چالشهای سیاست خارجی ایران؛ تقابل گفتمانهای مقاومت و تعامل در برابر تحریمها
خلاصه خبری:
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی تحت تأثیر دو گفتمان متعارض قرار دارد: گفتمان «مقاومت و بازدارندگی حداکثری» و گفتمان «تعامل راهبردی برای عبور از تحریمها». گفتمان نخست بر تقویت توان بازدارندگی و خوداتکایی تأکید دارد، در حالی که گفتمان دوم اصلیترین مانع توسعه اقتصادی را تحریمها میداند و ضرورت مذاکره را مطرح میکند. ناهماهنگی پیامها و مواضع در بین نهادهای مختلف، میتواند به پیچیدگیهای دیپلماتیک منجر شود. موفقیت در سیاست خارجی نیازمند یک ترکیب هوشمندانه از عناصر این دو گفتمان در چارچوبی راهبردی است که هم امنیت ملی را حفظ کند و هم زمینههای دیپلماسی اقتصادی را تسهیل نماید.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در برهه کنونی، در کانون یک میدان تنشزا و پیچیده قرار گرفته است. این میدان توسط دو گفتمان به ظاهر متعارض شکل میگیرد که هر یک منطق خاص خود را دنبال میکنند: گفتمان «مقاومت و بازدارندگی حداکثری» و گفتمان «تعامل راهبردی برای عبور از تحریمها». بررسی دقیق این تقابل گفتمانی، فراتر از یک مجادله سیاسی داخلی، کلید فهم راهبردها و چالشهای ایران در عرصه بینالملل است.
گفتمان نخست که بر حفظ و تقویت توان بازدارندگی به عنوان سنگ بنای امنیت ملی تأکید دارد، ریشه در تجربیات تاریخی و خوانش خاصی از محیط امنیتی منطقه دارد. هسته مرکزی این گفتمان، مبتنی بر این فرض است که در فضای بینالمللی فاقد اعتماد متقابل و مملو از تهدیدات وجودی (همچون برنامههای ترور دانشمندان یا خروج یکجانبه قدرتهای بزرگ از توافقات)، قدرت چانهزنی تنها از موضع قوت و خوداتکایی حاصل میشود. در این چارچوب، دستاوردهای فناورانه در حوزههایی مانند موشکی یا پهپادی نه به عنوان ابزاری برای تهاجم، بلکه به عنوان ضامن غیرقابل انکار بازدارندگی و ابزاری برای افزایش هزینه هرگونه حمله احتمالی به کشور تعبیر میشود. بنابراین، هرگونه مذاکرهای که خواستار تعلیق یا تحدید این توانمندیها تحت عنوان پیششرط باشد، ذیل عنوان «امتیازدهی یکجانبه» و «تسلیم در برابر زور» رد میشود. این گفتمان، راه برونرفت از بنبست اقتصادی را نه در تعدیل مواضع امنیتی، بلکه در تحمل فشار و یافتن راههای نوین برای دور زدن تحریمها از طریق همکاریهای شرقی و منطقهای میداند.
در مقابل، گفتمان دوم با پذیرش اصل اجتنابناپذیری تعامل با نظام بینالملل، بر این باور است که تحریمهای گسترده به عنوان اصلیترین مانع توسعه اقتصادی و معیشتی کشور عمل میکنند. از منظر این دیدگاه، تداوم این فشارها نهتنها موجب فرسایش بیشتر اقتصاد میشود، بلکه در بلندمدت میتواند پایههای اجتماعی و حتی امنیتی کشور را تضعیف نماید. بنابراین، مذاکره هوشمند و فعال، حتی در شرایط سخت، ضرورتی راهبردی برای شکستن حلقه محاصره اقتصادی قلمداد میگردد. طرفداران این نگاه معتقدند میتوان با حفظ اصول کلیدی و استفاده از اهرمهای موجود، در میز مذاکره به توافقی دست یافت که همزمان رفع قابل توجه تحریمها و حفظ کرامت ملی را ممکن سازد. خطر اصلی از نگاه این گفتمان، «انفعال» و از دست دادن فرصتهای دیپلماتیک به واسطه سختیگیری مطلق است. آنها هشدار میدهند که عدم ارائه یک نقشه راه روشن برای تعامل، ممکن است به تدریج ایران را در انزوا و حاشیه قرار دهد.
تعامل این دو گفتمان و چالش ناهماهنگی پیامها:
تعارض اصلی زمانی رخ مینماید که بیان عمومی مواضع از سوی نهادها و شخصیتهای مختلف، فاقد انسجام و هماهنگی لازم باشد. اظهارنظرهای به ظاهر متناقض درباره تمایل یا عدم تمایل به مذاکره، ارزیابی از طرف مقابل، یا تفسیر از شرایط پیششرط، میتواند سیگنالهای گیجکنندهای به جامعه بینالمللی ارسال کند. از یک سو، این ناهماهنگیها میتواند این تصور را برای طرف مقابل ایجاد نماید که مواضع ایران شکننده است و فضای برای اعمال فشار بیشتر وجود دارد. از سوی دیگر، ممکن است موجب تردید متحدان منطقهای و بینالمللی ایران در قابلیت اتکای بر تعهدات آتی شود. این امر، موقعیت دیپلماتیک کشور را پیچیدهتر میسازد.
یاست خارجی موفق در شرایط کنونی، نیازمند ترکیب هوشمندانه عناصری از هر دو گفتمان در یک چارچوب راهبردی واحد است. این چارچوب باید بتواند همزمان سه هدف را دنبال کند: اول، حفظ و مدرنیزه کردن توان بازدارندگی به عنوان یک امر غیرقابل مذاکره و ضامن امنیت. دوم، فعالسازی دیپلماسی اقتصادی تهاجمی برای ایجاد شبکههای تجاری و مالی مقاوم در برابر تحریم. و سوم، طراحی یک معماری دیپلماتیک منسجم که بتواند بدون تن دادن به خواستههای حداکثری، برای کاهش تنش و رفع محاصره اقتصادی، ابتکار عمل را در دست گیرد.
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


