سرمایه اجتماعی و انسجام ملی در حماسه تشییع رهبر شهید

شما اینجا هستید

سرمایه اجتماعی و انسجام ملی در حماسه تشییع رهبر شهید
 
حماسه حضور چند ده میلیونی مردم ایران در مراسم وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، بی‌تردید یکی از شاخص‌ترین و راهبردی‌ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام به شمار می‌رود. این حضور عظیم و کم‌نظیر که در تاریخ بشری نظیری برای آن نمی‌توان یافت، فراتر از یک آیین سوگواری ساده بود و پدیده‌ای اجتماعی-سیاسی برای تولید معنا و بازآفرینی هویت جمعی محسوب می‌شود. آنچه در خیابان‌های تهران، قم، مشهد و سایر شهرهای ایران اسلامی به نمایش درآمد، تصویری واقعی از سرمایه اجتماعی عظیم نظام جمهوری اسلامی ارائه داد و نشان داد که پیوند میان ملت و رهبری، فراتر از یک رابطه سیاسی صرف است و ریشه در اعماق باورهای دینی، فرهنگی و تاریخی این مرز و بوم دارد. مردمی که برای آخرین وداع با پیکر مطهر رهبر خود به خیابان‌ها آمدند، با پرچم‌های سرخ و شعارهای خونخواهی، هر یک به‌عنوان کنشگری فعال در این حرکت جمعی حاضر شدند و مناسک تشییع را محملی برای حضور، کنشگری و بیان پیام و مطالبه خود تبدیل کردند. این حضور همزمان اقشار مختلف جامعه با تفاوت‌های قومی، مذهبی، اجتماعی و حرفه‌ای، بیانگر شکل‌گیری تجربه‌ای مشترک از همدلی و همبستگی بود که احساس تعلق به جامعه و سرنوشت مشترک را افزایش داد.
از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، حضور میلیون‌ها نفر در یک مراسم تشییع، نماد مشروعیت اجتماعی، انسجام فرهنگی و سرمایه نمادین یک جریان فکری محسوب می‌شود. در چنین چارچوبی، مرگ نه پایان یک زندگی، بلکه سرآغاز تبدیل شدن به سرمایه‌ای نمادین است که از طریق مناسک عمومی بازتولید می‌شود. مراسم تشییع، عرصه‌ای برای تبدیل این سرمایه نمادین به سرمایه‌ای اجتماعی و سیاسی بوده است و این حضور گسترده از طریق بازتولید معنا، تقویت اعتماد عمومی و فعال‌سازی حافظه تاریخی، به استمرار هویت جمعی یاری رسانده است. مشارکت در آیین‌های سوگواری، سر دادن شعارهای واحد و همراهی با نمادهای ملی و مذهبی آن هم از سوی اقشار و گروه‌های مختلف با سلایق و دیدگاه‌های متفاوت، نشان داد که در لحظات بنیادین، هنوز یک لایه عمیق‌تر از هویت جمعی وجود دارد که می‌تواند افراد متفاوت را کنار هم قرار دهد. مردم شاید در بسیاری از موضوعات با یکدیگر اختلاف داشته باشند، اما در مسائل بنیادینی همچون استقلال، عزت، امنیت و وفاداری به خون شهیدان، دوباره یکدیگر را پیدا می‌کنند و این همان سرمایه گرانبهایی است که دشمنان از درک آن عاجز مانده‌اند.
حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع رهبر شهید، نشانه‌ای بارز از استمرار مکتب فکری ایشان به حساب می‌آید و نشان می‌دهد که اندیشه و آرمان‌های رهبر شهید در میان اقشار مختلف جامعه نفوذ یافته و به بخشی از هویت جمعی آنان تبدیل شده است. این اجتماع مردمی حامل پیام‌های تاریخی، اجتماعی و تمدنی بود و تصویری از هویت، انسجام و آینده ملت ایران را در برابر افکار عمومی جهان به نمایش گذاشت. در این میان، تجدید بیعت با حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به‌عنوان رهبری که قرار است ادامه‌دهنده همان مسیر رهبر شهید باشد، عهدی عمومی با تداوم راه شهید را به تصویر کشید. حضور میلیون‌ها ایرانی در مراسم وداع و تشییع، به نوعی استقبال از ورود و ماندگاری حضور معنوی رهبر شهید در ذهن و قلب میلیون‌ها انسان در ایران و جهان بوده است و این حضور، پاسخ عملی به همه کسانی بود که گمان می‌کردند جامعه ایران خسته، پراکنده و بریده از آرمان‌های نخستین انقلاب است. جامعه‌ای که مرده باشد، چنین صحنه‌ها و رخدادهایی را رقم نمی‌زند و جامعه‌ای که پیوندهایش گسسته باشد، در لحظه فقدان چنین منسجم ظاهر نمی‌شود. خیابان در ایام پس از شهادت و در روزهای تشییع، تبدیل به محل مشاهده حیات اجتماعی انقلاب شد و مردم یکدیگر را دیدند و فهمیدند تنها نیستند و همین دیدن متقابل، بسیاری از تردیدها را فروریخت.
برخی تحلیلگران، این حضور عظیم را به منزله یک رفراندوم دیگر برای مشروعیت‌بخشی و تأیید نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار آورده‌اند، زیرا در آن هیچ چیزی به جز خواست جمعی مردم نقش نداشت و عملاً رأیی آشکار بر تأیید مسیر انقلاب و آرمان‌های رهبر شهید بود. با وجود این، به نظر می‌رسد این حضور فعالانه‌تر و کنشگرانه‌تر از صرف حضور در یک رفراندوم بوده است و پیام‌های متنی و فرامتنی آن چه در داخل کشور و چه در آن سوی مرزهای ایران، بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر بوده است. این حضور برای همسایگان ایران، دولت‌های دوست و از همه مهم‌تر برای دشمنان این مرز و بوم این پیام را داشت که آنان درباره ملت ایران هیچ چیز نمی‌دانند و هنوز جامعه ایرانی را نشناخته‌اند. تصویر اقیانوس انسانی که از تهران تا مشهد، قم و کشور عراق امتداد یافت، در حال بازنویسی تاریخ مقاومت در جهان بود و به ملت‌های آزاده و جبهه جهانی مقاومت نشان داد که می‌توان در برابر هژمونی استکبار، با تکیه بر باورهای بومی و دینی، ایستادگی کرد. این وداع حماسی در گرمای سوزان، یادآور این حقیقت بود که درخت انقلاب و مقاومت، تنها با خون قائدان و اشک ملت‌ها آبیاری می‌شود و ریشه در اعماق تاریخ دارد.
مراسم تشییع در شهر قم، معادله منحصر به فرد این شهر را یکبار دیگر در معرض عموم ناظران داخلی و خارجی قرار داد. رابطه رهبر شهید با شهر قم فراتر از پیوندهای عاطفی و شخصی، دارای پیوندهای بنیادینی از جنس دین، حوزه علمیه، مرجعیت، جهاد و قیام، انقلاب اسلامی و ولایت فقیه است. آیت‌الله خامنه‌ای در واقع شهید شهر قم محسوب می‌شود، همان‌طور که شهید بهشتی و شهید مطهری نیز شهید شهر قم محسوب می‌شوند. پیوندی از جنس دین، حوزه علمیه، مرجعیت، جهاد و قیام، انقلاب اسلامی و ولایت فقیه، بین شهید آیت‌الله خامنه‌ای و شهر قم در جایگاه تاریخی و مذهبی خود برقرار است و این پیوندهای بنیادین یکی از مهم‌ترین اضلاع تشکیل‌دهنده معادله منحصر به فرد قم در مراسم باشکوه و تاریخی رهبر شهید بود. تشییع رهبر شهید در قم، در واقع تکرار حمایت مردم این شهر در سال ۴۱ از امام خمینی(ره) و خلق قیام نوزده دی سال ۵۶ در دفاع مجدد از رهبر قیام و جایگاه مرجعیت بود. قم در مراسم تشییع امام شهید یکبار دیگر همان معادله آفرینی تاریخی خود را تکرار کرد و معنا و باطن واقعی تشییع رهبر انقلاب را - که از زبان آیت‌الله جوادی آملی در مهم‌ترین مسجد ایران گفته شد - با ترکیبی از گسترده‌ترین حضور و پای‌کار بودن شهروندان یک شهر در ادای تکلیف و حمایت از رهبری دینی، در جلوی چشم رسانه‌های داخلی و خارجی به نمایش گذاشت.
