جنگ اقتصادی و بازدارندگی جدید ایران

شما اینجا هستید

جنگ اقتصادی و بازدارندگی جدید ایران

 

در شرایطی که میدان نبرد نظامی برای دشمنان جمهوری اسلامی با شکستی راهبردی همراه شد، آن‌ها به ناچار صحنه تقابل را به عرصه‌ای تازه منتقل کرده‌اند؛ عرصه‌ای که در آن، به جای موشک و جنگنده، از دلار، تحریم و محاصره اقتصادی استفاده می‌شود. سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در نخستین اظهارنظر رسمی خود در این جایگاه، با صراحت تمام از ورود ایران و آمریکا به مرحله‌ای جدید از تقابل سخن گفت؛ مرحله‌ای که بر اساس تحلیل او، پس از ناکامی کامل واشنگتن در جنگ نظامی، اکنون با تمرکز بر فشار اقتصادی، محاصره دریایی و تلاش برای ایجاد شکاف در وحدت داخلی ایران دنبال می‌شود. این تغییر میدان، نشان‌دهنده درک عمیق دشمن از ناتوانی خود در رویارویی مستقیم با جمهوری اسلامی و روی آوردن به جنگی است که امیدوار است از مسیر غیرمستقیم به اهداف خود دست یابد.

 

وزارت خزانه‌داری آمریکا عملاً به عنوان ستاد فرماندهی جنگ اقتصادی جدید علیه ایران تعیین شده است. هدف دشمن از این راهبرد، چیزی فراتر از ایجاد مشکل معیشتی برای مردم است؛ آن‌ها می‌خواهند با اعمال فشار اقتصادی، زمینه ناآرامی اجتماعی را فراهم کنند و گروه‌هایی را به خیابان بکشانند. این همان الگویی است که پیش‌تر در برخی کشورهای منطقه با عنوان انقلاب‌های رنگی تجربه شده بود، اما این بار میدان آزمون، جمهوری اسلامی ایران است. سرلشکر رضایی با اشاره به گفت‌وگوهای مطرح‌شده میان نتانیاهو و ترامپ درباره اعمال فشار اقتصادی بر ایران، این تصمیم را اقدامی اشتباه و فاقد پشتوانه تحلیلی درست دانست و تأکید کرد که جنگ اقتصادی جدید، در بخش قابل‌توجهی جنبه تبلیغاتی دارد، چراکه آمریکا پیش از این نیز انواع فشارها و تحریم‌ها را علیه ایران به کار گرفته و نتیجه مطلوب خود را نگرفته است.

 

نکته راهبردی و تعیین‌کننده در مواضع دبیر شورای عالی امنیت ملی، هشدار صریح و بی‌پرده به کشورهای منطقه درباره همراهی با واشنگتن در محاصره اقتصادی ایران بود. رضایی با شفافیت کم‌سابقه‌ای اعلام کرد که هر کشوری که در این مسیر وارد عمل شود، از نگاه تهران دشمن تلقی خواهد شد و با واکنش قاطع ایران مواجه خواهد شد. این هشدار، که به ویژه متوجه کشورهای عربی خلیج فارس بود، بازتاب گسترده‌ای در جهان داشت و نشان‌دهنده تغییر رویکرد ایران از سیاست صبر و تحمل به بازدارندگی فعال و پیش‌دستانه است. دبیر شورای عالی امنیت ملی تأکید کرد که ایران ابتدا تلاش خواهد کرد از طریق مذاکره مانع ورود کشورهای منطقه به چنین تقابلی شود، اما اگر این روند ادامه پیدا کند، ایران آن کشور را هدف قرار خواهد داد. این پیام، نه یک تهدید تبلیغاتی، بلکه اعلام یک خط قرمز راهبردی بود که معادلات جدیدی را در منطقه ایجاد کرده است.

