تهدید جدید محور مقاومت: جنگ روانی و راهبردهای نظامی غرب علیه ایران و متحدانش
خلاصه:
در ماههای اخیر، تحولات منطقهای و بینالمللی نشاندهنده تشدید تلاشهای هماهنگ جبهه غربی-صهیونیستی برای تضعیف محور مقاومت است. این پروژه، که پس از شکست گروههای نیابتی مانند داعش به صورتی جدید و مستقیم در حال اجراست، از دو سطح رسانهای-نمادین و راهبردی-نظامی بهره میبرد. ایجاد فهرست تروریستی در عراق شامل نام «حزبالله» و «انصارالله»، عملی برای مشروعیتزدایی و ایجاد تنش داخلی در جامعه عراق تعبیر میشود. در عین حال، تقویت روابط آمریکا و عربستان با توافقهای دفاعی و اقتصادی، به منظور محاصره ایران و تقویت امنیت رژیم صهیونیستی دنبال میشود. این استراتژی، با چالشهایی از جمله رشد محور مقاومت و عدم اطمینان از دوام همپیمانیها مواجه است و با غفلت از عمق نفوذ جبهه مقاومت، احتمال تکرار شکستهای گذشته را دارد. در نهایت، پیروزی نهایی به اراده مردمی که برای استقلال و عزت خود میجنگند، بستگی دارد.
در ماههای اخیر، تحولات منطقهای و بینالمللی، گویای تشدید تلاشهای هماهنگ جبهه غربی-صهیونیستی برای تضعیف و مهار «محور مقاومت» است. این پروژه که پس از شکست نسبی گروههای نیابتی مانند داعش، اکنون با ظاهری جدید و مستقیمتر در حال اجراست، در دو سطح رسانهای-نمادین و راهبردی-نظامی دنبال میشود. دو رویداد به ظاهر مجزا اما عمیقاً مرتبط — انتشار فهرست تروریستی جنجالی در عراق و انعقاد توافقهای جامع راهبردی بین آمریکا و عربستان — در واقع حلقههایی از یک زنجیره تهاجم همهجانبه برای ایجاد «حاشیه امن» برای رژیم صهیونیستی و مهار نفوذ منطقهای ایران هستند.
نماد رسانهای-سیاسی این تهاجم را میتوان در ماجرای انتشار فهرست گروههای تروریستی توسط کمیته ملی عراق مشاهده کرد، فهرستی که در کمال تعجب شامل نام «حزبالله لبنان» و «انصارالله یمن» — دو بازوی اصلی مقاومت در منطقه — بود. با وجود عذرخواهی سریع مقامات عراقی و نسبت دادن آن به «اشتباه اداری»، تحلیلگران این حرکت را آزمونی برای سنجش میزان مقاومت نهادهای عراقی در برابر فشار خارجی و تلاشی برای ایجاد تنش داخلی پس از انتخابات پارلمانی موفقیتآمیز جریانهای مقاومتمحور میدانند. این حادثه تصادفی نبود، بلکه بخشی از یک جنگ روانی گسترده است که هدف آن، مشروعیتزدایی از گروههای مقاومت، ایجاد تفرقه در جامعه عراق، و آزمایش واکنشپذیری نهادهای حاکمیتی این کشور بود. این روش، ادامه منطقی پروژهای است که پیشتر با داعش دنبال میشد، با این تفاوت که اینبار بازیگران اصلی — آمریکا و رژیم صهیونیستی — کمتر پشت نقاب گروههای نیابتی پنهان شدهاند.
در سطح کلانتر و راهبردی، این پروژه در قالب ارتقای روابط آمریکا و عربستان سعودی به سطحی بیسابقه متجلی شده است. سفر محمد بنسلمان به واشنگتن و انعقاد توافقهای گسترده در حوزههای دفاعی (مانند فروش جنگندههای اف-۳۵)، هستهای، هوش مصنوعی و مواد معدنی حیاتی، گامی بلند در راستای ایجاد یک قطب نظامی-فناورانه متحد غرب در قلب خاورمیانه است. هدف آشکار این شراکت، نه تنها تثبیت برتری کیفی نظامی اسرائیل تحت عنوان «حفظ برتری نظامی کیفی»، بلکه محاصره اقتصادی و امنیتی ایران و کاستن از نفوذ راهبردی آن در منطقه است. وعده سرمایهگذاری یک تریلیون دلاری عربستان در آمریکا — هرچند عملی بودن آن مورد تردید است — نیز ابزاری برای افزایش وابستگی متقابل و اطمینان از تداوم همسویی ریاض با راهبرد واشنگتن است.
ارتباط این دو سطح — نمادین و راهبردی — در یک هدف مشترک خلاصه میشود: تغییر توازن قوا به نفع رژیم صهیونیستی و متحدانش. از یک سو، با جنگ روانی و برچسبزنی تلاش میشود گروههای مقاومت در افکار عمومی منطقه «تروریست» جلوه داده شده و پایگاه اجتماعی آنان تضعیف شود (مانند ماجرای عراق). از سوی دیگر، با تقویت نظامی و فناورانه متحدان سنتی آمریکا مانند عربستان، یک ساختار امنیتی جدید در منطقه شکل میگیرد که در آن، ایران و محور مقاومت تحت فشار حداکثری قرار گیرند. این استراتژی دووجهه، یادآور دکترین بنگوریون است که بر اساس آن، «هیچ کشوری در منطقه نباید بزرگتر و قویتر از اسرائیل باشد».
با این حال، محاسبات طراحان این پروژه با چند واقعیت سخت منطقهای روبرو است: نخست، رشد کیفی و کمی محور مقاومت که امروزه نه تنها در میدان نبرد، که در عرصههای سیاسی و پارلمانی نیز ریشه دوانده است (شاهد آن نتایج انتخابات عراق). دوم، ناکامی پروژه مهار غزه و مقاومت شگفتانگیز جنبشهایی مانند حماس. و سوم، عدم اطمینان از تداوم همپیمانیها، به ویژه با توجه به تغییرات احتمالی در کاخ سفید و ذینفع بودن شراکت آمریکا و عربستان از فضای سیاسی خاص دوران ترامپ. بنابراین، اگرچه تهاجم جدید دشمن «عریانتر» و مستقیمتر است، اما به دلیل غفلت از عمق نفوذ و تابآوری جبهه مقاومت، محکوم به تکرار تجربه شکستهای گذشته خواهد بود. پیروزی نهایی نه در میدان جنگ رسانهای یا انعقاد پیمانهای پرزرقوبرق، که در اراده مردمیست که حاضرند برای استقلال و عزت خود بایستند.
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


