تاب‌آوری ملی در جنگ فرسایشی و راهبردهای تقویت آن

شما اینجا هستید

تاب‌آوری ملی در جنگ فرسایشی و راهبردهای تقویت آن

 

در جنگ‌های فرسایشی، پیروزی صرفاً محصول برتری تسلیحاتی نیست. آنچه سرنوشت نهایی نبرد را تعیین می‌کند، توانایی یک جامعه در حفظ کارکردهای حیاتی خود در برابر فشار مداوم و بازگشت سریع به وضعیت عادی پس از هر ضربه است. این توانایی را تاب‌آوری می‌نامند. تاب‌آوری یعنی ظرفیت تحمل بحران، سازگاری با شرایط جدید و بازسازی کارکردها پس از آسیب. برخلاف تصور رایج، تاب‌آور بودن به معنای آسیب‌ناپذیری یا ترس نداشتن نیست. فرد یا جامعه تاب‌آور ممکن است دچار خستگی، اضطراب و آسیب شود، اما توان ادامه دادن و بازیابی عملکرد را بهتر حفظ می‌کند.

تاب‌آوری در سه سطح فردی، سازمانی و اجتماعی عمل می‌کند. در سطح فردی، تاب‌آوری به کاهش اثر استرس، کنترل هیجانات، تصمیم‌گیری بهتر در شرایط بحرانی و کاهش رفتارهای تکانشی منجر می‌شود. در سطح سازمانی، حفظ خدمات حیاتی هنگام بحران، کاهش اختلال در تصمیم‌گیری، افزایش همکاری و اعتماد و سرعت بیشتر در بازسازی را به همراه دارد. در سطح اجتماعی، تاب‌آوری به انسجام اجتماعی، سرمایه اجتماعی و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر وابسته است. آنچه این سه سطح را به هم پیوند می‌دهد، یک اصل بنیادی است: تاب‌آوری فقط مقدار ضربه‌ای که تحمل می‌کنیم نیست، بلکه سرعت یادگیری، سازگاری و بازگرداندن کارکردها نیز اهمیت اساسی دارد.

در حوزه امنیت، تاب‌آوری از سطح فرد فراتر می‌رود و به خانواده، سازمان، زیرساخت و کل جامعه مربوط می‌شود. یک جامعه تاب‌آور در برابر بحران امنیتی تنها به قدرت نظامی متکی نیست، بلکه باید بتواند کارکردهای حیاتی خود را در برابر اختلال حفظ و سریعاً بازیابی کند. اینجاست که مفهوم تاب‌آوری شناختی اهمیت می‌یابد. تاب‌آوری شناختی یعنی توانایی پردازش صحیح اطلاعات و تصمیم‌گیری درست در شرایط فشار. در بحران، توجه محدود می‌شود، احتمال خطای شناختی افزایش می‌یابد، فرد ممکن است خطر را بیش از حد بزرگ یا کوچک ببیند و شایعه و اطلاعات نادرست راحت‌تر پذیرفته شود. تاب‌آوری شناختی به فرد کمک می‌کند تا محرک را ارزیابی کند، واقعیت را از برداشت جدا سازد، گزینه‌ها را بررسی کند و پس از تصمیم، بازبینی لازم را انجام دهد.

تاب‌آوری در جنگ چندسطحی است و فقط به فرد محدود نمی‌شود. تاب‌آوری انسانی شامل آموزش، آمادگی روانی، مهارت تصمیم‌گیری، اعتماد اجتماعی و مراقبت از سلامت و استراحت است. تاب‌آوری سازمانی به وجود برنامه جایگزین، توزیع مسئولیت‌ها، ارتباطات مؤثر، آموزش و تمرین و توان ادامه کار در شرایط اختلال اشاره دارد. تاب‌آوری زیرساختی بر وجود پشتیبان، حفاظت از خدمات حیاتی، امکان بازیابی سریع و وابسته نبودن کامل به یک نقطه یا سامانه تأکید می‌کند. تاب‌آوری اطلاعاتی و رسانه‌ای به تشخیص شایعه و اطلاعات جعلی، ارتباطات قابل اعتماد، آموزش سواد رسانه‌ای و داشتن کانال‌های ارتباطی جایگزین مربوط می‌شود. تاب‌آوری اجتماعی نیز بر اعتماد، همکاری، سرمایه اجتماعی، حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر و جلوگیری از گسترش وحشت و شایعه استوار است.

