چرا انتخاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای موروثی نیست؟

شما اینجا هستید

چرا انتخاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای موروثی نیست؟

همواره تقلیل‌گرایی مفاهیم، یکی از مهلک‌ترین آفت‌های فهم مسائل سیاسی بوده است. 
یکی از بارزترین تجلیات این تقلیل‌گرایی، شبهه‌ی پراکنده‌شده در اتمسفر رسانه‌ای دشمن مبنی بر «موروثی بودن» انتقالِ زعامت و ولایت به فقیه عالی‌قدر، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، پس از فقدان و شهادت رهبر حکیممان است. 

این ادعا که با استتار در زرورق مفاهیم دموکراتیک پمپاژ می‌شود، از منظر علوم سیاسی و فقه سیاسی، دچار یک مغالطه‌ی ساختاری و قیاس مع‌الفارق بنیادین است، و اصولا و اساساً باطل است.

از منظر فقه سیاسی و مبانی علم اصول، شرطیت تصدی منصب ولایت امر، دائر مدار کشف ملاک و احراز صفات ثبوتیه‌ای چون فقاهت، عدالت مستمر، تدبیر استراتژیک، شجاعت و باقی موارد است. در مکانیزم کشف رهبری، مجلس خبرگان به عنوان یک مجمع نخبگانی، وظیفه‌ی تنقیح مناط و تطبیق این شروط بر مصادیق موجود را بر عهده دارد.

در نظام‌های مونارشی و سلطنت‌های موروثی، انتقال قدرت بر اساس «جبر بیولوژیک» و ژنتیک و خون، بدون هیچ‌گونه فیلتر شایسته‌سنجی، اتوماتیک انجام می‌پذیرد. در این پارادایم، حتی اگر وارث دچار سفاهت یا فقدان عقلانیت سیاسی باشد، حاکمیت سلب نمی‌گردد. اما در دکترین ولایت فقیه، نَسَب، نه عامل ایجاب حق است و نه مانع آن. آنچه موضوعیت دارد، احراز صلاحیت بالفعل در یک دیوان عالی فقهی است. 

اگر فرزند یک فقیه، مراتب اجتهاد را با مرارت‌های علمی در حوزه‌های علمیه طی کرده و به مقام استنباط احکام پیچیده‌ی حکومتی نائل آمده باشد، آیا بناء عقلا حکم می‌کند که وی صرفاً به جرم انتساب خونی، از دایره‌ی انتخاب نخبگانی حذف شود؟

بر اساس این تئوری، حضور مستمر یک شخصیت فقیه در کانون مرکزی تصمیم‌گیری‌های کلان امنیتی و استراتژیک، منجر به شکل‌گیری نوعی دانش ضمنی و تجربه‌ی انباشته‌ای می‌گردد که در هیچ آکادمی علوم سیاسی یا مدرسه‌ی فقهی قابل اکتساب نیست. 

شخصیت رهبر سوم جمهوری اسلامی ایران آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، دهه‌ها در کوران پیچیده‌ترین بحران‌های منطقه‌ای، از تقابل با هژمونیِ استکبار تا ظریف‌ترین معادلات دیپلماسی پنهان، به عنوان یک تحلیل‌گر و مشاور راهبردی حضور داشته است.

این تجربه‌ی زیسته‌ در این سطح، در پیوند با اجتهاد عمیق فقهی ایشان که در کرسی‌های تدریس خارج فقه به اثبات رسیده، یک پروفایل از شایستگی ایشان خلق کرده است. وقتی خبرگان این تخصص بی‌بدیل را انتخاب می‌کند، یک شایسته‌سالاری متقاطع است که با عنصر نَسَب همپوشانی پیدا کرده است.