وقتی آشوب جواب نمی‌دهد؛ ناکامی دشمن در پروژه جنگ ترکیبی و نقش انسجام اجتماعی

شما اینجا هستید

وقتی آشوب جواب نمی‌دهد؛ ناکامی دشمن در پروژه جنگ ترکیبی و نقش انسجام اجتماعی

خلاصه:
تحولات اخیر در ایران فراتر از اعتراضات و ناآرامی‌های مقطعی است و بخشی از یک پروژه چندلایه و از پیش طراحی‌شده محسوب می‌شود که پس از شکست اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه، وارد فاز جدیدی از جنگ ترکیبی با تمرکز بر آشوب داخلی شده است. این پروژه تنها به نارضایتی اقتصادی متکی نبوده، بلکه هدف آن بی‌ثبات‌سازی امنیتی و مقدمه‌چینی برای حملات نظامی است.
حمایت علنی مقامات صهیونیستی و پیام‌های مستقیم ترامپ از تجمع‌های محدود، نشان‌دهنده تلاش برای احیای این پروژه در حال مرگ بود. به‌علاوه، تغییر راهبرد اسرائیل به سمت تجزیه ایران، با استفاده از اقلیت‌های قومی و اپوزیسیون تجزیه‌طلب به‌عنوان «سلاح مخفی» است. رضا پهلوی به‌عنوان مجری میدانی این سناریو انتخاب شده و از ایجاد هسته‌های مسلحانه و خشونت‌آمیز سخن می‌گوید.
اما پروژه دشمن با طرد اجتماعی هسته‌های خشونت‌طلب به شکست انجامید. جامعه ایرانی به‌وضوح میان خواسته‌های مشروع و براندازی خشن مرزبندی کرد و این انسجام اجتماعی از تبدیل اعتراض‌ها به آشوب جلوگیری کرد. ترامپ و همراهانش، از سر استیصال و برای روحیه‌بخشی، به ارائه پیام‌های حمایتی پرداختند، در حالی که مقایسه ایران با کشورهای دیگری مانند ونزوئلا، بخشی از جنگ روایت دشمن است که به ضعف‌های استراتژیک واقعی خود اشاره دارد
 
 
تحولات اخیر ایران را نمی‌توان صرفاً در قالب اعتراض، اغتشاش یا ناآرامی مقطعی تحلیل کرد. آنچه در هفته‌های گذشته رخ داد، بخشی از یک پروژه چندلایه و از پیش طراحی‌شده بود؛ پروژه‌ای که پس از شکست اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه، وارد فاز جدیدی شد: جنگ ترکیبی با محور آشوب داخلی.
شواهد متعدد نشان می‌دهد که این پروژه، تنها متکی بر نارضایتی اقتصادی نبود، بلکه با هدف بی‌ثبات‌سازی امنیتی و مقدمه‌چینی برای فشار یا حمله نظامی طراحی شده بود. به همین دلیل، بلافاصله پس از شکل‌گیری تجمع‌های محدود، شاهد حمایت علنی مقامات صهیونیستی، پیام‌های مستقیم ترامپ و فعال شدن شبکه‌های رسانه‌ای و اکانت‌های هدایت‌شده بودیم؛ چیزی که به‌روشنی از «تنفس مصنوعی» برای یک پروژه در حال مرگ حکایت داشت.
نکته مهم‌تر، تغییر صریح راهبرد اسرائیل است. رژیمی که سال‌ها تلاش می‌کرد خود را حامی تمامیت ارضی ایران نشان دهد، اکنون بدون پرده‌پوشی از تجزیه ایران سخن می‌گوید. گزارش‌های نیوزویک، نه تحلیل شخصی، بلکه اعلام رسمی یک سیاست هستند: استفاده از اقلیت‌های قومی و جریان‌های تجزیه‌طلب به‌عنوان «سلاح مخفی»
در این چارچوب، رضا پهلوی به‌عنوان مجری میدانی انتخاب شده است؛ فردی که با حمایت امنیتی و رسانه‌ای اسرائیل، از عبور از فاز سیاسی به فاز مسلحانه سخن می‌گوید. پیام‌های او درباره تشکیل هسته‌های کوچک، ترور و عملیات خشونت‌بار، تصادفی یا احساسی نیست، بلکه بخشی از سناریوی فشار مرحله‌ای است.
اما چرا این پروژه شکست خورد؟
پاسخ را باید در رفتار جامعه ایرانی جست‌وجو کرد. برخلاف محاسبات دشمن، اعتراض‌ها به آشوب فراگیر تبدیل نشد. بازار، دانشجویان و بدنه اجتماعی، میان «مطالبه» و «براندازی خشن» خط کشیدند. همین طرد اجتماعی هسته‌های خشونت‌طلب باعث شد آشوب، توان یارگیری نداشته باشد.
اینجاست که ترامپ وارد صحنه می‌شود. پیام‌های او نه از سر قدرت، بلکه برای روحیه‌بخشی به شبکه‌ای بود که در حال فروپاشی است. درست مانند زمانی که آمریکا با ربایش مادورو تلاش کرد چهره‌ای مقتدر از خود بسازد، در حالی که واقعیت، نشانه‌های افول و استیصال است.
مقایسه ایران با ونزوئلا، بخشی از جنگ روایت است. دشمن می‌خواهد القا کند «همه کشورها یکسان‌اند»؛ در حالی که تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد ایران، نه از نظر توان نظامی، نه انسجام اجتماعی و نه عمق راهبردی، قابل قیاس نیست.