تروریسم رسانه‌ای؛ تهدیدی نوین در فضای مجازی

شما اینجا هستید

تروریسم رسانه‌ای؛ تهدیدی نوین در فضای مجازی
خلاصه :
تروریسم رسانه‌ای یا تروریسم سایبری، تهدیدی نوین است که از طریق فضای مجازی و رسانه‌ها، به دنبال تأثیرگذاری بر افکار عمومی، تضعیف اعتماد اجتماعی و تخریب ساختارهای فکری و اقتصادی جوامع هدف است. این نوع تروریسم، با بهره‌گیری از ابزارهای روان‌شناختی، تکنیک‌های جنگ اطلاعاتی و زیرساخت‌های ارتباطی مدرن، به دنبال جعل اطلاعات، ساخت روایت‌های دروغین و دامن‌زدن به اختلافات اجتماعی است. مقابله با این تهدید، نیازمند هوشیاری رسانه‌ای، سواد دیجیتال عمومی، تقویت انسجام اجتماعی و ایجاد سازوکارهای قانونی برای برخورد با جعل‌اطلاعات و جنگ روانی سازمان‌یافته است.
 
در چند دهه گذشته، تروریسم اشکال پیچیده‌تری به خود گرفته و از قالب سنتی خشونت فیزیکی فراتر رفته است. امروزه، خطری که در فضای مجازی و رسانه‌ای شکل می‌گیرد، گاه ابعادی به‌مراتب مخرب‌تر و عمیق‌تر از عملیات خیابانی دارد. این پدیده که به «تروریسم رسانه‌ای» یا «تروریسم سایبری» معروف شده است، با بهره‌گیری از ابزارهای روان‌شناختی، تکنیک‌های جنگ اطلاعاتی و زیرساخت‌های ارتباطی مدرن، به دنبال تأثیرگذاری بر افکار عمومی، تضعیف اعتماد اجتماعی و تخریب ساختارهای فکری و اقتصادی جوامع هدف است.
 
تروریسم سنتی و تروریسم نوین: دو روی یک سکه
 
در تروریسم خیابانی، هدف مستقیم، آسیب جسمانی و ایجاد رعب و وحشت از طریق عملیات انتحاری، بمب‌گذاری یا حملات مسلحانه است. این نوع تروریسم در کوتاه‌مدت اثرگذار است، اما دامنه آسیب آن عموماً محدود به منطقه خاص یا گروهی مشخص است. در مقابل، تروریسم رسانه‌ای تلاش می‌کند تا «ذهن» و «احساسات» جامعه را هدف قرار دهد. این نوع تروریسم، قربانی مستقیم نمی‌گیرد، اما با جعل اطلاعات، ساخت روایت‌های دروغین، تحریف حقایق و دامن‌زدن به اختلافات اجتماعی، بنیان اعتماد عمومی و همبستگی ملی را سست می‌کند. تأثیر این نوع تروریسم ممکن است به‌سرعت آشکار نشود، ولی در بلندمدت توانایی یک جامعه را برای تصمیم‌گیری منطقی و مقابله با چالش‌ها به‌شدت تضعیف می‌کند.
 
تروریسم رسانه‌ای: لشکری در سایه
 
این جریان نوین تروریستی، اغلب زیر چتر سازمان‌های اطلاعاتی یا گروه‌های سیاسی-امنتی خاص فعالیت می‌کند و از شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های بیگانه و حتی حساب‌های کاربری جعلی برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کند. عملیات آن معمولاً در سه محور اصلی متمرکز است:
 
۱. تضعیف ارزش‌ها و نمادها: این رویه با هجمه به مقدسات، ارزش‌های ملی و نمادهای هویت‌ساز یک جامعه آغاز می‌شود. هدف، ایجاد تردید در نسل جوان نسبت به تاریخ، فرهنگ و آرمان‌های جمعی است. وقتی حرمت این نمادها شکسته شود، جامعه در برابر القائات بیگانه آسیب‌پذیرتر می‌شود.
 
۲. جعل واقعیت و کشت‌سازی مجازی: یکی از خطرناک‌ترین ابزارهای تروریسم سایبری، دستکاری اطلاعات و ساخت روایت‌های جعلی از رویدادهاست. با استفاده از عکس‌ها، ویدیوها و اخبار ساختگی، می‌کوشند تا حوادث را به شکلی نمایش دهند که خواست آنها را تأمین کند. مثلاً با بزرگ‌نمایی آمار تلفات یا ارائه تصاویر غیرواقعی از جان‌باختگان، احساسات عمومی را تحریک و فضای غم و خشم مصنوعی ایجاد می‌کنند تا زمینه را برای تنش بیشتر فراهم آورند.
 
۳. هدف قرار دادن اقتصاد و معیشت: محور سوم، حمله به زیرساخت اقتصادی جامعه است. این کار ممکن است از طریق تشویق به اعتصاب‌های کاذب، ایجاد رعب در میان کسبه و فعالان اقتصادی، یا تبلیغات منفی علیه بازار داخلی انجام شود. هدف نهایی، ایجاد بی‌ثباتی اقتصادی، افزایش نارضایتی عمومی و درنهایت، فلج کردن چرخه تولید و تجارت کشور است.
 
تروریسم سایبری و بازیگران خارجی
 
بسیاری از این کمپین‌های تروریستی رسانه‌ای، ریشه در پروژه‌های جنگ روانی کشورها یا سازمان‌های بیگانه دارند. این بازیگران با بودجه و پشتیبانی فنی گسترده، شبکه‌ای از کاربران، صفحات و کانال‌های مجازی را مدیریت می‌کنند تا روایتی یکسویه و اغلب مخرب از وقایع داخل یک کشور ارائه دهند. آنها معمولاً خود را در پشت نقاب جناح‌های سیاسی داخلی، طرفداران دموکراسی یا حامیان حقوق بشر پنهان می‌کنند، اما در پشت صحنه، دستورکار و اهدافی کاملاً بیگانه را دنبال می‌کنند.
 
 
آسیب این نوع تروریسم به مراتب گسترده‌تر و ماندگارتر از یک انفجار در خیابان است. وقتی اعتماد عمومی از بین برود، جامعه در مواجهه با بحران‌های واقعی دچار اختلال و تشتت می‌شود. وقتی ارزش‌ها بی‌اعتبار شوند، نسل جوان دچار سرگشتگی هویتی می‌شود. وقتی اقتصاد هدف قرار گیرد، فقر و ناامیدی زمینه‌ساز ناآرامی‌های بیشتر می‌شود. به عبارت دیگر، تروریسم مجازی به جای تخریب ساختمان‌ها، به تخریب «ساختارهای ذهنی» و «روابط اجتماعی» می‌پردازد.
تروریسم در قرن بیست‌ویکم دیگر محدود به اسلحه و بمب نیست. امروزه، داده‌ها، تصاویر، پیام‌ها و الگوریتم‌ها نیز به سلاح تبدیل شده‌اند. مقابله با این تهدید نامرئی، تنها با ابزارهای امنیتی سنتی ممکن نیست و نیازمند هوشیاری رسانه‌ای، سواد دیجیتال عمومی، تقویت انسجام اجتماعی و ایجاد سازوکارهای قانونی برای برخورد با جعل‌اطلاعات و جنگ روانی سازمان‌یافته است. جامع‌های که بتواند در فضای مجازی نیز از حقیقت و اعتماد دفاع کند، در برابر تروریسم نوین مصون‌تر خواهد بود.