سیاستهای ناکارآمد دولت در تشویق ازدواج و فرزندآوری؛ شکاف عمیق بین گفتمان و عمل
خلاصه خبری:
سیاستهای تشویق ازدواج و فرزندآوری در ایران به یکی از نقاط ضعف حکمرانی تبدیل شده است. نهادهای حاکمیتی از بحران جمعیت سخن میگویند، اما موانع اجرایی مانند وام ازدواج باعث ایجاد صفهای طولانی و ناامیدی در جوانان شده است. در شرایط تورم و بحران معیشتی، تصمیمگیری درباره ازدواج و فرزندآوری تحت تأثیر وضعیت اقتصادی خانوارها قرار گرفته و به یک مخاطره بزرگ تبدیل شده است. راهکارهای مقطعی دولت در قبال این بحران در غفلت از ریشههای ساختاری مشکلات قرار دارد. در نهایت، اعتماد عمومی به نظام حکمرانی و وعدههای آن کاهش یافته و تا زمانی که این شکاف عمیق برطرف نشود، نرخ ازدواج و فرزندآوری افزایش نخواهد یافت.
سیاستهای تشویق ازدواج و فرزندآوری در ایران به یکی از متناقضترین و شکستخوردهترین حوزههای حکمرانی تبدیل شده است. از یک سو، نهادهای حاکمیتی با صدای بلند از " بحران جمعیت " سخن میگویند و بر لزوم افزایش نرخ ازدواج و باروری تأکید میورزند. از سوی دیگر، سازوکارهای اجرایی و حمایتی به گونهای عمل میکنند که عملاً موانع پیش روی خانوادهها را تشدید میکند. این شکاف عمیق بین " گفتمان " و " عمل " ، نه تنها بحران جمعیتی را حل نکرده، بلکه بیاعتمادی به سیاستهای کلان دولت را نیز تعمیق بخشیده است.
۱. وام ازدواج: صف یک میلیونی و ترمز اجرایی
نماد عینی این شکاف،فاجعه مدیریت پرداخت وام ازدواج است. آمارهای رسمی از صفی متجاوز از یک میلیون متقاضی حکایت میکند، در حالی که روند پرداخت به شدت کند و در برخی موارد متوقف شده است. این در حالی است که تعداد وامهای پرداختی در سال ۱۴۰۴ حتی از آمار سه سال قبل نیز کمتر گزارش شده است. این وضعیت چند پیام واضح به جامعه، به ویژه جوانان، میفرستد:
· نخست: وعدههای حمایتی دولت در حد شعار باقی میماند و نمیتوان به اجرای به موقع آنها اتکا کرد.
· دوم: بوروکراسی ناکارآمد بانکی و دولتی، خود به مانعی بزرگتر از نداشتن منابع مالی اولیه تبدیل شده است.
· سوم: دولت در شرایط رکود تورمی، ترجیح میدهد تا حد امکان از تزریق نقدینگی جدید به شکل وام خودداری کند، حتی اگر هزینه آن عقبافتادن از مهمترین اهداف جمعیتی باشد.
این رفتار حاکمیتی، یک پیام روانشناختی مخرب القا میکند: شما در مقابله با مشکلات اقتصادی تنها هستید و نظام حکمرانی نه تنها کمکی نمیکند، بلکه با ایجاد موانع اداری، مسیر را دشوارتر نیز میسازد.
۲. بحران معیشت: عامل اصلی تصمیمگیریهای خانوادگی
سیاستگذاران غالباًترجیح میدهند بحران جمعیت را مستقل از بحران معیشت تحلیل کنند. اما واقعیت این است که تصمیم به ازدواج و به ویژه فرزندآوری، امروزه بیش از هر زمان دیگری تابعی از محاسبات اقتصادی خانوارهاست. در شرایطی که تورم کالاهای اساسی (مانند برنج با رشد ۳۰۰ درصدی) و مسکن از رشد درآمدها به شکل فزایندهای پیشی گرفته، " فرزندآوری " از یک " سرمایهگذاری معنوی " به یک " مخاطره اقتصادی بزرگ " تبدیل شده است. وعدههای حمایتی مانند وامهای کمبهره یا کمکهزینههای ناچیز، در مقابل هزینههای سرسامآور مسکن، درمان، تحصیل و تغذیه، رنگ میبازند. سیاست جمعیتی در خلأ اقتصادی محکوم به شکست است.
۳. نگاه تکبعدی و غفلت از عوامل ساختاری
راهکار غالب حکومت در مواجهه با کاهش نرخ ازدواج و باروری،متمرکز بر مشوقهای مقطعی مالی (وام) و گاه اقدامات تبلیغاتی بوده است. این نگاه، از پرداختن به ریشههای ساختاری بحران غفلت میورزد. این ریشهها عبارتند از:
· بیکاری مزمن جوانان و نبود چشمانداز شغلی پایدار.
· فرهنگ ریسکگریزی ناشی از ناامنی اقتصادی آینده.
· تغییر ارزشهای اجتماعی و فردگرایی فزاینده در نسل جدید.
· فشارهای روانی ناشی از زندگی در کلانشهرها و مشکلات زیستی.
تا زمانی که این عوامل کلان مورد توجه و اصلاح قرار نگیرند، هر گونه چکپول حمایتی تنها تأثیری مقطعی و حاشیهای خواهد داشت.
تحلیل نهایی:
مسئله امروز ایران تنها" بحران جمعیت " به معنای آمار و ارقام نیست. مسئله اصلی، " بحران اعتماد " است. اعتمادی که از دو سو تخریب شده است:
· از سوئی، شهروندان به وعدهها و توانایی اجرایی نظام حکمرانی برای بهبود شرایط معیشتی بیاعتماد شدهاند و طبیعتاً در چنین فضایی، تصمیم به تشکیل خانواده یا گسترش آن را بزرگترین ریسک ممکن میدانند.
· از سوی دیگر، به نظر میرسد حاکمیت نیز به جامعه و انعطافپذیری آن بیاعتماد است و ترجیح میدهد به جای انجام اصلاحات اقتصادی-اجتماعی عمیق و اعتمادسازی، با ابزارهای کنترلی و مشوقهای ناکارآمد، الگوی جمعیتی مورد نظر خود را تحمیل کند.
تا زمانی که این شکاف عمیق اعتماد با اقدامات عینی و بهبود ملموس شرایط اقتصادی-اجتماعی ترمیم نشود، نه تنها آمار ازدواج و فرزندآوری افزایش نخواهد یافت، بلکه شاهد فرار مغزها و گسترش بیمیلی به تشکیل نهاد خانواده در میان نسل جوان خواهیم بود. سیاست جمعیتی بدون اقتصاد باثبات و آیندهای روشن، محکوم به تکرار دور باطل شکست است.
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


