپذیر است، باهم مشترکند و انقلاب اسلامی با همین زبان و فرهنگ با انسانها سخن میگوید و رسالت خود را شکوفا کردن فطرتها میداند، درنتیجه عمل به اصول اسلام ناب بیداری، تحرک، پویایی و بالاتر از همه انقلاب مستضعفان علیه مستکبران را در میان ملتها به دنبال دارد و این دقیقا همان چیزیست که دشمن تشخیص داده است و البته از آن میترسد. دشمنان ما دانستهاند تا موقعی که انسان فطرتی پاک و دلی باصفا داشته باشد، نه تنها نمیتوانند بر او غالب شوند بلکه ترس غلبه این انسان را بر خود دارند لذا درصددند با تمامی ابزارهای خود اعم از فیلم، انیمیشن، سینما، شبکههای اجتماعی و غیره و با تحریک غرایز و تعطیلی عقل و خرد، قدرت تفکر و اراده را از انسان بگیرند و او را همانند بردهای گوش به فرمان در آورند و این چیزی نیست جز بردگی مدرن! در صدر اسلام نیز پیامبر اکرم(ص) با انسانهایی که خود را شناخته بودند و از اسارتها و بردگیها رها شده بودند، علیه کفار و مشرکین قیام کرد.
اقامه دین با بیداری اسلامی
زبان فطرت و اهداف فطری و راه رسیدن به این اهداف که به تعبیر قرآن همان «صراط مستقیم» میباشد، یگانه راه و تنها زبانیست که عامل هماهنگی جهان گسترده بشریت است لذا هیچ فردی نمی تواند بهانه بیگانگی با آنرا در سر بپروراند. انتهای این صراط مستیم، برپایی و اقامه دین خدا در سرتاسر گیتیست و مقدمه تحقق این امر، بیداری فطری و به تبع آن بیداری اسلامی در میان ملتهاست.
خداوند متعال در آیهای که به «آیه فطرت» مشهور است در قرآن کریم میفرماید: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفًا فِطْرَتَ اللّهِ الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمُونَ10. در این آیه شریفه خداوند دین را با فطرت معرفی میکند و به دلیل همین ویژگیهاست که قرآن کریم، وظیفه همه انسانها و پیامبران را اقامه دین اسلام ناب، قرار داده است کما اینکه در آیه 13 سوره شوری میفرماید: شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصّى بِهِ نُوحًا وَ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهيمَ وَ مُوسى وَ عيسى أَنْ أَقيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فيهِ... بنابراین هدف از ارسال رسل، اقامه دین در تمام لایههای آن میباشد بنابراین از آدم تا خاتم یک حرف را بیان میکردند و به دنبال یک هدف بودند.
چالشهای پیش روی انقلاب و راه رهایی از آن
شاید سوالی ذهن خواننده را به خود مشغول کند که اگر انقلاب اسلامی یک انقلاب برخواسته از فطرت و سرشت انسانهاست و اساسا انقلاب اسلامی بر پایه اسلام ناب است، چرا پس از گذشت 40 سال از عمر خود نتوانسته است به اهداف خود به طور کامل دسترسی پیدا کند؟
برای جواب به این مسئله ابتدا باید چالشهای انقلاب را شناخت و کارآمدی انقلاب اسلامی را با ملاحظه امکانات و موانع پیش رویش به ارزیابی نشست. به طور کلی اسلان ناب با دو دسته از موانع روبروست: 1- چالشهای بیرونی 2- چالشهای درونی، که چالشهای درونی نیز خود به دو دسته تقسیم میشود: الف) چالشهای ساختاری ب) چالشهای مدیریتی و رفتاری.
