استراتژی دوگانه رژیم صهیونیستی در مقابله با ایران؛ فشار در عرصه‌های سخت و تحرکات تروریستی در مرزها

شما اینجا هستید

استراتژی دوگانه رژیم صهیونیستی در مقابله با ایران
فشار در عرصه‌های سخت و تحرکات تروریستی در مرزها
 
 
خلاصه:
رژیم صهیونیستی با رویکردی دوگانه به مقابله با تهدیدات امنیتی ایران پرداخته است. از یک سو، تلاش برای مهار توانمندی‌های هسته‌ای و موشکی ایران به بن‌بست رسیده است و ایران توانایی بازسازی و ارتقای توانمندی‌های خود را حفظ کرده است. از سوی دیگر، موساد در حال سازماندهی گروهک‌های تروریستی در مرزهای شرقی ایران بوده تا از این طریق تنش قومی و ناامنی ایجاد کند. با این حال، نهادهای امنیتی ایران با اشراف اطلاعاتی بر این گروه‌ها و تحولات، تاکنون موفق به خنثی‌سازی این سناریوها شده‌اند. پیام اصلی این تحولات، هوشمندی ساختاری و ظرفیت کنشگری ایران در برابر تهدیدات خارجی است که می‌تواند معادله امنیتی منطقه را به نفع تهران تغییر دهد. کلید این موفقیت، استمرار انسجام داخلی و سرمایه‌گذاری در توانمندی‌های دفاعی و فناورانه است.
 
در چارچوب تهدیدهای خارجی علیه ایران، رژیم صهیونیستی به عنوان محور هماهنگ‌کننده، رویکردی دوگانه و همزمان را در پیش گرفته است: از یک سو تلاش برای مهار توانمندی‌های راهبردی ایران در حوزه هسته‌ای و موشکی، و از سوی دیگر، فعال‌سازی و سازماندهی شبکه‌های تروریستی در مرزهای شرقی کشور. این استراتژی ترکیبی نشان می‌دهد که دشمن، ضمن اذعان به ناتوانی در مقابله رو در رو، در پی ایجاد هزینه و فرسایش امنیتی از طریق عملیات نیابتی و غیرمستقیم است.
 
در جبهه سخت، گزارش‌های تحلیلی حتی از سوی منابع اطلاعاتی سابق اسرائیل حاکی از آن است که تلاش‌های گذشته برای تضعیف یا نابودی برنامه موشکی و هسته‌ای ایران به بن‌بست رسیده است. ایران نه تنها توان بازسازی سریع تأسیسات آسیب‌دیده را دارد، بلکه اراده و دانش فنی لازم برای حفظ و ارتقای این توانمندی‌ها را نیز حفظ کرده است. این واقعیت، گویای شکست استراتژی «ضربه فنی» و «جنگ محدود» است و نشان می‌دهد که محاسبات رژیم صهیونیستی و حامیانش در مهار ایران از طریق ابزارهای نظامی صرف، نادرست بوده است.
 
همزمان، در جبهه نرم و امنیتی، شاهد تحرکات سازمان‌یافته موساد در مرزهای شرقی ایران هستیم. هدف در این محور، ایجاد ناامنی، تنش قومی و مشغول‌سازی دستگاه‌های امنیتی ایران از طریق فعال‌سازی گروهک‌های تروریستی وابسته است. الگوی رفتاری این گروهک‌ها نشان می‌دهد که فعالیت آنان نه برخاسته از خواست داخلی، بلکه کاملاً هماهنگ با بحران‌سازی‌های منطقه‌ای رژیم صهیونیستی است. با این حال، شکاف عمیق این گروه‌ها با بافت اجتماعی مناطق مرزی و اشراف اطلاعاتی نهادهای امنیتی ایران، موجب شده تا این سناریو نیز تاکنون ناکام بماند.
 
تحلیل این دو جبهه موازی حاوی یک پیام راهبردی است: تلاش دشمن برای مهار ایران در عرصه‌های سخت و نیمه‌سخت، با مقاومت و هوشمندی ساختاری جمهوری اسلامی روبرو شده است. کلید تداوم این موفقیت، حفظ انسجام داخلی، تقویت هوشیاری امنیتی و تداوم سرمایه‌گذاری در توسعه توانمندی‌های دفاعی و فناورانه است. تهدید خارجی اگرچه متنوع و پیچیده شده، اما ظرفیت کنشگری و انعطاف ایران در خنثی‌سازی آن، عامل تعیین‌کننده‌ای است که معادله امنیتی منطقه را به نفع تهران تغییر داده است.