قدرت دفاعی ایران؛ توان موشکی و انسجام ملی به عنوان دو ستون امنیت ملی
خلاصه خبری:
تحلیلهای اخیر نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، توان دفاع موشکی خود را به شکل قابل توجهی افزایش داده است. بر اساس گزارشها، ایران در شش ماه گذشته نه تنها تاسیسات آسیبدیده را بازسازی کرده، بلکه ظرفیت تولید موشکهای بالستیک خود را نیز گسترش داده است. این توانمندیها نه تنها یک دستاورد نظامی، بلکه ابزاری دیپلماتیک برای افزایش هزینه هر گونه حمله دشمن به شمار میرود.
جنگ ۱۲ روزه آزمونی برای ارزیابی این تواناییها بود و نتیجه آن نشاندهنده آسیبپذیری زیرساختهای رژیم صهیونیستی در برابر حملات موشکی بوده است. توپی بهنام "شلیک انبوه" نیز مطرح است که به خوبی تأکید میکند که سامانههای دفاعی دشمن نمیتوانند در برابر حمله همزمان تعداد بالایی موشک بالستیک مقاومت کنند.
با این حال، امنیت ملی ایران تنها به قدرت نظامی محدود نمیشود و انسجام ملی نیز یکی دیگر از ارکان مهم آن است. دشمن، پس از ناکامی در میدان نظامی، به تهاجم اقتصادی و روانی روی آورده تا با ایجاد ناامنی و کمبود اعتماد عمومی، همبستگی ملی را تضعیف کند. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داده که مردم ایران نسبت به این تهاجمات هوشیار هستند و بر اهمیت حفظ انسجام تأکید دارند. در نهایت، قدرت موشکی و انسجام ملی، دو مؤلفه اصلی امنیت ایران را تشکیل میدهند و هرگونه تحلیل در زمینه موازنه قوا باید به این واقعیت توجه کند.
تحلیلهای اخیر از فضای امنیتی ایران حاکی از آن است که جمهوری اسلامی در دوران پس از جنگ ۱۲ روزه، موفق به تحکیم و حتی ارتقای قابل توجه توان دفاع موشکی خود شده است. این موضوع، که توسط منابع رسانهای رژیم صهیونیستی نیز به شکل نگرانکنندهای گزارش شده، نقطه کانونی در معادلات امنیتی منطقه غرب آسیا و محور مقاومت شده است.
بر اساس این تحلیلها، ایران ظرف شش ماه گذشته نه تنها تاسیسات آسیبدیده در جنگ را بازسازی کرده، بلکه ظرفیت تولید و ذخیره موشکهای بالستیک خود را به شکل چشمگیری افزایش داده است. ادعاهایی مبنی بر ساخت و آمادهسازی نزدیک به دو هزار موشک جدید، حتی اگر در ابعاد تبلیغاتی نیز مطرح شود، بیانگر تمرکز استراتژیک ایران بر توسعه این رکن حیاتی از بازدارندگی است. این توانمندی، صرفاً یک دستاورد نظامی نیست؛ بلکه یک ابزار دیپلماتیک و روانی قدرتمند است که هزینه هرگونه تهاجم احتمالی را برای دشمن به سطحی غیرقابل قبول میرساند.
جنگ ۱۲ روزه به عنوان یک آزمون میدانی، نقاط قوت و ضعف دو طرف را به وضوح آشکار کرد. علیرغم ادعاهای اولیه رژیم صهیونیستی مبنی بر انهدام گسترده سکوهای پرتاب موشک ایران، آمارهای بعدی—چه از سوی ایران و چه حتی با استناد به ارزیابیهای کارشناسی خارج از ایران—نشان داد که ضریب اصابت موشکهای ایرانی بسیار بالاتر از آن چیزی بود که ابتدا تصور میشد. وزیر دفاع ایران حتی از نرخ اصابت ۹۰ درصدی در روزهای پایانی جنگ خبر داد. این عملکرد موفق، آسیبپذیری عمیق زیرساختهای حیاتی رژیم صهیونیستی در برابر یک حمله موشکی گسترده را عریان کرد.