حماسه و قیام تشییع رهبر شهید با تأیید بزرگ سیاسی و ملی با حضور میلیونی مردم در پایتخت ایران آغاز شد و در ایستگاه قم عمق معنای باطنی و دینی خود را به نمایش گذاشت و با ادامه تشییع در عراق نیز تراز بین‌المللی و تمدن شیعی و اسلامی خود را به نمایش خواهد گذاشت. آنچه در این مراسم از حماسه و شور و شعور ظهور کرد، امری عادی نبود و بدون اراده الهی، تحقق چنین رویداد بی‌نظیر تاریخی ممکن نبود. این حماسه حضور نه برای وداع، بلکه برای تجدید میثاق و تحکیم پیمان، برای یک حرکت تمدنی جهت انجام کارهای بزرگ در آینده پیش روی از سوی مردم مبعوث شده ایران بزرگ و سرافراز است. در این حرکت تمدنی و آینده‌ساز، کارهای بزرگی باید انجام شود و یکی از این کارهای بزرگ، انتقام خون رهبر شهید است که از اصلی‌ترین خواسته‌های مردم حاضر در مراسم تشییع سرخ به شمار می‌رود. مردم یک‌پارچه شعارهای خونخواهی و گرفتن انتقام سر دادند و این مطالبه از مسئولان کشور، منطبق بر تمامی آموزه‌های دینی، اصول اخلاقی و انسانی و مقررات حقوق بین‌الملل است.
سرمایه‌های اجتماعی بر اعتماد، همکاری، مشارکت و شبکه‌های ارتباطی میان افراد استوار است و این حماسه حضور، خود سیمایی برای اتصال اقشار و گروه‌های اجتماعی مختلف به‌عنوان امت واحده و حول محور یک عامل وحدت‌بخش شکل گرفته است. مردم برای تداوم حضور در تجمعات و حماسه‌آفرینی برای برپایی وداع و تشییعی شایسته رهبر شهید سنگ تمام گذاشتند و اکنون نوبت دولتمردان و مسئولان است که این حضور و این پشتوانه مردمی را ارج نهاده و سرمایه‌های به دست آمده را حفظ کنند. این حضور گسترده و میلیونی را باید به‌عنوان یک فرصت برای انسجام اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی به شمار آورد و بر مبنای آن به تقویت اعتماد عمومی و ترمیم شکاف‌های موجود پرداخت. نباید فراموش کرد که دستاوردهای این حضور میلیونی برای گفتمان‌سازی و پرکردن شکاف‌ها و ترمیم و گسترش سرمایه‌های اجتماعی، ضرورتی است که بر عهده نظام حاکم و دولتمردان قرار دارد. تشییع میلیونی، نمایش سرمایه اجتماعی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل پایداری هر حرکت تمدنی است و نشان می‌دهد که این ملت با تکیه بر سرمایه عظیم اجتماعی خود، توانایی عبور از سخت‌ترین بحران‌ها را دارد. ملتی که در اوج شرایط جنگ ترکیبی و داغ فقدان، اینگونه آگاهانه و منسجم به صحنه می‌آید، پیامی روشن و بازدارنده به جهانیان مخابره می‌کند که شالوده هویت این ملت با شهادت رهبرش نه تنها سست نمی‌شود، بلکه در کوره آزمایش‌های شناختی، به فولادی نفوذناپذیر تبدیل می‌گردد. این سرمایه عظیم اجتماعی، ضامن بقا و تعالی نظام در برابر پیچیده‌ترین تهدیدها و توطئه‌های دشمنان خواهد بود و نشان می‌دهد که ایران آینده‌ای بسیار درخشان خواهد داشت و قرار گرفتن بر قله‌های عزت و افتخار، از طریق ساخت تمدن اسلامی و آماده‌سازی زمینه‌ها برای ظهور، یک امر قطعی است.