ایران در آستانه تحولی بزرگ
فرصتها و چالشهای دگرگونی فناوری در آینده شغلی و آموزشی
خلاصه:
در آستانه یک دگرگونی تمدنی، جهان به سرعت تحت تأثیر تحولات فناورانه قرار گرفته است. پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰، ۴۰ درصد از مهارتهای کنونی منسوخ شوند و تقاضا برای مهارتهای پیچیده و نرم افزایش یابد. ایران با جمعیت جوان و تحصیلکردهاش در موقعیتی منحصر به فرد قرار دارد که میتواند به یک قطب نوآوری تبدیل شود، اما نیاز به تحولات بنیادی در نظام آموزشی و همکاری بین دولت، صنعت و دانشگاه احساس میشود. با توجه به خطرات اتوماسیون مشاغل اداری، ضروری است که راهبردهایی برای کاهش نابرابری و تأمین اشتغال پایدار اتخاذ شود. آینده ایران به هوشمندی و سرعت اقدام در مواجهه با این تحولات بستگی دارد.
جهان امروز در آستانه یک دگرگونی تمدنی قرار گرفته است که هسته مرکزی آن را تحولات شتابان فناورانه شکل میدهد. این تحول صرفاً به معنای ظهور ابزارهای جدید نیست، بلکه در حال بازتعریف ماهیت کار، تولید و ارزشآفرینی است. براساس گزارشهای معتبر بینالمللی مانند مجمع جهانی اقتصاد، تا سال ۲۰۳۰ جهان شاهد بزرگترین بازتوزیع مهارت و شغل در تاریخ معاصر خواهد بود. پیشبینی میشود حدود ۴۰ درصد از مهارتهای کنونی منسوخ شده و در مقابل، تقاضا برای مهارتهای پیچیده شناختی و نرم به شدت افزایش یابد.
در این میان، موقعیت ایران به عنوان کشوری با جمعیت جوان، تحصیلکرده و علاقهمند به فناوری، هم حاوی فرصتهای تاریخی است و هم چالشهای جدی. از یک سو، ایران دارای مزیتهای ژئواقتصادی و نیروی انسانی مستعدی است که میتواند با بهرهگیری از این موج تحول، به یک قطب نوآوری و تولید در منطقه تبدیل شود. از سوی دیگر، ساختارهای سنتی آموزش، اشتغال و حکمرانی اقتصادی هنوز با سرعت این تحولات همگام نشدهاند.
محور اصلی این تحول جهانی، گذار از اقتصاد مبتنی بر نیروی کار تکراری به اقتصادی است که در آن ماشین و انسان به عنوان شرکای کاری عمل میکنند. هوش مصنوعی، اتوماسیون و پردازش دادهها در حال دگرگون کردن مشاغل دفتری، اداری و حتی برخی حرفههای تخصصی هستند. برآوردها نشان میدهد تا سال ۲۰۳۰ نسبت انجام کار بین انسان، ماشین و همکاری انسان-ماشین تقریباً برابر خواهد شد. این بدان معناست که مشاغل آینده نه با حذف کامل انسان، بلکه با تغییر نقش او از انجامدهنده وظایف تکراری به مدیر، خلاق و تصمیمساز تعریف خواهند شد.
برای ایران، این تحول سه حوزه کلیدی را مورد هدف قرار میدهد:
۱.بازطراحی نظام آموزشی: آموزش عالی و فنیحرفهای کشور نیازمند تحولی بنیادین است. به جای تمرکز بر محفوظات و مهارتهای فنی صرف، باید بر تفکر تحلیلی، خلاقیت، تابآوری، یادگیری مادامالعمر و مهارتهای نرم تأکید شود.
۲.ائتلاف ملی بین دولت، صنعت و دانشگاه: تنها با هماهنگی این سه ضلع میتوان مسیر توسعه مهارتهای آینده را هموار کرد. صنعت باید نیازهای واقعی خود را شفاف کند، دانشگاه باید برنامههای آموزشی را به روز نماید و دولت باید با سیاستهای حمایتی و تنظیمگری هوشمند، این همگرایی را تسهیل کند.
۳.تبدیل فناوری به ابزار حکمرانی کارآمد: دولت میتواند با بهرهگیری از فناوریهای نوین، ساختار اداری را چابکتر، شفافتر و پاسخگوتر کند و همزمان با سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال، بستر لازم برای ظهور کسبوکارهای نوآور را فراهم آورد.
چالش اصلی اینجاست که بخش قابلتوجهی از اشتغال کنونی ایران در مشاغل اداری و خدماتی متمرکز است که در معرض خطر اتوماسیون قرار دارند. اگر تحول مهارتی با سرعت لازم انجام نپذیرد، میتواند منجر به افزایش نابرابری، بیکاری ساختاری و تشدید شکاف دیجیتالی شود.
با این حال، خوشبختانه ایران از سرمایه انسانی جوان و جویای پیشرفت برخوردار است. این جمعیت اگر در مسیر صحیح هدایت شود، میتواند نه تنها نیاز داخلی را برطرف کند، بلکه به عنوان صادرکننده خدمات فناورانه و مهارتی به منطقه و جهان نقشآفرینی کند.
آینده از آن جوامعی است که زودتر و هوشمندانهتر به میدان این تحول گام بگذارند. ایران در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار دارد: یا با برنامهریزی راهبردی، آموزش خلاق و سرمایهگذاری هدفمند، سوار بر موج تحول فناورانه شود، یا با تأخیر و انفعال، شاهد از دست دادن فرصتهای بیبدیل تاریخی باشد. این گذار تنها یک تغییر اقتصادی نیست، بلکه یک تحول فرهنگی، آموزشی و مدیریتی است که کل جامعه را دربر خواهد گرفت.
- برای ارسال دیدگاه وارد شوید.


