بازتولید قهرمانان جدید؛ مبارزه در میدان فرهنگ، هنر و سیاست در عصر رسانه
خلاصه خبری:
در دنیای امروز، سیاست نه تنها در پارلمان و وزارتخانهها بلکه بهواسطه هنر و روایتهای فرهنگی نیز شکل میگیرد. تولیدات فرهنگی معاصر، که ممکن است بهظاهر هنری یا شخصی به نظر برسند، اغلب حامل پیامهای سیاسی پنهان هستند و بخشی از جنگ نرم میان روایتها و الگوسازی اجتماعی به شمار میآیند. در این شرایط، شناخت بسترهای سیاسی و انتخاب بازیگران، اهمیت ویژهای دارد. این پروژهها به طور خاص از «سرمایه عاطفی» مخاطب بهره میبرند و باید به آنها به عنوان بیانیههای سیاسی واقعی نگریسته شود. همچنین، تأکید بر شفافیت در این زمینه ضروری است، چرا که جامعهای که مرز میان هنر و سیاست را شفاف نبیند، در معرض مهندسی ادراک قرار خواهد گرفت. در نهایت، میدان فرهنگ به عنوان یک عرصه کلیدی در منازعات معاصر، به همان اندازه مهم است که اقتصاد و سیاست رسمی به شمار میآیند.
در عصر رسانه، سیاست فقط در پارلمان و وزارتخانهها شکل نمیگیرد؛ بخش مهمی از آن در میدان فرهنگ و روایت ساخته میشود. فیلم، مستند، هنر و چهرههای مشهور، به ابزارهای قدرتمند سیاستسازی تبدیل شدهاند. نادیده گرفتن این میدان، به معنای واگذاری آن به پروژههایی است که لزوماً بیطرف یا صرفاً هنری نیستند.
برخی تولیدات فرهنگی معاصر، در ظاهر روایت شخصی یا هنری ارائه میدهند، اما در عمق، حامل بیانیهای سیاسیاند. این امر فینفسه عجیب نیست؛ هنر همیشه با سیاست نسبت داشته است. مسأله زمانی آغاز میشود که این نسبت، پنهان و غیرشفاف میشود و اثر هنری، بدون اعلام موضع، در حال الگوسازی اجتماعی است.
در این چارچوب، انتخاب بازیگران، سوابق سیاسی آنها و بستر پخش اثر، همگی معنا پیدا میکند. وقتی چهرههایی با پیشینه مشخص سیاسی، در قالب مستند یا روایت شخصی ظاهر میشوند، نمیتوان این تولیدات را صرفاً کنش فرهنگی خنثی دانست. اینها بخشی از یک جنگ نرماند؛ جنگی که هدف آن، بازتعریف مفاهیم، قهرمانسازی جدید و جهتدهی به احساسات جمعی است.
نکته مهم این است که این پروژهها اغلب بر «سرمایه عاطفی» مخاطب سوار میشوند. روایت مظلومیت، فردیت، رنج شخصی و آزادی بیان، ابزارهاییاند که بهسادگی همدلی ایجاد میکنند. اما آنچه کمتر دیده میشود، چارچوب سیاسی پنهان پشت این روایتهاست. به همین دلیل، تحلیل چنین آثارى بدون توجه به زمینه سیاسی و رسانهای، تحلیلی ناقص است.
مسأله، سانسور یا نفی هنر نیست. مسأله، شفافیت است. اگر اثری بیانیه سیاسی است، باید بهعنوان بیانیه سیاسی نقد شود، نه بهعنوان روایت صرفاً هنری. جامعهای که مرز میان هنر، سیاست و پروژههای رسانهای را تشخیص ندهد، بهراحتی در معرض مهندسی ادراک قرار میگیرد.
در نهایت، میدان فرهنگ یکی از مهمترین میدانهای منازعه امروز است. همانقدر که اقتصاد و سیاست رسمی اهمیت دارند، روایتها و نمادها نیز تعیینکنندهاند. اگر این میدان را جدی نگیریم، دیگران با قهرمانان، روایتها و ارزشهای خود آن را پر خواهند کرد.
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


