عقبنشینی تاکتیکی واشنگتن؛ چرخش از تهدید نظامی به دیپلماسی در سایه بازدارندگی ایران
خلاصه:
تحلیل تغییر ناگهانی در سیاست خارجی آمریکا نسبت به ایران پس از ماهها تهدید جنگی، با توجه به اظهارات اخیر دونالد ترامپ و تحرکات دیپلماتیک فشرده، حکایت از اولویتیافتن مجدد گزینه مذاکره دارد. این چرخش که ناشی از محاسبات جدید واشنگتن در برابر هزینههای سرسامآور درگیری تمامعیار و شکست پروژههای ناامنیساز است، با سفرهای همزمان مقامات ایرانی به ترکیه و روسیه و میانجیگری آنکارا برای یک «فرآیند مرحلهای» همراه شده است. طرح احتمالی جدید بر مدیریت ذخایر اورانیوم غنیشده به عنوان گام اعتمادساز متمرکز است، در حالی که ایران بر عدم مذاکره درباره توان موشکی خود تأکید دارد. در این میان، مخالفت ۶۰ درصدی مردم آمریکا با جنگ و عدم اجازه کشورهای منطقه مانند عربستان و امارات برای استفاده از حریم هواییشان، فشار بر کاخ سفید را افزایش داده است. تحلیلگران این وضعیت را یک عقبنشینی تاکتیکی ترامپ در برابر واقعیتهای میدانی و قدرت بازدارندگی ایران میدانند، هرچند بیاعتمادی عمیق تهران به وعدههای واشنگتن و نیاز به تضامین امنیتی محکم، چالشهای دور آینده دیپلماتیک را شکل میدهد.
در پی موج گسترده تهدیدهای نظامی واشنگتن علیه ایران طی هفتههای گذشته، صحنه سیاست خارجی منطقه ناگهان شاهد چرخشی قابل توجه بوده است. در حالی که رسانههای نزدیک به کاخ سفید و تلآویو از شمارش معکوس برای یک حمله گسترده خبر میدادند، اظهارات اخیر مقامات آمریکایی و تحرکات دیپلماتیک فشرده، حکایت از اولویتیافتن دوباره گزینه مذاکره دارد.
این تغییر لحن را میتوان به وضوح در سخنان دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مشاهده کرد که پس از ماهها ادعای آمادگی برای «نابودی» تأسیسات ایران، ناگهان در گفتوگو با فاکسنیوز اعلام کرد: «اولویت من مذاکره و توافق با ایران است. ما در حال گفتوگوهای جدی با آنها هستیم.» این اظهارات همزمان شد با توئیت علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، پس از بازگشت از مسکو که در آن از «پیشرفت در شکلگیری ساختاری برای مذاکرات جدید» خبر داد.
تحلیلگران، این چرخش را نشانهای از محاسبات جدید واشنگتن در برابر ریسکهای سرسامآور یک درگیری تمامعیار میدانند. بر اساس گزارشهای میدانی، پروژه ایجاد ناامنی در ایران که با محوریت موساد پیگیری میشد، با هدف زمینهسازی برای حمله نظامی طراحی شده بود. با این حال، به نظر میرسد ارزیابی نهایی از هزینههای چنین جنگی، حتی برای دولت ترامپ، غیرقابل توجیه بوده است.
متن بازی دیپلماتیک: از استانبول تا مسکو
تحرکات دیپلماتیک هفته گذشته شاهد سفرهای همزمان مقامات ایرانی به ترکیه و روسیه بود. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در استانبول با هاکان فیدان و رجب طیب اردوغان دیدار و بر مواضع ثابت ایران مبنی بر آمادگی برای مذاکره مبتنی بر حفظ حقوق حقه کشور تأکید کرد. او تصریح کرد که ایران درباره توان دفاع موشکی خود به هیچ عنوان مذاکره نخواهد کرد.
در سوی دیگر، علی لاریجانی در مسکو با ولادیمیر پوتین رایزنی کرد. به نظر میرسد این دو کانال دیپلماتیک موازی، در نهایت به ایجاد یک «ایده جدید» برای ازسرگیری گفتوگوها منجر شده است. اگرچه جزئیات این طرح هنوز به طور رسمی افشا نشده، اما منابع آگاه اشاره میکنند که محور احتمالی آن، مدیریت ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد ایران به عنوان یک گام اعتمادساز اولیه است.
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، به عنوان یکی از میانجیگران اصلی، به مقامات آمریکایی توصیه کرده است برای توافق با ایران یک «فرآیند مرحلهای» را در پیش بگیرند. تحلیل دنیس سیترونوویچ از اندیشکده شورای آتلانتیک نیز همین دیدگاه را تأیید میکند: «هدف فوری، توقف تشدید تنش است. این کار احتمالاً از طریق یک توافق چارچوبی روی مسائل هستهای، از جمله مدیریت مواد غنیشده، انجام میشود تا زمان بخرد و فضایی برای مذاکرات جدیتر بعدی ایجاد شود.»
صدای مخالف در خود آمریکا و منطقه
نکته جالب توجه، مخالفت گسترده داخلی در خود آمریکا با جنگ است. نظرسنجیهای معتبر نشان میدهد حدود ۶۰ درصد مردم آمریکا با درگیری نظامی مستقیم با ایران مخالفند و نگرانی اصلی، گسترش جنگ و عواقب غیرقابل کنترل آن است. حتی در جناح حاکم نیز صداهایی مانند برخی اعضای جنبش «ماگا» به گوش میرسد که حمله به ایران را «مغایر منافع ملی آمریکا» و در خدمت منافع اسرائیل دانسته و ترامپ را به خاطر آن سرزنش کردهاند.
در سطح منطقه نیز، مخالفت با جنگ آشکار است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی به صورت رسمی اعلام کردهاند اجازه استفاده از حریم هوایی و خاک خود برای حمله به ایران را نخواهند داد. محمد بنسلمان، ولیعهد سعودی، این موضع را در گفتوگویی تلفنی با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، مجدداً تأکید کرد.
بازی شطرنج پیچیده
به نظر میرسد ترامپ، که خود را در گوشه رینگ قرار داده و با تهدیدهای افراطی انتظار تسلیم فوری ایران را داشت، اکنون با واقعیتهای میدانی روبهرو شده است. واقعیتهایی مانند قدرت بازدارندگی ایران، عدم حمایت منطقهای، مخالفت داخلی و پیامدهای اقتصادی فاجعهبار یک جنگ. اگرچه هنوز نمیتوان به طور قطع از کنار گذاشتن گزینه نظامی سخن گفت، اما چرخش به سمت دیپلماسی، نشانهای واضح از عقبنشینی تاکتیکی و خرید زمان از سوی واشنگتن است. نکتۀ کلیدی که تحلیلگران بر آن تأکید دارند، «بیاعتمادی عمیق» تهران به وعدههای واشنگتن است. ایران اعلام کرده که تحت هیچ شرایطی غافلگیر نخواهد شد و هر ساختار مذاکرهای باید تضامین امنیتی محکم و لازم برای پایبندی طرف مقابل را در خود بگنجاند. صحنه برای دور جدیدی از چالشهای دیپلماتیک آماده میشود.
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


