طوفان اقتصادی پیش‌رو؛ پیامدهای فاجعه‌بار یک جنگ احتمالی بر بازارهای جهانی

شما اینجا هستید

طوفان اقتصادی پیش‌رو؛ پیامدهای فاجعه‌بار یک جنگ احتمالی بر بازارهای جهانی
 
خلاصه:
 پیامدهای اقتصادی احتمالی یک درگیری نظامی در خلیج فارس می‌تواند بحرانی بی‌سابقه در سطح جهان بدل باشد. کارشناسان سناریوهای مختلفی را ترسیم کرده‌اند؛ از حمله محدود که قیمت نفت را به ۸۰ دلار می‌رساند، تا بدبینانه‌ترین سناریوی جنگ گسترده و مسدود شدن تنگه هرمز که می‌تواند قیمت نفت را به بالای ۱۳۰ دلار برده و شوک تورمی شدیدی به اقتصاد جهانی وارد کند. این بحران فراتر از انرژی، بازارهای مالی را با سقوط بورس و فرار سرمایه به سمت دارایی‌های امن مواجه خواهد ساخت و اقتصاد آمریکا را با افزایش تورم و رکود تورمی تهدید می‌کند. رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی منطقه نیز به دلیل شکنندگی اقتصادی و وابستگی به تجارت، از بزرگ‌ترین بازندگان این ماجرا خواهند بود. در مقابل، ایران با راهکارهایی نظیر خط لوله گوره-جاسک و کاهش وابستگی به دلار از طریق سامانه تسویه بانکی چین (CIPS)، تلاش می‌کند آسیب‌پذیری خود را کاهش دهد. تحلیل نهایی نشان می‌دهد که جنگ، سناریویی «باخت-باخت» برای تمام بازیگران است و عقلانیت اقتصادی باید بر هیجانات سیاسی غلبه کند.
 
در حالی که سیاستمداران در واشنگتن و تل‌آویو از گزینه نظامی علیه ایران سخن می‌گویند، اقتصاددانان و تحلیلگران بازارهای جهانی هشدار می‌دهند که چنین جنگی می‌تواند محرک یک بحران اقتصادی بی‌سابقه در سطح جهان شود. منطقه خلیج فارس که شاهرگ تأمین انرژی جهان است، به یک «پودر انفجار ژئوپلیتیک» تبدیل شده که هر جرقه‌ای می‌تواند آن را به آتش بکشد.
 
سناریوهای مختلف، شوک‌های متفاوت
کارشناسان مراکزی مانند مرکز سیاست جهانی انرژی، سناریوهای مختلفی را بررسی کرده‌اند:
-   حمله محدود: در این حالت، قیمت نفت ممکن است به صورت موقت از محدوده ۶۰ دلار به حدود ۸۰ دلار در هر بشکه جهش کند.
-   حمله گسترده با آسیب به زیرساخت‌های انرژی و تنگه هرمز: این بدبینانه‌ترین سناریو است که می‌تواند قیمت نفت را به محدوده ۱۰۰ تا ۱۳۰ دلار و حتی بالاتر برساند. مسدود شدن تنگه هرمز که ۲۰ درصد نفت دریایی جهان از آن عبور می‌کند، یک شوک تورمی شدید به اقتصاد جهانی وارد خواهد کرد.
-   توافق دیپلماتیک: در صورت کاهش تنش، قیمت نفت ممکن است حتی به سطح ۵۰ دلار نیز سقوط کند.
 
واکنش زنجیره‌ای بازارها: از نفت تا بورس
تأثیرات یک درگیری تنها به بازار نفت محدود نمی‌شود:
-   بازارهای مالی: بورس‌های جهانی بلافاصله واکنش منفی نشان خواهند داد. سرمایه‌گذاران به سمت دارایی‌های امن مانند طلا و اوراق قرضه دولتی آمریکا فرار خواهند کرد. شاخص دلار در کوتاه‌مدت ممکن است تقویت شود، اما در بلندمدت به دلیل تورم و هزینه‌های جنگ، تحت فشار قرار گیرد.
-   اقتصاد آمریکا: هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت، می‌تواند حدود ۰.۴ درصد به تورم آمریکا افزوده و به همان اندازه از رشد اقتصادی آن بکاهد. هزینه‌های جنگ، کسری بودجه فدرال را به شدت افزایش داده و می‌تواند اقتصاد این کشور را به سمت رکود تورمی سوق دهد. افزایش قیمت بنزین و انرژی، قدرت خرید خانوارها را که موتور محرک اقتصاد آمریکاست، تحلیل خواهد برد.
-   اقتصاد رژیم صهیونیستی: این رژیم که ساختار اقتصادی شکننده‌ای دارد، یکی از بزرگ‌ترین بازندگان خواهد بود. اختلال در تجارت خارجی، هوانوردی و زنجیره تأمین، همراه با افزایش هزینه‌های نظامی، می‌تواند در عرض چند روز خسارات میلیاردی وارد کند.
-   کشورهای حاشیه خلیج فارس: حتی کشورهای عربی منطقه نیز در امان نخواهند بود. شوک نفتی می‌تواند برنامه‌های بلندپروازانه تنوع‌بخشی اقتصادی آن‌ها را متوقف کند، هزینه استقراض را افزایش دهد و ثبات سیاسی آن‌ها را خدشه‌دار نماید.
 
راهکارهای ایران برای کاهش آسیب‌پذیری
جمهوری اسلامی ایران نیز از این واقعیت آگاه است و در سال‌های اخیر تلاش کرده تا آسیب‌پذیری خود را کاهش دهد. از جمله این اقدامات می‌توان به تلاش برای فعال‌سازی خط لوله گوره-جاسک برای صادرات نفت بدون وابستگی به تنگه هرمز، و همچنین گسترش همکاری‌های اقتصادی با شرکای شرقی مانند چین اشاره کرد.
وزیر اقتصاد ایران اخیراً بر برنامه‌ای برای اتصال به سامانه تسویه فرامرزی بانکی چین (CIPS) تأکید کرده که می‌تواند وابستگی به سیستم مالی دلارمحور را کاهش داده و انتظارات تورمی را آرام کند. این طرح تحت عنوان «پترو-یوان» مطرح شده و هدف آن تسویه حداقل نیمی از مبادلات نفتی و غیرنفتی با چین است.
 
تحلیل نهایی اقتصاددانان نشان می‌دهد که یک جنگ تمام‌عیار در خلیج فارس، سناریویی «باخت-باخت» برای تمام طرف‌های درگیر و حتی جهان است. افزایش سرسام‌آور قیمت انرژی، تورم جهانی، رکود اقتصادی، بی‌ثباتی بازارها و تشدید فقر، تنها بخشی از تبعات آن خواهد بود. این واقعیت‌های سخت اقتصادی، یکی از قوی‌ترین موانع در برابر وسوسه جنگ‌افروزی است. به نظر می‌رسد عقلانیت اقتصادی، در نهایت مجبور باشد بر هیجانات سیاسی غلبه کند. بقای ثبات اقتصادی جهان، بیش از هر چیز به خویشتنداری بازیگران و مدیریت دیپلماتیک تنش‌ها وابسته است.