فضای مجازی در ایران؛ میدان نبرد شناختی و چالشهای حکمرانی
خلاصه خبری:
فضای مجازی در ایران دیگر تنها یک بستر ارتباطی نیست، بلکه به میدان جنگ شناختی و فرهنگی تبدیل شده است. چالشهای اصلی این فضا شامل نبود حکمرانی هوشمند و تهاجم رسانهای دشمنان خارجی است. با وجود زیرساختهای گسترده اینترنت، مدیریت ناکارآمد و عدم تمایز در دسترسی به منابع، امنیت اطلاعات و کیفیت خدمات به خطر افتاده است. در پاسخ به این جنگ شناختی، نسخهی جدیدی از حکمرانی، دیپلماسی رسانهای فعال، و آگاهسازی جامعه بهویژه جوانان ضروری به نظر میرسد تا انسجام ملی حفظ شود و تهدیدات موجود خنثی گردد.
فضای مجازی در ایران دیگر یک عرصه ارتباطی ساده نیست؛ بلکه به اصلیترین میدان نبرد شناختی، فرهنگی و امنیتی تبدیل شده است. این فضا با دو چالش بزرگ مواجه است: اول، نبود یک حکمرانی هوشمند، شفاف و مبتنی بر اولویتبندی داخلی، و دوم، هجوم سازمانیافته جنگ روانی و عملیاتهای شناختی دشمنان خارجی.
ایران با هزینههای سنگین ارزی و ریالی، زیرساخت اینترنت نسبتاً گستردهای ایجاد کرده، اما مدیریت مصرف و تخصیص این منبع ملی فاقد استراتژی کارآمد است. رویکرد یکسانسازی دسترسی برای همه کاربران، بدون تمایز میان مصرف تفننی و فعالیتهای حرفهای، حیاتی و اقتصادی، منجر به اتلاف گسترده منابع و کاهش کیفیت خدمات برای بخشهای مولد شده است. این در حالی است که در سایر حوزههای ملی مانند انرژی، اصل اولویتبندی مصرف برای بخشهای استراتژیک پذیرفته شده است. ایجاد «اینترنت حرفهای» یا «خطوط سفید» با سازوکار شفاف، احراز هویت و نظارت مستمر — مشابه خطوط ویژه اورژانس — نه یک امتیاز رانتی، بلکه یک ضرورت برای حفظ امنیت اطلاعات، پایداری فعالیتهای اقتصادی و توانمندی رسانههای داخلی در مقابل هجوم رسانههای خارجی است. تجربه فیلترینگ بیضابطه در گذشته نشان داد که تضعیف رسانه داخلی، فضای روایتسازی را به طور کامل به رسانههای معاند و جریانسازیهای خارجی واگذار میکند.
اما چالش عمیقتر، جنگ شناختی تمامعیاری است که علیه ایران در جریان است. دشمن با درک این واقعیت که تغییر نظام از طریق تهاجم سخت محال یا بسیار پرهزینه است، تمام توان خود را بر «جنگ در ذهن» مردم متمرکز کرده است. هدف این جنگ، نه تخریب سختافزاری، بلکه شکستن «انسجام ملی» و «بصیرت جمعی» است. دشمن با سرمایهگذاری سنگین رسانهای، شبکهای از هزاران کانال و صفحه فارسیزبان خارج از کشور را اداره میکند که به صورت شبانهروزی در حال تولید روایت، شایعه، تحلیل جهتدار و بازنمایی خاص از وقایع داخلی هستند.
در این بستر، برخی مصاحبهها یا مستندهای رسانهای — مانند مصاحبه اخیر یک بازیگر با یک رسانه خارجی — صرفاً یک گفتوگوی شخصی نیستند. اینها «کد»ها یا عملیاتهای برنامهریزیشدهای هستند که چند هدف را دنبال میکنند: نخست، فعالسازی مجدد حافظههای مناقشهبرانگیز و قطبیساز برای ایجاد شکاف در جامعه. دوم، قهرمانسازی از افرادی که آشکارا علیه قوانین و هنجارهای پذیرفتهشده ملی موضع میگیرند و ارائه آن به عنوان یک «انتخاب اخلاقی». سوم، آزمایش واکنش جامعه و نظام برای شناسایی نقاط ضعف و فشار. در این جنگ، شخصیتهای مشهور (سلبریتیها) به دلیل نفوذ اجتماعی، به ابزارهای ایدهآل تبدیل میشوند. مواضع قانونگریزانه آنان در قالب مستند یا مصاحبه، نه یک اعتراض مدنی، بلکه بخشی از نمایش بزرگتری برای عادیسازی نافرمانی، تضعیف حاکمیت قانون و ایجاد الگوی تقابل است.
پاسخ به این جنگ، محدودسازی بیشتر یا انفعال نیست. پاسخ، «فعال بودن هوشمندانه» در سه سطح است: سطح اول، حکمرانی هوشمند فضای مجازی شامل تدوین قوانین شفاف، اولویتبندی دسترسی برای بخشهای حرفهای و استراتژیک، و توسعه کمی و کیفی پلتفرمهای داخلی. سطح دوم، تقویت دیپلماسی رسانهای و روایتسازی فعال برای ارائه تصویر واقعی از ایران و خنثیسازی جنگ روانی دشمن. سطح سوم و مهمتر، جهاد تبیین و بصیرتافزایی مستمر برای آگاهسازی اقشار مختلف جامعه — به ویژه جوانان — از اهداف، ابزارها و تاکتیکهای دشمن در جنگ شناختی. انسجام ملی زمانی پایدار میماند که مردم با بصیرت و آگاهی، فریب عملیاتهای پیچیده روانی را نخورند و وحدت خود را در برابر پروژههای تفرقهافکن حفظ کنند. فضای مجازی میتواند بزرگترین تهدید یا بزرگترین فرصت برای ایران باشد؛ انتخاب آن بستگی به کیفیت حکمرانی و عمق درک ما از این عرصه نبرد دارد.
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


