امنیت و معیشت دو روی یک سکه‌؛ خطای محاسباتی در دوگانه امنیت و معیشت

شما اینجا هستید

امنیت و معیشت دو روی یک سکه‌؛ خطای محاسباتی در دوگانه امنیت و معیشت
خلاصه:
تحلیل عمیق وقایع دی‌ماه، هشدار می‌دهد که دشمن پس از شکست در میدان، در پی القای دوگانه کاذب «امنیت» در برابر «معیشت» و ایجاد شکاف میان حاکمیت و مردم است. بر این اساس، هدف دشمن گیر انداختن سیستم در یک خطای تحلیلی است که هر اعتراضی را امنیتی ببیند؛ در حالی که راهبرد برون‌رفت از این پیچ، در ترکیب سه اقدام کلیدی: اقدام اقتصادی قاطع و عدالت‌محور، تمایز قاطعانه میان اغتشاش‌گر و معترض دلسوز، و جهاد تبیین صادقانه برای اعتمادسازی اجتماعی نهفته است. باید توجه داشت که امنیت و معیشت دو روی یک سکه‌اند و پیروزی میدانی باید با اصلاح امور و تقویت انسجام اجتماعی تثبیت شود.
 
دی‌ماه گذشت، اما گرد و غبار آن تنها حاصل اغتشاشات خیابانی نبود؛ بلکه نقشه‌ای چندلایه در کار بود که هدف نهایی آن نه مختل کردن چند روز زندگی شهری، که ایجاد یک «اشتباه محاسباتی ساختاری» در دستگاه تصمیم‌سازی کشور است. دشمن پس از شکست در راهبرد فتنه کشته سازی می‌کوشد تا با تحمیل دوگانه‌ای کاذب میان «امنیت» و «معیشت»، مسیر اصلی مدیریت کشور را منحرف کند. اینجا دیگر صرفاً بحث مقابله با اغتشاش نیست، بلکه نبردی است برای فتح میدان ذهن و تحلیل.
 
شواهد نشان می‌دهد طراحی اخیر دشمن، برخلاف ظاهر شتابزده، از پیش‌تفکری راهبردی برخوردار است. مرحله اول، عمدتاً نمایشی برای ایجاد التهاب و آزمون میدانی واکنش‌ها بود. اما مرحله دوم، اکنون آغاز شده است: تبدیل وجوب «برخورد امنیتی با آشوبگر» به یک الگوی همیشگی در نگاه دستگاه‌ها به هر گونه اعتراض. این همان تله‌ای است که اگر در آن بیفتیم، بازی را در زمین دشمن ادامه خواهیم داد.
 
پس از ایام عید، پیش‌بینی می‌شود فشارهای معیشتی ناشی از تورم و مشکلات اقتصادی، گریبان‌گیر قشرهای گسترده‌تری شود. در آن مقطع، اعتراضاتِ برخاسته از دردهای واقعی، دور از انتظار نیست. اگر سیستم، به دلیل تجربه دی‌ماه، هر صدای منتقد یا معترضی را صرفاً از دریچه «تهدید امنیتی» ببیند، آنگاه شکافی عمیق میان حاکمیت و مردم ایجاد خواهد شد. این شکاف، سرمایه اصلی دشمن برای فتنه‌های بعدی است.
 
رهبر انقلاب بارها هشدار داده‌اند که دولت نباید در حواشی و دو قطبی‌های ساختگی غرق شود، بلکه باید بر حل ریشه‌ای مشکلات اقتصادی متمرکز بماند. تاکیدات مکرر ایشان بر حمایت از تولید، مقابله با رانت، حفظ ارزش پول ملی و عدالت‌محوری، در واقع نقشه راه خنثی کردن همین سناریوی پیچیده دشمن است. درمان واقعی ناآرامی‌ها، نه در مدیریت صرفاً امنیتی، که در «اعتمادسازی اجتماعی» و «عمل به عدالت» نهفته است.
 
راهبرد برون‌رفت و عبور از این پیچ تاریخی، نیازمند ترکیب هوشمندانه حداقل سه اقدام است:
۱. اقدام اقتصادی قاطع: حرکت جهادی برای مهار تورم، رونق تولید داخلی و مبارزه بی‌امان با فساد مالی به ویژه در سطوح بالا. مردم باید آثار عدالت را در زندگی روزمره خود لمس کنند.
۲. تمایز قائل شدن میان آشوبگر و معترض: برخورد قاطع و قانونی با عناصر مسلح و خرابکار باید مستمر باشد، اما همزمان، فضایی برای شنیدن نقدهای دلسوزانه و اصلاح سیاست‌ها گشوده بماند.
۳. جهاد تبیین اقناعی، صادقانه و فراگیر: توضیح شفاف وضعیت، پذیرش کاستی‌ها در صورت وجود، و ارائه نقشه راه روشن برای آینده، تنها راه بازگرداندن امید به بدنه اجتماعی است.
 
دشمن می‌خواهد ما میان «امنیت» و «معیشت» یکی را انتخاب کنیم؛ اما حقیقت آن است که این دو، دو روی یک سکه‌اند. امنیت پایدار بدون رفع محرومیت‌ها ممکن نیست، و رفاه عمومی نیز بدون امنیت و ثبات دست‌نایافتنی است. هوشیاری امروز مسئولان، در تشخیص این توطئه چندلایه و پرهیز از «خطای تحلیلی» طراحی شده، تعیین‌کننده افق فردای کشور است. اتفاقات بین انسجام اجتماعی پس از جنگ ۱۲ روزه تا فتنه تروریستی دی‌ماه بسیار تأمل‌برانگیز و عبرت‌آموز است، باید مراقب بود که پیروزی میدانی دی‌ماه، به شکاف استراتژیک آینده تبدیل نشود. فرصت تنفس بین دو مرحله فتنه، نباید به غفلت گذر کند؛ این فرصت، باید به انگیزه مضاعف مسئولان در همه رده‌ها برای جبران نقص‌ها و ضعف‌ها، اصلاح امور و تقویت انسجام اجتماعی تبدیل شود.
سید عبدالله متولیان