 

تنگه هرمز، به عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، در این جنگ اقتصادی نقشی محوری پیدا کرده است. سرلشکر رضایی با تأکید بر مدیریت ایران بر این آبراه حیاتی، اعلام کرد که بازگشایی کامل هرمز به عمل آمریکا به تعهداتش وابسته است و این بار ابتدا واشنگتن باید اقدام کند. این رویکرد، نشان‌دهنده تغییر اساسی در راهبرد ایران است؛ راهبردی که در آن، دیگر تهران منتظر وعده‌های پوچ و خوش‌قولی‌های طرف مقابل نخواهد ماند و عمل را ملاک ارزیابی قرار می‌دهد. دبیر شورای عالی امنیت ملی با اشاره به دو هویت تنگه هرمز از نگاه ایران، توضیح داد که بخشی از این موضوع به مسیر تجاری مشترک ایران و عمان مربوط است و بخش دیگر به موقعیت آن به‌عنوان گلوگاه ورودی خلیج فارس. شروط ایران برای بازگشایی این مسیر از طریق وزیر امور خارجه به آمریکا منتقل شده است و تهران در این زمینه با قاطعیت کامل عمل خواهد کرد.

 

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای راهبردی ایران در جنگ چهل‌روزه، تبدیل تنگه هرمز به اهرمی تعیین‌کننده در معادلات قدرت منطقه‌ای است. رابرت کیگان، تحلیلگر ارشد مؤسسه بروکینگز، در یادداشت تازه خود در ماهنامه آتلانتیک به صراحت اعتراف کرده است که کنترل ایران بر این آبراه حیاتی، ابزار قدرتمندتری نسبت به بمب اتمی به شمار می‌رود. سلاح هسته‌ای ممکن است مانع حمله شود، اما کنترل تنگه هرمز هر روز به ایران در برابر ده‌ها کشور، اهرم فشار می‌دهد. با این اهرم، ایران می‌تواند به دوستان پاداش دهد، دشمنان را مجازات کند و دولت‌ها را وادار سازد پیش از مخالفت با سیاست‌های تهران، دوباره فکر کنند. یادداشت تفاهمی که ایالات متحده و ایران ماه ژوئن امضا کردند، این واقعیت را به خوبی منعکس می‌کند؛ یادداشتی که به اعتقاد تحلیلگران غربی، پیروزی آشکاری برای ایران بود و به این کشور اجازه داد تا مدیریت تنگه هرمز را بر اساس قوانین بین‌المللی و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تعیین کند.

 

اما جنگ اقتصادی، تنها یک روی سکه است و روی دیگر آن، ضرورت تغییر رویکرد مدیریت داخلی اقتصاد است. در شرایطی که دشمن تمام تلاش خود را برای فشار بر اقتصاد ایران به کار گرفته، انتظار از مسئولان اجرائی کشور، بیش از هر زمان دیگری، شجاعت در تصمیم‌گیری، پمپاژ امید به جامعه و ایستادگی شجاعانه در برابر جنگ روانی دشمن است. متأسفانه در هفته‌های اخیر، شاهد برخی اظهارات یأس‌آور از سوی برخی مسئولان ارشد اجرائی بوده‌ایم که از زبان آن‌ها کلیدواژه‌های «پول نداریم»، «هزینه‌ها چند برابر شده» و «توقع ایجاد نکنیم» شنیده می‌شود. این رویکرد، نه تنها گرهی از مشکلات معیشتی مردم باز نمی‌کند، بلکه دقیقاً تکمیل‌کننده پازل جنگ روانی دشمن برای مأیوس ساختن جامعه است. مسئولان باید بدانند که آدرس غلط دادن از توان پولی کشور، در شرایط حساس کنونی، به معنای سیگنال ضعف فرستادن به دشمن و تشویق او به افزایش فشار است.

