تقابل گفتمانی در فضای سیاسی ایران؛ وحدت ملی در برابر قطبی‌سازی و تفرقه

شما اینجا هستید

تقابل گفتمانی در فضای سیاسی ایران
وحدت ملی در برابر قطبی‌سازی و تفرقه
 
خلاصه:
فضای سیاسی داخلی ایران در حال حاضر شاهد تقابل دو گفتمان اصلی است: گفتمان وحدت ملی که بر انسجام و منافع ملی تأکید دارد و گفتمان قطبی‌سازی که به تضعیف همگرایی ملی می‌پردازد. گفتمان وحدت‌گرا، بر ضرورت همسویی قوا و تعامل سازنده میان نهادها تأکید می‌کند و این نگاه ریشه در اندیشه‌های شهید مدرس دارد. در مقابل، گفتمان قطبی‌ساز با تقویت دوگانه‌هایی نظیر "میدان در برابر دیپلماسی" و "امنیت در برابر توسعه"، به شکاف‌های اجتماعی و سلب اعتماد عمومی منجر می‌شود. این وضعیت در شرایط کنونی و در میان تهدیدات خارجی، اهمیت ویژه‌ای دارد. همبستگی و وحدت می‌تواند توان بازدارندگی کشور را افزایش دهد و امکان مانور دیپلماتیک را فراهم آورد. آینده سیاسی ایران در گرو پیروزی گفتمان عقلانیت و مسئولیت‌پذیری ملی بر گفتمان تخریب و تفرقه است. مجلس شورای اسلامی، به عنوان نماینده ملت، می‌تواند نقش مؤثری در تقویت این وحدت ایفا کند.
 
 
فضای سیاسی داخلی ایران در برهه کنونی شاهد تقابل دو گفتمان متمایز است: گفتمان وحدت ملی و انسجام درونی که با تأکید بر آرمان‌های انقلاب و درس‌های تاریخی نمایندگانی مانند شهید مدرس احیا می‌شود، و گفتمان قطبی‌سازی و شکاف‌افکنی که با بازتولید دوگانه‌های سیاسی فرسوده، درصدام تضعیف همگرایی ملی برمی‌آید. این تقابل، نه تنها یک اختلاف سلیقه سیاسی، بلکه بازتاب نگرش‌های متفاوت به مقوله امنیت ملی و تاب‌آوری کشور در برابر تهدیدات خارجی است.
در یکسو، گفتمان وحدت‌گرا بر ضرورت همصدایی قوا، تعامل سازنده میان نهادها و اولویت منافع ملی بر منافع جناحی تأکید می‌کند. این نگاه که ریشه در اندیشه‌های مبارزاتی شهید مدرس دارد، معتقد است که در شرایط تهدید چندلایه خارجی - نظیر جنگ اقتصادی، عملیات روانی و تهاجم نظامی محدود - تنها با "اتحاد مقدس" می‌توان از عهده دفاع از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی برآمد. مجلس شورای اسلامی در این چهارچوب، نه به عنوان سنگر مجادلات حزبی، بلکه به عنوان پل ارتباطی میان ملت و حکومت و ناظری دلسوز بر اجرای عدالت تعریف می‌شود.
در سوی مقابل، گفتمان قطبی‌ساز با احیای دوگانه‌های شکست‌خوردهای مانند "میدان در برابر دیپلماسی" یا "امنیت در برابر توسعه"، در پی ایجاد فضای تنش و چنددستگی است. این نگرش که در دوره‌هایی از تاریخ سیاسی ایران نیز ظهور کرده، اغلب با شعارهای به ظاهر اصلاح‌طلبانه یا انتقادی همراه است، اما در عمل به تشدید شکاف‌های اجتماعی، سلب اعتماد عمومی و تضعیف اقتدار ملی می‌انجامد. چنین رویکردی دقیقاً در راستای اهداف دشمن است که برای مهار ایران، به اختلافات داخلی و بی‌ثباتی سیاسی امید بسته است.
این تقابل گفتمانی در شرایط کنونی که ایران در کانون تحولات امنیتی منطقه قرار دارد، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. تجربه جنگ ۱۲روزه اخیر نشان داد که هرگونه تفرقه یا تردید داخلی، می‌تواند به ابزاری راهبردی در دست دشمن تبدیل شود. در مقابل، همبستگی و وحدت کلمه، نه تنها توان بازدارندگی کشور را افزایش می‌دهد، بلکه امکان مانور دیپلماتیک و اقتدارآفرینی در عرصه بین‌المللی را نیز فراهم می‌سازد.
بنابراین آینده سیاسی ایران در گرو غلبه گفتمان عقلانیت، وحدت و مسئولیت‌پذیری ملی بر گفتمان تخریب، قطبی‌سازی و خودمحوری است. مجلس، به عنوان نماد تجلی اراده ملت، می‌تواند با الهام از میراث شهید مدرس، نقشی تاریخی در تحکیم این وحدت و هدایت کشور به سمت عبور از چالش‌های پیچیده کنونی ایفا کند.