نکته کلیدی در این معادله، مفهوم "شلیک انبوه" است. تحلیلهای نظامی نشان میدهد که سامانههای پدافند چندلایه—حتی پیشرفتهترین آنها—در برابر یک تهاجم همزمان صدها موشک بالستیک با دقت قابل قبول، دچار اختلال جدی میشوند. گزارشهایی مانند آنچه نیویورکتایمز منتشر کرد مبنی بر امکان شلیک همزمان دو هزار موشک از سوی ایران، صرف نظر از صحت عددی، درست بر همین نقطه حساس تأکید دارد: غرق کردن سامانه دفاعی دشمن. در چنین سناریویی، حتی اگر نیمی از موشکها نیز رهگیری شوند، نیمی دیگر میتوانند خساراتی فاجعهبار و غیرقابل جبران وارد کنند. این محاسبه، مهمترین عامل بازدارندگی در برابر حمله نظامی مجدد است.
اما معادله امنیتی ایران تنها بر پایه موشک استوار نیست. مؤلفه دوم و مکمل این قدرت، انسجام و هوشیاری ملی است. دشمن پس از ناکامی در میدان نظامی آشکار، به وضوح استراتژی خود را به سمت جنگ تمامعصری اقتصادی، رسانهای و روانی تغییر داده است. هدف از این تغییر میدان، ایجاد اختلال در معیشت مردم، تضعیف اعتماد عمومی و در نهایت شکستن حلقه اتحاد ملی است که در جنگ ۱۲ روزه به وضوح به نمایش درآمد.
پروژههایی مانند تشدید تحریمهای اقتصادی، ایجاد نوسانات مصنوعی در بازار، دامن زدن به شایعات جنگ مجدد برای ایجاد رعب در میان سرمایهگذاران و فعالان اقتصادی، و تلاش برای دامن زدن به ناامنی اجتماعی از طریق گروهکهای وابسته، همه در راستای همین استراتژی جدید هستند. دشمن امیدوار است با «به گروگان گرفتن سفره مردم»، بتواند آن همبستگی ملی را که پشتوانه قدرت نظامی بود، دچار خدشه کند.
با این حال، تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که جامعه ایران نسبت به اهداف عمیقتر چنین تهاجماتی هوشیار است. این درک عمومی که هدف نهایی، نه صرفاً تغییر رفتار سیاسی، بلکه تضعیف تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ایران است، عاملی قدرتمند در مقابله با جنگ روانی دشمن به شمار میرود. رهبری نظام نیز بارها بر این نکته تأکید کرده که امنیت کشور در گرو حفظ این انسجام است.
به طور خلاصه،امنیت ملی ایران در شرایط کنونی بر دو ستون اصلی استوار است: توان موشکی به عنوان عامل بازدارندگی سخت که هزینه حمله را برای دشمن به شدت افزایش میدهد، و انسجام ملی به عنوان عامل بازدارندگی نرم که پروژههای جنگ روانی و براندازی نرم را خنثی میکند. این دو مؤلفه در کنار هم یک حلقه دفاعی کاملتر را تشکیل میدهند. موشکها مانع از آن میشوند که دشمن به جنگ مستقیم و تمامعیار متوسل شود، و مردم، با هوشیاری و اتحاد خود، مانع از موفقیت سناریوهای آشوب و بیثباتی داخلی میگردند. بنابراین، هرگونه تحلیل راهبردی درباره موازنه قوا در منطقه، باید این دوگانه قدرتمند «موشک و مردم» را به عنوان واقعیتی ثابتشده در محاسبات خود بگنجاند. تداوم این وضعیت، دست دشمن را برای هرگونه عمل تهاجمی گسترده—چه نظامی و چه غیرنظامی—به شدت میبندد.
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