 

تجربه تاریخی جمهوری اسلامی در عرصه دفاعی، نشان می‌دهد که تحریم و محدودیت، هرگز نتوانسته مانع پیشرفت و خودکفایی کشور شود. نیروهای مسلح در سال‌های گذشته با رهبری حکیمانه و مجاهدت فرماندهان و جوانان مستعد، بر اساس آیه مبارکه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ»، قوای نظامی و دفاعی کشور را به مرحله‌ای شگفت‌انگیز رسانده‌اند که در جنگ‌های اخیر، حیرت جهانی را برانگیخت و نفس دشمن را گرفت. یکی از دلایل اینکه دشمن این روزها تلاش می‌کند ادامه جنگ را به میدان اقتصاد بکشاند، همان سرخوردگی و ناکامی در میدان نظامی است. از این رو، مسئولان اجرائی کشور باید با الهام از این تجربه ارزشمند، عرصه اقتصاد را نیز مانند عرصه نظامی، بخشی از محور هجوم دشمن بدانند و با همه وجود وارد میدان مدیریت اقتصادی کشور شوند.

 

تفاوت اصلی میان موفقیت در عرصه نظامی و ناکامی نسبی در عرصه اقتصاد، بیش از آنکه ناشی از تفاوت در ظرفیت‌ها باشد، ناشی از تفاوت در خودباوری، مدیریت و میزان توجه به توان داخلی است. در عرصه نظامی، باور به توانایی عبور از موانع، عزم انقلابی و تبعیت محض از رهبری، نتیجه‌ای شگفت‌انگیز رقم زد. در عرصه اقتصاد اما، پیروی از نسخه‌های نامأنوس غربی، عدم خودباوری در بسیاری بخش‌ها، توقف پشت سد تحریم‌ها، امید به بهبود اقتصادی با بستن به وعده‌های دشمن، کم‌توجهی به توانمندی‌های انسانی، طبیعی و جغرافیایی، و کم‌توجهی به رهنمودهای مکرر رهبری در عرصه مدیریت اقتصاد، نتیجه را طور دیگری رقم زده است. امروز اگر مسئولان اجرائی به قرار داشتن در جنگ اقتصادی باور داشته باشند، باید مدیریت اقتصادی کشور حال و هوای دیگری داشته باشد و نشانه‌های آن در عمل و گفتار آن‌ها به وضوح دیده شود.

 

در این میان، فرماندهان جنگ اقتصادی، کسانی هستند که باور دارند می‌شود و از بهانه‌ها عبور می‌کنند. پرهیز از اظهار ضعف در عرصه عمومی، یک توصیه مؤکد و مکرر رهبر شهید به مسئولان در دوره‌های مختلف بود و امروز توجه به این رهنمودها، نیاز ضروری برخی مسئولان اجرائی کشور است. حضرت آیت‌الله شهید امام سید علی خامنه‌ای بارها تأکید فرموده بودند که «احساس ضعف شما، موجب تشویق دشمن به حمله به شما است. اگر می‌خواهید دشمن را از تهاجم به خودتان منصرف کنید، سعی کنید اظهار ضعف نکنید. قوت خودمان را آشکار کنیم. ما نقاط قوت زیادی داریم، این نقاط قوت را آشکار کنیم. در زمینه اقتصادی هم همین‌جور است.» این کلام روشن، امروز بیش از هر زمان دیگری برای مدیران اجرائی کشور راهگشا و ضروری است.

 

امروز اگر مسئولان اجرائی کشور، در کنار مجلس، به قرار داشتن در جنگ اقتصادی همچون جنگ نظامی باور داشته باشند و این عرصه را نیز بخشی دیگر از محور هجوم دشمن بدانند، باید در عمل نیز نشان دهند که مدیریت اقتصادی کشور در حال و هوای جنگی است. مرزهای زمینی کشور در ماه‌های اخیر، نشان داده‌اند که محاصره کامل اقتصادی ایران، با توجه به موقعیت جغرافیایی ممتاز و همسایگان متعدد، کاری بسیار دشوار است. در حالی که آمریکا از «دیوار فولادی» و محاصره دریایی سخن می‌گوید، کامیون‌ها در مرز ریمدان، بازرگان و مرزهای شرقی و شمالی در حال عبور هستند و کالاهای اساسی همچنان به کشور وارد می‌شود. ظرفیت مرز ریمدان در جنوب شرق کشور به حدود ۱۰۰۰ کامیون در روز رسیده و ۸۸ طرح سرمایه‌گذاری به ارزش حدود ۲۵ هزار میلیارد تومان در این منطقه به تصویب رسیده است. این واقعیت‌ها نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در حال جابه‌جا کردن وزن تجارت خود میان مسیرهای مختلف است و تهدید به محاصره برای جغرافیایی مانند ایران، بیش از آنکه یک تهدید واقعی باشد، شبیه به یک شوخی است.