سنجش تاب‌آوری چهار مرحله اصلی دارد: پیش از بحران، مقاومت، سازگاری و بازیابی. برای هر مرحله می‌توان شاخص‌هایی تعریف کرد؛ مانند زمان تشخیص بحران، زمان واکنش، مدت حفظ خدمات حیاتی، زمان بازگشت به عملکرد عادی، تعداد و کیفیت برنامه‌های جایگزین، سطح آمادگی کارکنان، کیفیت ارتباطات در بحران، سطح اعتماد به اطلاعات رسمی، میزان خطا در تصمیم‌گیری، توان سازگاری با تغییر شرایط، میزان وابستگی به یک منبع یا یک سیستم و سرعت یادگیری و اصلاح پس از بحران. یک شاخص بسیار مهم این است که تاب‌آوری فقط چقدر ضربه را تحمل می‌کنیم نیست؛ چقدر سریع یاد می‌گیریم، سازگار می‌شویم و کارکرد را برمی‌گردانیم هم هست.

راهکارهای افزایش تاب‌آوری در سطح فردی شامل خواب و استراحت مناسب، فعالیت بدنی منظم، تمرین تنفس و کنترل استرس، آموزش حل مسئله، تمرین تصمیم‌گیری در شرایط عدم قطعیت، محدود کردن مصرف اطلاعات اضطراب‌آور و بررسی منبع اخبار، ایجاد شبکه حمایت اجتماعی و داشتن برنامه‌های جایگزین برای موقعیت‌های بحرانی است. در سطح سازمانی، سناریونویسی برای بحران‌های مختلف، آموزش و مانور منظم، تعریف مسئولیت‌ها قبل از بحران، ایجاد مسیرهای ارتباطی جایگزین، ثبت و تحلیل خطاها، تمرین تصمیم‌گیری تحت فشار، ایجاد هم‌افزایی در منابع و خدمات حیاتی و ارزیابی پس از هر بحران و اصلاح برنامه‌ها اهمیت دارد. در سطح اجتماعی، افزایش اعتماد و سرمایه اجتماعی، سطح اقناع‌سازی، آموزش عمومی مدیریت بحران، ارتقای سواد رسانه‌ای، مقابله با شایعات با اطلاع‌رسانی سریع و معتبر، حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر، تقویت شبکه‌های همکاری محلی و تمرین‌های آمادگی برای بحران مؤثر است.

فرمول کلی تاب‌آوری را می‌توان چنین بیان کرد: آمادگی به‌علاوه آگاهی به‌علاوه خودتنظیمی به‌علاوه انعطاف‌پذیری به‌علاوه ارتباط به‌علاوه یادگیری. در حوزه امنیت نیز آسیب‌پذیری کمتر به‌علاوه آمادگی بیشتر به‌علاوه افزونگی به‌علاوه ارتباطات قابل اعتماد به‌علاوه بازیابی سریع، تاب‌آوری بیشتر را نتیجه می‌دهد.

نکته کلیدی این است که در جنگ، سه مفهوم متفاوت وجود دارد. جنگ‌افزار توان وارد کردن و دفع کردن ضربه را ایجاد می‌کند. نقشه و راهبرد جنگی مشخص می‌کند این توان چگونه و برای چه هدفی به کار گرفته شود. تاب‌آوری تعیین می‌کند پس از ضربه، سیستم چقدر می‌تواند کارکرد خود را حفظ کند، سازگار شود و دوباره به کار بیفتد. بنابراین در یک جنگ طولانی، تاب‌آوری می‌تواند به اندازه خود قدرت نظامی تعیین‌کننده باشد؛ زیرا حتی برتری تسلیحاتی اگر با ازهم‌گسیختگی روانی، سازمانی، اطلاعاتی یا اجتماعی همراه شود، به‌تنهایی تضمین‌کننده دوام نیست.

مهم‌ترین عوامل افزایش تاب‌آوری عبارت‌اند از اعتماد میان مردم و به نهادهای مسئول، انسجام اجتماعی و کاهش شکاف‌ها، رهبری و ارتباطات قابل اعتماد، آگاهی و شناخت درست برای تشخیص واقعیت از شایعه و عملیات روانی، انعطاف‌پذیری در تغییر تصمیم و روش، آمادگی قبلی از طریق تجربه و آموزش و تمرین، منابع و زیرساخت‌های پشتیبان و وابسته نبودن کامل به یک مسیر یا یک نقطه، توان بازیابی خدمات و سازمان‌ها پس از آسیب، امید و معنا و احساس اینکه تحمل هزینه و ادامه مقاومت هدف و معنایی دارد، و یادگیری از ضربه به‌گونه‌ای که هر آسیب صرفاً خسارت نباشد، بلکه موجب اصلاح و سازگاری شود.

در یک جمله، جنگ‌افزار قدرت ضربه زدن و دفاع کردن است، نقشه جنگی قدرت جهت دادن به آن است، و تاب‌آوری قدرت ادامه دادن پس از ضربه است. در جنگ‌های فرسایشی، عامل سوم ممکن است در تعیین نتیجه نهایی نقشی بسیار بزرگ‌تر از آنچه از تعداد سلاح‌ها در نگاه اول به نظر می‌رسد داشته باشد.