راه حل رهایی از این چالشها فقط یک چیز است و آن بازگذشت و عمل به اصول اسلام ناب است. برای توضیح مطلب لازم میدانم بخشهایی از وصیتنامه معمار کبیر انقلاب امام خمینی(ره) را بازخوانی کنیم تا ببینیم از نظر آن پیر فرزانه راه رهایی از مشکلات چیست. از نظر حضرت امام(ره) مشکلات بشریت از آنجایی شروع شد که میان قرآن و عترت جدایی افتاد. هنگامی که عترت پیامبر خانه نشین شود و قرآن به دست نا اهلان بیفتد، سرنوشت جامعه بهتر از این نخواهد شد و باید هر روز شاهد مشکل و مصیبت جدیدی باشیم. ایشان در بخشهایی از وصیتنامه خویش مینویسند: «...و كار به جایی رسید كه نقش قرآن به دست حكومتهای جائر و آخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان، وسیلهای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد و مع الاسف به دست دشمنان توطئه گر و دوستان جاهل، قرآن این كتاب سرنوشتساز، نقشی جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنكه باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و كتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا بهكلی از صحنه خارج شد،كه دیدیم اگر كسی دم از حكومت اسلامی برمیآورد و از سیاست، كه نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار(صلی اللّه علیه و آله و سلّم) و قرآن و سنت مشحون آن است، سخن میگفت؛ گویی بزرگترین معصیت را مرتكب شده و كلمه «آخوند سیاسی» موازن با آخوند بیدین شده بود و اكنون نیز هست .و اخیرا قدرتهای شیطانی بزرگ به وسیله حكومتهای منحرف خارج از تعلیمات اسلامی، كه خود را به دروغ به اسلام بستهاند، برای محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانی ابرقدرتها قرآن را با خط زیبا طبع میكنند و به اطراف میفرستند و با این حیله شیطانی قرآن را از صحنه خارج میكنند. ما همه دیدیم قرآنی راكه محمدرضا خان پهلوی طبع كرد و عدهای را اغفال كرد و بعض آخوندهای بیخبر از مقاصد اسلامی هم مداح او بودند؛ و می بینیم كه ملك فهد هر سال مقدار زیادی از ثروتهای بی پایان مردم را صرف طبع قرآن كریم و محال تبلیغات مذهب ضد قرآنی میكند و وهابیت، این مذهب سراپا بیاساس و خرافاتی را ترویج میكند؛ و مردم و ملتهای غافل را سوق به سوی ابرقدرتها میدهد و از اسلام عزیز و قرآن كریم برای هدم اسلام و قرآن بهره برداری می كند.»
دستاوردها و افقهای پیش روی انقلاب
با توجه به نکاتی که بیان شد، این نتیجه حاصل میشود که بالاترین دستاورد انقلاب، بیداری اسلامی در سطح بین الملل و جهان و توجه دادن آنها به فطرت و انسانیت به عنوان تنها راه نجات بشریت است که غیر از آن همه ضلالت و گمراهی است. اگر نبود پیشرفتهای مادی فراوانی که در حوزههای مختلف فنی و مهندسی به برکت انقلاب حاصل شده است، باز هم بیداری اسلامی را میتوانستیم بالاترین ثمره انقلاب دانست. نسل اولی که سال57 انقلاب کرد شاید باور نمیکرد نسلهای بعدی به سرعت در عرصههای علمی، اجتماعی و فرهنگی به جایی برسند که نام ایران را در دنیا مطرح کنند و چشمها را به سمت خود خیره کنند. بالاترین افق پیش روی انقلاب، ظرفیتهای عظیمیست که در حوزههای مختلف فعال شده و مدام روبه افزایش است. امروزه در عرصههای مختلف، تفکر مقاومت چنان در منطقه غرب و جنوب غرب آسیا و حتی اروپا فراگیر شده است به گونهای که توانسته در تمامی عرصهها گامهای موثری برداشته و بر تمامی فتنهها فائق آید اگرچه تا رسیدن به قلهها هنوز فاصله زیاد است.11
نتیجه گیری
طلوع انقلاب اسلامی، ظرفیتهای خفته و نهفته را چنان آزاد کرد و به راه انداخت که هیچ چیز جلودار آن نیست. این فرصتی مغتنم است که باید قدر آن را دانست و از آن به بهترین نحو استفاده کرد؛ فرصتی بینظیر که امروز در اختیار اسلام ناب قرار گرفته است که آینده و آفاقی روشن را نوید میدهد.
پینوشتها:
1. آل عمران، 19.
2. مدثر، 31.
3. قلم، 52.
4. انسانشناسی، محمود رجبی، صفحه 107، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
5. حجر، 29.
6. معارف قرآن، آیت الله مصباح یزدی،جلد1، صفحه356، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ؛ تفسیر تسنیم، آیت الله جوادی آملی، جلد1، صفحه 33.
7. فطرت، شهید مرتضی مطهری، انتشارات صدرا و آینده انقلاب اسلامی، شهید مرتضی مطهری، انتشارات صدرا.
8. توسعه و مبانی تمدن غرب، شهید سید مرتضی آوینی، نشر ساقی ؛ علل تزلزل تمدن غرب، اصغر طاهر زاده، انتشارات المیزان.
9. انقلاب اسلامی و ریشههای آن، آیت الله مصباح یزدی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
10. روم، 30.
11. انقلاب اسلامی جهشی نو در تحولات سیاسی تاریخ، آیت الله مصباح یزدی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).