 

تنگه هرمز، موقعیت جغرافیایی، همسایگان متعدد و مسیرهای زمینی متنوع، همه و همه، امکاناتی هستند که اگر به درستی از آن‌ها استفاده شود، می‌توانند ایران را به یکی از مقاوم‌ترین اقتصادهای منطقه تبدیل کنند. دولت باید با فراهم کردن امنیت سرمایه‌گذاری و کسب‌وکار، زمینه حضور گسترده مردم در عرصه تولید را فراهم کند. همان‌گونه که سرلشکر رضایی تأکید کرد، رابطه‌ای جدید میان مردم و دولت در عرصه اقتصاد باید شکل بگیرد، به‌گونه‌ای که هر خانه و هر پایگاه بتواند به یک لانچر برای جنگ اقتصادی تبدیل شود. تهیه سند امنیت اقتصادی برای کسب‌وکارها در شورای عالی امنیت ملی، گامی در این راستاست که نشان می‌دهد نهادهای عالی کشور، اهمیت اقتصاد را در شرایط کنونی درک کرده‌اند.

 

وحدت داخلی، یکی از دیگر از ضرورت‌های اصلی شرایط کنونی است. همان‌گونه که دشمن با جنگ اقتصادی به دنبال تضعیف وحدت ملی و ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت است، تقویت انسجام داخلی و جلوگیری از تبدیل اختلاف‌ها به دشمنی‌های فرساینده، می‌تواند مهم‌ترین سپر دفاعی کشور در برابر فشارهای خارجی باشد. انتقاد سازنده امری ضروری است، اما نباید به توهین و تخریب تبدیل شود. تریبون‌داران باید در کنار نقد عملکرد مسئولان، حمایت از مسئولان و حفظ وحدت کشور را نیز ادامه دهند. این همان نسخه‌ای است که در عرصه نظامی، کشور را از آسیب‌پذیری به بازدارندگی رساند و اگر با خودباوری، مدیریت جهادی و اتکا به ظرفیت‌های داخلی در اقتصاد نیز اجرا شود، می‌تواند اقتصاد را از وضعیت آسیب‌پذیر به اقتصادی مقاوم و بازدارنده تبدیل کند.

 

در جمع‌بندی این تحلیل، باید تأکید کرد که دشمن با درک ناتوانی خود در میدان نظامی، اکنون جنگ اقتصادی را به عنوان آخرین برگ برنده خود انتخاب کرده است، اما این جنگ نیز سرنوشتی جز شکست نخواهد داشت. ایران با استفاده از اهرم‌های راهبردی مانند تنگه هرمز، موقعیت جغرافیایی ممتاز، همسایگان متعدد و مسیرهای زمینی متنوع، توانایی خنثی‌سازی محاصره اقتصادی را دارد. اما شرط اصلی موفقیت، باور به وقوع جنگ اقتصادی و خاکریز و سنگر دیدن هر بخش از اقتصاد کشور برای مقابله با دشمن است. مسئولان اجرائی باید بدانند که اظهار ضعف و سیگنال‌های یأس‌آور، نه تنها کمکی به حل مشکلات نمی‌کند، بلکه دقیقاً همان چیزی است که دشمن از آن تغذیه می‌کند. تجربه تاریخی نشان داده است که ملت ایران در سخت‌ترین شرایط نیز ایستاده است و مسئولان نیز باید به جای خالی کردن دل مردم، با مدیریت جهادی و عزم انقلابی، راه‌های عبور از این بحران را هموار سازند. بحران‌ها، فرصت‌های بزرگ را نیز در دل خود دارند و اگر مدیریت درست شود، می‌توان از همین فشارها برای ساختن اقتصادی مقاوم، خودکفا و مستقل بهره برد.