احیای جنگ در یمن: چالش‌های جدید عربستان و نقش آمریکا و اسرائیل در تنش‌های منطقه‌ای

شما اینجا هستید

احیای جنگ در یمن
چالش‌های جدید عربستان و نقش آمریکا و اسرائیل در تنش‌های منطقه‌ای
 
خلاصه خبری:
تحولات منطقه‌ای به سمت احیای جنگ میان عربستان سعودی و انصارالله یمن پیش می‌رود. این بار بحران به دلیل توانمندی‌های بی‌سابقه جنبش یمنی و نقش آمریکا و اسرائیل در تشویق ریاض به رویارویی مجدد بحرانی‌تر شده است. عربستان به نظر می‌رسد در دام طرحی افتاده که به منافع تل‌آویو و واشنگتن خدمت می‌کند. انصارالله اکنون قدرت نظامی بالایی دارد، با موشک‌ها و پهپادهای پیشرفته که تهدیدی جدی برای زیرساخت‌های عربستان محسوب می‌شوند. هشدارهای انصارالله در مورد لزوم لغو محاصره یمن و توقف همکاری عربستان با اسرائیل جدی است و می‌تواند به جنگی جدید منجر شود. راه‌حل برای عربستان، تغییر رویکرد از تقابل به تعامل با همسایگان و دوری از پروژه‌های جنگ نیابتی است، زیرا ادامه وضعیت کنونی تنها به نابودی منافع و ثبات این کشور خواهد انجامید. آینده منطقه در گرو هوشمندی عربستان و حرکت به سوی تعادل جدید است.
 
صحنه تحولات منطقه‌ای بار دیگر در آستانه یک چرخش خطرناک قرار دارد: احیای جنگ بین عربستان سعودی و انصارالله یمن. آنچه این بار شرایط را متفاوت و بحرانی‌تر کرده، نه تنها توانمندی بی‌سابقۀ جنبش یمنی، بلکه نقش آشکار آمریکا و اسرائیل در تشویق ریاض به رویارویی مجدد است. به نظر می‌رسد عربستان در دام طرحی افتاده که در آن قرار است به «گاو شیرده قربانی» برای منافع تل‌آویو و واشنگتن تبدیل شود.
 
تحلیل زمینه‌های این بحران نشان می‌دهد که آمریکا و اسرائیل از دو ناحیه از تشدید درگیری سود می‌برند: اول، انحراف توجه انصارالله از حمایت از فلسطین و تحت فشار قرار دادن مقاومت در مرز جنوبی عربستان. دوم، تضعیف بیشتر عربستان به عنوان رقیب منطقه‌ای بالقوه اسرائیل و وابسته‌تر کردن آن به حمایت نظامی و امنیتی غرب. رزمایش اخیر «کوئینسی-۱» در پایگاه آمریکایی فورت ایروین، نه تمرینی برای دفاع از عربستان، که آماده‌سازی برای هدایت جنگ نیابتی دیگری از خاک این کشور است.
 
توانمندی‌های نظامی انصارالله یمن امروزه با سال ۲۰۱۵ که عربستان وارد جنگ شد، قابل مقایسه نیست. یمنی‌ها اکنون دارای موشک‌های بالستیک با برد بیش از دو هزار کیلومتر، پهپادهای پیشرفته، موشک‌های کروز ضدکشتی و سامانه‌های دفاع هوایی مؤثر هستند. این دستاوردها که بخشی از آن با حمایت ایران محقق شده، عملاً تمامی زیرساخت‌های حیاتی عربستان از جمله تأسیسات نفتی آرامکو، پایگاه‌های نظامی، مراکز آب‌شیرین‌کن و حتی پروژه‌های عظیم اقتصادی مانند نیوم را در تیررس قرار داده است.
 
نکته پارادوکسیکال اینجاست که عربستان با وجود تجربه شکست سنگین در جنگ هشت‌ساله گذشته، بار دیگر در حال تن دادن به سناریویی است که هزینه آن را خود می‌پردازد و سود آن را دیگران می‌برند. رهبران سعودی غافل از این واقعیت هستند که جنگ جدید نه تنها می‌تواند دستاوردهای اقتصادی چشمگیر سال‌های اخیر - از جمله جذب سرمایه‌گذاری خارجی در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ - را نابود کند، بلکه ثبات داخلی و امنیت سلسله آل سعود را نیز به مخاطره بیندازد.
 
هشدارهای مکرر انصارالله مبنی بر لزوم لغو محاصره یمن و توقف همکاری عربستان با اسرائیل، اگر جدی گرفته نشود، می‌تواند به جرقه جدیدی تبدیل شود. این جنبش که خود را بخشی از جبهه مقاومت می‌داند، ظرفیت آن را دارد که با هدف قرار دادن نقاط حیاتی عربستان، هزینه‌ای به مراتب سنگین‌تر از گذشته به ریاض تحمیل کند.
 
راه برون‌رفت برای عربستان، نه در تشدید تنش‌ها، که در پذیرش واقعیت‌های جدید منطقه‌ای و تغییر رویکرد از تقابل به تعامل است. عربستان باید درک کند که امنیت آن در گرو همزیستی مسالمت‌آمیز با همسایگان، از جمله یمن، و دوری از پروژه‌های جنگ نیابتی غرب و اسرائیل است. ادامه راه فعلی، تنها به معنای تبدیل شدن به ابزاری مصرفی در دست بازیگرانی است که پس از تخریب عربستان، به سراغ قربانی بعدی خواهند رفت.
 
آینده منطقه در گرو هوشمندی بازیگرانی مانند عربستان است: یا تبدیل به میدان نبرد دیگری برای منافع بیگانه شوند، یا با درک تحولات قدرت منطقه‌ای، به سوی تعادل جدیدی حرکت کنند که در آن امنیت جمعی برتری جویی‌های کور جایگزین شود.