هشت‌ضلعی تهدید: از داعش تا داده؛ تحلیل گفتمان امنیتی ایران در مواجهه با پروژه بی‌ثبات‌سازی

شما اینجا هستید

هشت‌ضلعی تهدید: از داعش تا داده؛ تحلیل گفتمان امنیتی ایران در مواجهه با پروژه بی‌ثبات‌سازی
خلاصه:
پروژه بی‌ثبات‌سازی علیه ایران، ترکیبی از تهدیدات سخت و نرم است که در یک چارچوب واحد قابل درک است. در بعد سخت، آمریکا نقش فعالی در احیای تروریسم دارد و هدف ایجاد حلقه‌ای از بی‌ثباتی در همسایگی ایران است. در سطح ملی، جنگ روانی و رسانه‌ای با هدف ایجاد روایت‌های ویرانگر و بزرگ‌نمایی ناآرامی‌های داخلی دنبال می‌شود. گفتمان برخی جریان‌های داخلی و اپوزیسیون خارج‌نشین نیز در این پروژه نقش پل ارتباطی دارد. پاسخ راهبردی به این تهدید، بر دو محور «استقلال» و «بازدارندگی» استوار است؛ حفظ توان دفاعی و بازدارنده و همچنین دستیابی به استقلال سایبری از جمله اولویت‌هاست. در این راستا، هشدارهای کارشناسان غربی درباره عواقب حمله به ایران، به عنوان تأییدی بر اثربخشی راهبرد بازدارندگی ایران تلقی می‌شود. گفتمان حاکم، بر یک وفاق ملی حول محور مقاومت، استقلال و هوشیاری در برابر جنگ ترکیبی دشمن تأکید دارد.
 
در منظومه تحلیلی نهادهای امنیتی-رسانه‌ای ایران، تصویری پیچیده اما به هم‌پیوسته از یک پروژه چندوجهی بی‌ثبات‌سازی ترسیم می‌شود که جمهوری اسلامی را از زوایای مختلف مورد هدف قرار داده است. این پروژه، ترکیبی از تهدیدات سخت و نرم است که در یک چارچوب واحد قابل درک می‌شود.
در بعد سخت و امنیت منطقه‌ای، تحلیل‌ها بر نقش فعال ایالات متحده در احیای تروریسم به عنوان یک ابزار ژئوپلیتیک تأکید دارند. گزارش‌هایی همچون انتقال زندانیان داعش از سوریه به عراق یا سازماندهی مجدد تکفیری‌ها، در این چارچوب، نه اشتباه تاکتیکی، بلکه صدور عمدی بحران به همسایگی ایران تفسیر می‌شوند. هدف، ایجاد یک حلقه آتش از بی‌ثباتی است که منابع و توجه ایران را به خود معطوف کند و امنیت مرزها را تهدید نماید. تشکیل دولت در عراق نیز با وجود بهبودهای نسبی، به دلیل ماهیت شکننده نظام سهمیه‌بندی (محاصصه)، همچنان نقطه‌ای آسیب‌پذیر در برابر این مداخلات قلمداد می‌شود.
در سطح ملی، این تهدید به جنگ تمام‌عیار روانی و رسانه‌ای تبدیل می‌شود. سازوکار این جنگ، ایجاد روایت‌های ویرانگر است: از ساخت بحران قحطی و کمبود کالاهای اساسی (که با آمار ذخایر ۶ میلیون تنی نقض می‌شود) تا بزرگ‌نمایی و جهت‌دهی به ناآرامی‌های داخلی. در رأس این عملیات، تصویرسازی یک «ناجی خارجی» قرار دارد؛ نقشی که در ادبیات تحلیلی حاضر، ابتدا به رهبران صهیونیست و اکنون به فردی مانند ترامپ نسبت داده می‌شود. ادعای اخیر ترامپ مبنی بر جلوگیری از اعدام ۸۰۰ نفر، نمونۀ بارز این تقلب رسانه‌ای برای نمایش قدرت و تأثیرگذاری واهم‌انگیز دانسته می‌شود.
نقطه اتصال این دو بعد، گفتمان برخی جریان‌های داخلی و اپوزیسیون خارج‌نشین است که در این تحلیل‌ها، نقش پل ارتباطی و تسهیل‌گر را ایفا می‌کنند. همذات‌پنداری با چهره‌های ضدایرانی مانند زلنسکی، تلاش برای عادی‌سازی رابطه با آمریکا به هر قیمت (گفتمان «نرمال‌سازی» احمد زیدآبادی)، و کانالیزه کردن نارضایتی‌های اجتماعی به سمت آشوب، به عنوان اقداماتی تعبیر می‌شود که آتش جنگ روانی دشمن را شعله‌ورتر می‌کند و فضای داخلی را برای پذیرش مداخله آماده می‌سازد.
پاسخ راهبردی به این هشت‌ضلعی تهدید، در دو کلمه خلاصه می‌شود: «استقلال» و «بازدارندگی». درس‌های جنگ ۱۲ روزه با اسراییل غاصب آمریکا و نمونه فاجعه‌بار اوکراین (که با کنار گذاشتن زرادخانه هسته‌ای خود به وعده‌های غرب اعتماد کرد)، به عنوان گواه تاریخی بر شکست هرگونه اتکا به قدرت‌های خارجی عرضه می‌شود. بنابراین، حفظ و تقویت توان دفاعی و بازدارنده (از جمله توان موشکی و هسته‌ای) غیرقابل چانه‌زنی قلمداد می‌شود.
اما این استقلال تنها به زرادخانه محدود نمی‌شود. نیاز مبرم به موتور جست‌وجوی ملی، نشان می‌دهد که جبهه جدید این نبرد، فضای سایبر و حاکمیت داده است. وابستگی به زیرساخت‌های جست‌وجوی غربی، کشور را در زمان بحران (مانند قطعی اینترنت) در خلأ اطلاعاتی قرار می‌دهد و اقتصاد دیجیتال آن را به تاراج می‌برد. بنابراین، استقلال سایبری به اندازه استقلال دفاعی حیاتی ارزیابی می‌شود.
در این میان، هشدارهای کارشناسان غربی مانند دویچه وله درباره عواقب حمله به ایران (بسته شدن تنگه هرمز)، در واقع به عنوان تأیید غیرمستقیم اثربخشی راهبرد بازدارندگی ایران به کار گرفته می‌شود. این هشدارها نشان می‌دهد که هزینه بی‌ثبات‌سازی منطقه برای طراحان آن نیز بالا است.
نتیجتا اینکه گفتمان حاکم بر این تحلیلات، بر یک وفاق ملی حول محور مقاومت، استقلال و هوشیاری در برابر جنگ ترکیبی دشمن اصرار می‌ورزد. هرگونه تردید یا انحراف از این محور، چه در قالب سیاست‌های اقتصادی نادرست که به فقر می‌انجامد و چه در شکل گفتمان‌سازی‌های رسانه‌ای مرزبندی‌شکن، به معنای تضعیف جبهه داخلی در برابر پروژه پیچیده بی‌ثبات‌سازی دانسته می‌شود که از مرزهای عراق و سوریه تا تلفن همراه هر شهروند ایرانی امتداد یافته است.