قدرت بازدارندگی و تهدید موشکی؛ سنگ بنای امنیت ملی در برابر بلوف نظامی

شما اینجا هستید

قدرت بازدارندگی و تهدید موشکی؛ سنگ بنای امنیت ملی در برابر بلوف نظامی
خلاصه:
 توانمندی‌های دفاعی ایران و هزینه‌های سرسام‌آور یک احتمال جنگ برای متجاوزان، یک واقعیت است. بر اساس گزارش‌های کارشناسی و اظهارات مقامات نظامی غربی، ایران با در اختیار داشتن زرادخانه‌ای شامل هزاران موشک بالستیک و کروز دقیق، به قدرت برتر بازدارنده در منطقه تبدیل شده است. تمرکز اصلی این توان بر موشک‌های ضدکششی مانند «خیبرشکن» و «شهید حاج قاسم» و نیز موشک‌های کروز دریایی است که قادرند ناوگان‌های هواپیمابر آمریکا و زیرساخت‌های اسرائیل را با دقت هدف قرار دهند و تنگه هرمز را مسدود کنند. در سوی دیگر معادله، رژیم صهیونیستی با هشدارهای جدی درباره ضربه اقتصادی جنگ روبروست؛ جنگی که می‌تواند به تعطیلی بنادر و فرودگاه‌ها، فرار سرمایه و فروپاشی اقتصادی منجر شود. نتیجه نهایی نشان می‌دهد که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، یک «بازی با حاصل جمع صفر» و شکست برای مهاجم خواهد بود و این قدرت سخت در کنار دیپلماسی فعال، مانعی جدی در برابر تهدیدات پوپولیستی است.
 
 
در میان هیاهوی رسانه‌ای غرب درباره احتمال حمله نظامی به ایران، آنچه کمتر برجسته می‌شود، تحلیل واقع‌بینانه از توانمندی‌های دفاعی ایران و هزینه‌ای است که هر متجاوزی باید برای آن بپردازد. گزارش‌های کارشناسی و اظهارات مقامات نظامی نشان می‌دهد ایران نه تنها یک هدف ساده، بلکه یک قدرت بازدارنده با توان ایجاد خسارات غیرقابل قبول برای دشمن است.
اسکات ریتر، بازرس سابق تسلیحات سازمان ملل و افسر ارتش آمریکا، در تحلیلی بی‌پرده اعلام کرد: «ایران، رک و صریح، پادشاه منطقه خاورمیانه است. این کشور توانایی دارد به اراده خود کل ظرفیت تولید انرژی منطقه را از کار بیندازد، آسیب‌های هولناک به پایگاه‌های آمریکا وارد کند و ضربات قاطعی به اسرائیل وارد آورد که توان بقای آن را تضعیف کند.»
این اعتراف تنها یک نظر شخصی نیست. گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌هایی مانند وال‌استریت ژورنال نیز بر داشتن زرادخانه‌ای شامل هزاران موشک بالستیک و کروز با دقت بالا توسط ایران تأکید کرده‌اند. ایران حدود ۲۰۰۰ موشک بالستیک میان‌برد دارد که می‌توانند به اسرائیل برسند و ذخایر قابل توجهی از موشک‌های کوتاه‌برد و کروز ضدکشتی برای هدف قرار دادن ناوگان آمریکا در خلیج فارس در اختیار دارد.
یکی از محورهای اصلی بازدارندگی ایران، توانایی مقابله با ناوهای هواپیمابر آمریکایی، نماد پروژه قدرت این کشور در منطقه است. برخلاف تبلیغات رسانه‌ای، حضور یک یا دو ناو هواپیمابر مانند آبراهام لینکلن در منطقه، با توجه به تجربه عملیات طوفان صحرا (۱۹۹۱) که با حضور چند ناو و نزدیک به یک میلیون نیرو انجام شد، برای حمله به کشوری با توان پدافندی ایران ناکافی است.
ایران اما برای مقابله با چنین تهدیدی، دست خالی نیست. خانواده گسترده‌ای از موشک‌های بالستیک و کروز ضدکشتی توسعه داده است:
-   موشک‌های بالستیک ضدکشتی: ایران به عنوان یکی از معدود کشورهای دارنده این فناوری، موشک‌هایی مانند موشک با سرعت ۸ ماخ و برد ۱۵۰۰ کیلومتر دارد که قادرند اهداف متحرک دریایی را نقطه‌زنی کنند. آزمایش موفقیت‌آمیز شلیک موشک‌های بالستیک به اهدافی در اقیانوس هند در رزمایش‌های گذشته، نمایشی از این توانایی بود.
-   خانواده فاتح و مشتقات آن: موشک‌هایی مانند «ذوالفقار بصیر» با برد ۷۰۰ کیلومتر و «قاسم بصیر» با برد ۱۳۰۰ کیلومتر، که مجهز به سیستم‌های هدایت پیشرفته برای فریب پدافند دشمن هستند.
-   موشک‌های راهبردی: موشک «خیبرشکن» با سوخت جامد، کاهش وزن و زمان آماده‌سازی، و موشک «شهید حاج قاسم» با سرعت ۱۲ ماخ و برد ۱۴۰۰ کیلومتر، از نمونه‌های پیشرفته‌ای هستند که توانایی عبور از هر سامانه دفاع موشکی را دارند.
-   موشک‌های کروز دریایی: موشک‌هایی مانند «خلیج فارس»، «هرمز» و نسخه‌های جدید آن، که می‌توانند با پرواز در ارتفاع پایید از رادارها پنهان بمانند و ناوگان دشمن را در خلیج فارس و دریای عمان تهدید کنند.
 
نگرانی عمیق در تل‌آویو: جنگ برابر است با فروپاشی اقتصادی 
در سوی دیگر معادله، رژیم صهیونیستی قرار دارد که به عنوان محرک اصلی جنگ طلبی علیه ایران شناخته می‌شود. با این حال، رسانه‌های عبری مانند آی‌۲۴نیوز به صراحت هشدار داده‌اند که هرگونه جنگ با ایران، فراتر از یک درگیری نظامی، «ضربه‌ای مستقیم به زیرساخت‌های اقتصادی اسرائیل» خواهد زد. تعطیلی بنادر و فرودگاه‌ها، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش سرسام‌آور هزینه‌های حمل‌ونقل و انرژی، و فرار سرمایه‌گذاران خارجی می‌تواند تنها در چند روز خسارتی معادل میلیاردها شِکِل وارد کرده و حتی به تنزل رتبه اعتباری این رژیم بینجامد.
 
تحلیل نهایی نشان می‌دهد که قدرت موشکی و بازدارندگی ایران، تنها یک عامل تبلیغاتی نیست، بلکه یک واقعیت میدانی است که در محاسبات هر فرماندهی جدی لحاظ می‌شود. توانایی ایران در مسدودسازی تنگه هرمز، هدف قرار دادن پایگاه‌های منطقه‌ای و اصابت به اهداف دریایی دوربرد، هرگونه اقدام نظامی را به یک «بازی با حاصل جمع صفر» یا حتی «باخت-باخت» برای دشمن تبدیل می‌کند. این قدرت سخت، در کنار دیپلماسی فعال و عدم حمایت منطقه‌ای از جنگ، همان دیواری است که تاکنون مانع از تبدیل تهدیدهای پوپولیستی به یک فاجعه تمام‌عیار شده است. ایران به وضوح اعلام کرده که امنیت ملی و توان دفاعی خود را معامله‌پذیر نمی‌داند و این خط قرمز، کلید فهم منطق ایستادگی آن در برابر فشارهاست.