مسئله حجاب نیست؛ مسئله یلهگی حکمرانی است
در روزگاری که جامعه ایران از هر سو با پیچیدگیهای هویتی، فرهنگی و سیاسی دستوپنجه نرم میکند، تقلیل مسئله حجاب به دوگانههای کهنه و تکراری، خود به بخشی از مسئله تبدیل شده است. آنچه امروز در خیابانها و فضای عمومی کشور میگذرد، دیگر صرفاً دعوای باحجاب و بیحجاب نیست؛ حتی نمیتوان آن را صرفاً به برهنگی یا پوشش ظاهری تقلیل داد. مسئله اصلی جایی شکل میگیرد که شهروند از حاکمیت این پیام را دریافت میکند که هیچ قاعده و مرز روشنی وجود ندارد و عبور از هر خط قرمزی تنها به یک ایده جدید نیاز دارد. وقتی جامعه در ابهام دائمی نسبت به مرزهای هنجاری زندگی میکند، انتظار رعایت قاعدهای که نه تعریف شده و نه اجرا میشود، بیمعناست.
وضعیتی که امروز در سطح جامعه مشاهده میشود، حاصل یک روند تحولی طبیعی در جامعه ایران نیست، بلکه نشانههای آشکاری از یک طرح کلان و منسجم برای تغییر نظم سیاسی از رهگذر نافرمانی مدنی و استحاله فرهنگی دارد. رشد قارچگونه کافهها و کلونیهای اباحهگری، ضریب دادن به سبکزندگی اقلیتی ولنگار در پلتفرمهای آنلاین و تغییرات روزبهروز پوشش ظاهری زنان به سمت جنسیپوشی، همگی حاکی از آن است که ترویج بیبندوباری در ایران یک پروژه امضادار است. ظواهر امر نشان میدهد این پروژه از سال ۱۴۰۱ بدون هیچ مانع جدی از سوی حاکمیت در حال پیشروی و تحقق گامبهگام اهداف خود بوده است. غالب مسئولان مؤثر در شناخت ابعاد این پروژه ناتوان بودند و در ممانعت از گسترش آن کوتاهی کردند.
هنر حکمرانی در چنین شرایطی، روشن کردن قاعده، معلوم کردن مرز و اجتناب از ابهام دائمی است. سؤال بسیار ساده است که دقیقاً کجا قرار است صدای حاکمیت دربیاید. مشکل اینجاست که به محض طرح چنین سؤالی، پاسخ آماده میشود که الان وقتش نیست، عدهای مترصد آشوباند و دشمن سوءاستفاده میکند. گویی از منظر برخی مدیران، حکمرانی فقط دو حالت دارد؛ یا بیقانونی یا قهریه و زور. این دقیقاً نشانه فقر ابزار حکمرانی است. در عصری که داده، رسانه، فناوری، هوش مصنوعی و تنظیمگری هوشمند در دسترس است، اگر تنها گزینهای که برای اجرای یک قاعده به ذهن مدیر میرسد برخورد فیزیکی باشد، مشکل پیش از آنکه امنیتی باشد، مشکل دانش و توان حکمرانی است.
اما انشالله که خوشبختانه وضعیتی که جامعه در چند ماه اخیر درباره برهنگی و لاقیدی تجربه کرد، یک برکت بزرگ داشت و آن احیای دوباره این پرسش در ذهن اغلب مسئولان کشور بود که باید چه کنیم. در حال حاضر در ساحت اذهان مسئولان این توافق وجود دارد که باید برای این وضعیت کاری کرد، ولو اینکه هنوز به یک تصمیم و اقدام منجر نشده باشد. آنچه میتواند این دغدغه ذهنی را زودتر به برنامه اجرایی برساند، داغ نگه داشتن تنور مطالبه با رویکرد همدلانه و غیرتخریبگرانه است و آنچه میتواند مسیر را کاملاً مسدود کند، فتنهسازی مجدد از حجاب است. جریان اباحهگرا به خوبی فهمیده است که امروز بیش از هرچیز نیازمند یک فتنه جدید با موضوع حجاب است و برای این منظور بیش از هرچیز روی خشم مردم مبعوث حساب باز کرده است. آینده حجاب در ایران روشن است و تنها وظیفه مردم و مسئولان، مطالبه همدلانه و خیرخواهانه و پرهیز از هرگونه اقدامات تنشآفرین در عرصه اجتماعی است.


