تحریف روایت‌ها؛ بحران مسئولیت‌پذیری در سیاست ایران

شما اینجا هستید

تحریف روایت‌ها؛ بحران مسئولیت‌پذیری در سیاست ایران

خلاصه خبری:
در سیاست امروز ایران، نحوه روایت بحران‌ها به اندازه خود بحران‌ها اهمیت دارد. روایت‌هایی که به‌جای حل مشکلات، برای فرار از مسئولیت ساخته می‌شوند، معضلی جدی هستند. اظهارات مقامات درباره «تحریم داخلی» به گونه‌ای تحریف می‌شود که گویی این مشکلات ناشی از فشار خارجی نیستند، در حالی که پذیرش این واقعیت به معنای پذیرش مسئولیت نسبت به رنج اقتصادی مردم است. رفتار برخی جریان‌های سیاسی که در زمان‌های دشواری فاصله می‌گیرند و همچنین تناقضات در ادعاهای آن‌ها نشان‌دهنده بحران مسئولیت‌پذیری است. سیاست به‌جای حل مسائل، به مدیریت تصویر تبدیل شده و این موضوع به فرسایش اعتماد عمومی منجر می‌شود. جامعه در شرایط کنونی به صداقت و شفافیت نیاز دارد و تحریف واقعیت‌ها، حتی اگر به سود سیاسی باشد، در بلندمدت سرمایه اجتماعی را نابود می‌کند. سیاست بدون مسئولیت‌پذیری نه اصلاح‌پذیر است و نه پایدار.

 
در بسیاری از بحران‌های سیاسی، آنچه بیش از خودِ بحران خطرناک است، نحوه روایت آن است. سیاست امروز ایران، بیش از آنکه با کمبود تحلیل مواجه باشد، با وفور روایت‌های تحریف‌شده دست‌وپنجه نرم می‌کند. روایت‌هایی که نه برای حل مسأله، بلکه برای فرار از مسئولیت ساخته می‌شوند.
نمونه روشن این وضعیت، مواجهه با اظهارات مقامات رسمی درباره «تحریم داخلی» است. سخنی که ناظر بر مشکلات ساختاری، بروکراسی فرسوده و ناکارآمدی‌های نهادی است، ناگهان به‌گونه‌ای بازنمایی می‌شود که گویی گوینده منکر فشار خارجی یا تحریم‌های بین‌المللی است. این تحریف، اتفاقی نیست؛ بخشی از یک منازعه گفتمانی است که در آن، اصلاح ساختار داخلی تهدید تلقی می‌شود.
چرا چنین است؟ چون پذیرش «تحریم داخلی» به معنای پذیرش مسئولیت است. یعنی بپذیریم بخشی از رنج اقتصادی مردم، محصول تصمیم‌ها و ناکارآمدی‌های خودمان است، نه فقط دشمن بیرونی. طبیعی است که این گزاره برای شبکه‌ای از رانت‌جویان، دلالان و حتی برخی بازیگران سیاسی ناخوشایند باشد؛ زیرا اصلاح ساختار، منافع تثبیت‌شده را به خطر می‌اندازد.
در سطحی دیگر، رفتار بخشی از جریان‌های سیاسی که تا دیروز حامی دولت بوده‌اند و امروز از آن فاصله می‌گیرند، نشانه‌ای از بحران مسئولیت‌پذیری است. سیاست‌ورزی اگر فقط در زمان پیروزی معنا داشته باشد و در زمان دشواری، به فراموشی سپرده شود، به یک بازی کوتاه‌مدت تقلیل می‌یابد. این رفتار، بیش از آنکه به دولت آسیب بزند، اعتماد عمومی را فرسایش می‌دهد.
تناقض‌های آشکار در برخی ادعاها نیز قابل تأمل است. از یک‌سو، سخن از تضعیف جمهوریت و بی‌اثر شدن رأی مردم به میان می‌آید؛ از سوی دیگر، همان مدعیان، پیروزی انتخاباتی نامزد مورد حمایت خود را نتیجه رأی مردم می‌دانند. این دو گزاره نمی‌توانند همزمان صادق باشند. یا رأی مردم معنا دارد، یا ندارد. استفاده ابزاری از جمهوریت، آن را به مفهومی تهی تبدیل می‌کند.
مشکل اصلی اینجاست که سیاست به جای «حل مسأله»، به «مدیریت تصویر» تبدیل شده است. هر کس می‌کوشد سهم خود را از مسئولیت کاهش دهد و سهم دیگری را بزرگ‌تر نشان دهد. نتیجه، انباشت بی‌اعتمادی و ناتوانی سیستم در تصمیم‌گیری‌های سخت است.
جامعه‌ای که با تورم، نااطمینانی و فشار معیشتی مواجه است، بیش از هر چیز به صداقت و شفافیت نیاز دارد. تحریف واقعیت‌ها، حتی اگر در کوتاه‌مدت برای برخی سود سیاسی داشته باشد، در بلندمدت سرمایه اجتماعی را نابود می‌کند. سیاست بدون مسئولیت‌پذیری، نه اصلاح‌پذیر است و نه پایدار.