حمله به مساجد در آشوب‌های اخیر؛ تحلیل ابعاد و انگیزه‌ها

شما اینجا هستید

حمله به مساجد در آشوب‌های اخیر؛ تحلیل ابعاد و انگیزه‌ها
خلاصه:
در جریان حوادث و آشوب‌های اخیر در ایران، حمله به مساجد و تخریب این اماکن مقدس، نشان‌دهنده لایه‌های عمیق اجتماعی، سیاسی و هویتی است. مساجد نه‌تنها مکان‌های عبادت، بلکه نمادهایی از پیوند دین، مردم و سیاست در جمهوری اسلامی ایران هستند. حمله به مساجد تلاشی برای ضربه زدن به یکی از ستون‌های هویتی نظام و زیرسوال بردن نقش دین در جامعه است. این اقدامات همچنین نشان‌دهنده تلاش برای تضعیف پایگاه‌های مردمی و کارکردهای اجتماعی مساجد است که نقش مهمی در حفظ امنیت و همبستگی ملی دارند. درک صحیح این حوادث نیازمند تحلیل ابعاد مختلف آن، از جمله نقش دین در استحکام نظام و جامعه ایران و کارکردهای مساجد به عنوان مراکز مقاومت و همبستگی اجتماعی است.
 
در حوادث و آشوب‌های اخیر، صحنه‌هایی تلخ و نگران‌کننده در برخی نقاط کشور رقم خورد که از حیث دامنه و نوع تخریب، پرسش‌هایی جدی را پیش روی افکار عمومی قرار داد. یکی از برجسته‌ترین و در عین حال معنادارترین این صحنه‌ها، حمله به مساجد و در مواردی به آتش کشیدن این اماکن مقدس بود؛ رخدادی که صرفاً در سطح یک تخریب فیزیکی قابل تحلیل نیست، بلکه واجد لایه‌های عمیق اجتماعی، سیاسی و هویتی است. برای فهم چرایی این مساله لازم است ابتدا تصویری جامع‌تر از ماهیت این آشوب‌ها و اهداف طراحان و عاملان آن ترسیم شود. نخست باید به این نکته توجه داشت که مساله در دی‌ماه ۱۴۰۴ صرفاً «مساجد» نبود. نگاهی منصفانه و واقع‌بینانه به گستره تخریب‌ها نشان می‌دهد بیمارستان‌ها، مراکز امدادی، زیرساخت‌های خدمات عمومی، اموال عمومی و حتی دارایی‌های مردم عادی نیز از حمله و تخریب مصون نماندند. سوزاندن خودروهای امدادی، تخریب مراکز درمانی و اخلال در شبکه‌های حیاتی خدمات‌رسانی، به‌روشنی گواه آن است که هدف، صرفاً اعتراض یا بیان نارضایتی نبود، بلکه نوعی مواجهه همه‌جانبه با نظم عمومی و کلیت کشور در دستور کار قرار داشت. از این منظر، می‌توان گفت آشوبگران نه با یک نهاد خاص، بلکه با «ایران» و مؤلفه‌های اصلی حیات اجتماعی آن که دین هم یکی از اصلی‌ترین این مولفه‌هاست، مساله داشتند؛ مؤلفه‌هایی که امنیت، سلامت، رفاه و همبستگی ملی را تضمین می‌کنند. با این حال، در میان همه این اهداف، مساجد جایگاهی ویژه داشتند. در دفاع مقدس ۸ ساله مساجد به عنوان مهم‌ترین مراکز مقاومت شناخته می‌شدند. در آن دوران، مساجد نه‌تنها مکانی برای عبادت، بلکه پایگاه‌های اصلی سازمان‌دهی نیروهای مردمی و جبهه‌های مقاومت بودند. بسیاری از عملیات‌ها و راهکارهای جنگی در مساجد برنامه‌ریزی می‌شد و افراد از طریق مساجد به جمع‌آوری کمک‌های مالی و انسانی برای جبهه‌ها می‌پرداختند. مساجد همچنین به کانون‌های تقویت روحیه و همبستگی ملی تبدیل شدند و در تربیت نیروهای انقلابی و بسیجی نقش بسیار مهمی ایفا کردند. امروز نیز مساجد همچنان به‌عنوان مراکز محوری مقاومت فرهنگی – اجتماعی - دینی عمل می‌کنند. در حقیقت، همان‌طور که در دوران جنگ تحمیلی، مساجد به عنوان سنگرهای معنوی و عملیاتی شناخته می‌شدند، در شرایط امروز نیز آنها در برابر تهدیدات مختلف فرهنگی و سیاسی، نقش بسیار حائز اهمیتی در حفظ وحدت و هویت ملی و دینی مردم ایفا می‌کنند. پرسش اصلی این است که چرا مسجد در آشوب‌های اخیر، به عنوان نماد دینی و اجتماعی به یکی از اهداف مهم حمله تبدیل شد؟ پاسخ به این پرسش نیازمند توجه به چند محور اساسی است. نخستین محور، نسبت دشمنان و آشوبگران با اسلام سیاسی و نظام جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی ایران از آغاز، هویتی دینی داشته و مشروعیت خود را برآمده از خواست و اراده مردمی می‌داند که در یک فرآیند تاریخی و انقلابی، نظامی مبتنی بر دین را برگزیده‌اند. مساجد در این چارچوب، صرفاً مکان عبادت فردی نیستند، بلکه نماد پیوند دین، مردم و سیاست به شمار می‌روند. برای جریان‌هایی که با اصل اسلام سیاسی و حکومت دینی مخالفند و آن را مانعی در برابر منافع و مطامع استکباری خود می‌بینند، مسجد به‌طور طبیعی به یک هدف نمادین تبدیل می‌شود. حمله به مسجد، در این معنا تلاشی است برای ضربه زدن به یکی از ستون‌های هویتی نظام و ارسال این پیام که ریشه دینی حاکمیت مورد انکار و نفی آنان است.
دومین محور، کارکرد اجتماعی و امنیتی مساجد در بستر جامعه ایران است. تجربه چند دهه گذشته نشان داده است مساجد مهم‌ترین و پایدارترین پایگاه‌های مردمی در دفاع از امنیت کشور، آرامش اجتماعی و حتی در بزنگاه‌های بحرانی همچون حوادث طبیعی، جنگ‌ها و ناآرامی‌ها بوده‌اند. مسجد، محل تجمع نیروهای مردمی، سازمان‌دهی کمک‌های داوطلبانه و شکل‌گیری شبکه‌های اعتماد اجتماعی است. از نگاه دشمن و آشوبگر، این کارکرد یک تهدید جدی محسوب می‌شود، چرا که تا زمانی که چنین پایگاه‌هایی فعال و زنده‌اند، امکان فروپاشی امنیت و گسترش هرج‌ومرج به حداقل می‌رسد. بر همین اساس، حمله به مساجد با این تصور صورت می‌گیرد که اگر این پایگاه‌های مردمی تضعیف یا نابود شوند، انسجام اجتماعی و توان دفاعی جامعه نیز آسیب خواهد دید و راه برای ناامنی فراگیر هموار می‌شود. محور دیگر، درک دشمنان از نقش دین در استحکام نظام و جامعه ایران است. آنان به‌خوبی دریافته‌اند یکی از عوامل اصلی پایداری جمهوری اسلامی در برابر فشارها، تحریم‌ها و تهدیدهای گوناگون، پشتوانه دینی آن و پیوند عمیق میان باورهای مذهبی مردم و ساختار سیاسی کشور است. برخلاف تحلیل‌هایی که از بیرون و حتی گاه از درون ارائه می‌شود، دین در جامعه ایران نه یک عنصر حاشیه‌ای، بلکه بخشی از زیست روزمره و هویت جمعی مردم است. از این منظر، حمله به مسجد صرفاً حمله به یک ساختمان یا نهاد نیست، بلکه نوعی کینه‌توزی علیه دین مردم و تلاشی برای شکستن این پیوند عمیق تلقی می‌شود. مسجدسوزی، در این چارچوب، حامل پیام خصومت با ایمان دینی جامعه و ارزش‌هایی است که بخش قابل توجهی از مردم با آن زندگی و از آن دفاع می‌کنند. برخلاف آنچه رسانه‌های معاند و حتی گاه برخی چهره‌های داخلی کوشیده‌اند القا کنند مبنی بر اینکه دین در جامعه ایران کمرنگ شده و مساجد دیگر کارکرد و فروغ گذشته را ندارند، آشوب‌های اخیر به وضوح نشان داد این تحلیل‌ها بیش از آنکه واقع‌بینانه باشد،