از روایتگری تا مهندسی مشروعیت؛ کارکرد رسانه‌ای ایران اینترنشنال

شما اینجا هستید

 از روایتگری تا مهندسی مشروعیت؛ کارکرد رسانه‌ای ایران اینترنشنال

 

در سال‌های اخیر، شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال به یکی از پرمخاطب‌ترین رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور تبدیل شده است. اما آنچه این شبکه را از یک رسانه خبری صرف متمایز می‌کند، نه فقط گستره مخاطبان، بلکه پرسش‌های جدی درباره کارکرد، سوگیری، منابع مالی و نقش آن در تحولات سیاسی ایران است. بسیاری از صاحب‌نظران و پژوهشگران بین‌المللی، این شبکه را نه یک رسانه مستقل، بلکه کنشگری سیاسی توصیف کرده‌اند که از مرز خبررسانی عبور کرده و به بازیگری در منازعه سیاسی تبدیل شده است.

نخستین سطح از تحلیل عملکرد این شبکه، به سوگیری در انتخاب و برجسته‌سازی رویدادها بازمی‌گردد. پژوهشی که درباره پوشش اعتراضات دی ماه انجام شده، نشان می‌دهد که سهم شعارهای دارای مضامین شاه و پهلوی در مجموعه داده‌ها حدود هفده درصد بوده است. اما این مضامین در پوشش ایران اینترنشنال وزن بسیار بیشتری داشته‌اند. اختلاف وزن پوشش دو رسانه ایران اینترنشنال و بی‌بی‌سی فارسی، چهل و شش واحد درصد گزارش شده است. این یافته نشان می‌دهد که شبکه در آن مقطع، به یک دستگاه تبلیغات سیاسی در خدمت خط سیاسی رضا پهلوی حرکت کرده است. اگر رسانه‌ای به‌طور مستمر یک جریان سیاسی، یک نماد یا یک نوع شعار را بیش از وزن واقعی آن در میدان اجتماعی برجسته کند، دیگر صرفاً خبر تولید نمی‌کند، بلکه در حال ساختن اهمیت سیاسی است.

سطح دوم تحلیل، به کارکرد سیاسی و ژئوپلیتیک رسانه می‌رسد. این شبکه از سال‌ها پیش با پرسش‌هایی درباره منابع مالی، ارتباطات سعودی و استقلال تحریریه مواجه بوده است. گزارش مالی چشم‌گیری در نشریه فایننشال تایمز نشان داد که شرکت مادر این شبکه، ولانت مدیا، مبلغی در حدود ششصد و پنجاه میلیون پوند را از طریق معامله تبدیل بدهی به سهام دریافت کرده است، آن هم در شرایطی که این شرکت بیش از چهارصد و ده میلیون پوند ضرر انباشته داشته است. ابهام زمانی عمیق‌تر می‌شود که هویت سرمایه‌گذاران مورد بررسی قرار می‌گیرد. اسناد ثبت‌شده در بریتانیا، عادل عبدالکریم العبدالکریم، یک تاجر سعودی، را به عنوان مدیر شرکت نشان می‌دهد. همچنین صالح حسین الدویس که مدیر شرکت مادر در جزایر کیمن است، با سازمان پژوهش و رسانه عربستان سعودی که نهادی دولتی است، مرتبط دانسته شده است. در این سطح، رسانه دیگر صرفاً یک واسطه انتقال خبر نیست، بلکه بخشی از اکوسیستم قدرت محسوب می‌شود. منتقدان استدلال می‌کنند که شبکه از انعکاس مخالفت سیاسی، به عادی‌سازی و جریان‌اصلی کردن ایده براندازی حرکت کرده است.

حساس‌ترین سطح، جایی است که رسانه به بازیگرانی تریبون می‌دهد که با خشونت سیاسی یا اقدام مسلحانه ارتباط دارند. مهم‌ترین نمونه، پخش مصاحبه با یعقوب هور التستری، سخنگوی گروه جنبش مبارزه برای آزادی اهواز، بلافاصله پس از حمله تروریستی اهواز در سال ۲۰۱۸ است که به کشته شدن سی تن انجامید. در آن مصاحبه، التستری حمله به نیروهای نظامی را مشروع دانست. گزارش وزارت امور خارجه ایران نیز مستند کرده است که این شبکه در بازه زمانی مشخص، بیش از شصت و سه مصاحبه با سران گروه‌های مخالف و جدایی‌طلب خارج از کشور انجام داده است، در حالی که تنها هفت مصاحبه با مدعیان فعالیت حقوق بشری داشته است. تحلیل محتوای پوشش خبری نشان می‌دهد که اصطلاحاتی مانند نبرد خیابانی و سرکوب به جای برخورد پلیس با بی‌نظمی، به طور نظام‌مند برای القای فضای جنگ داخلی استفاده شده است.

گذار از روایتگری خشونت به مهندسی مشروعیت خشونت را می‌توان در سه مرحله توضیح داد. در مرحله نخست، رسانه خشونت را روایت می‌کند و می‌گوید چه اتفاقی افتاده است. در مرحله دوم، درباره خشونت چارچوب‌سازی می‌کند و تعیین می‌کند مخاطب آن را چگونه بفهمد؛ سرکوب، تروریسم، دفاع یا جنایت. در مرحله سوم، اگر رسانه به‌طور مستمر به یک بازیگر خشونت‌گرا تریبون بدهد، انگیزه او را مشروع جلوه دهد و هم‌زمان مشروعیت رقیب را از میان ببرد، از روایت به مهندسی مشروعیت نزدیک می‌شود. قدرت رسانه فقط در گفتن اخبار جعلی نیست؛ گاهی در نامتناسب کردن وزن واقعیت‌ها، برجسته‌سازی یک صدا و به حاشیه راندن صدای دیگر است.

پرسش اصلی درباره ایران اینترنشنال این است که آیا این شبکه در مقاطع حساس، از مرحله روایت یک منازعه سیاسی عبور کرده و به یکی از بازیگران فعال در ساختن معنای آن منازعه تبدیل شده است. اگر پاسخ در موارد مشخص مثبت باشد، آنگاه با پدیده‌ای مواجهیم که فراتر از خبر جانبدارانه است. رسانه‌ای که خود به بخشی از میدان منازعه تبدیل شده است، دیگر فقط نمی‌گوید چه اتفاقی افتاد، بلکه در تعیین اینکه چه کسی حق دارد خشونت کند، چرا خشونت او قابل فهم یا مشروع است و مخاطب در برابر آن چه احساسی داشته باشد، نقش پیدا می‌کند. این همان نقطه‌ای است که مفهوم زورگویی رسانه‌ای را تداعی می‌کند؛ قدرتی که از طریق تغییر وزن ادراکی واقعیت‌ها و بازنمایی گزینشی رویدادها اعمال می‌شود و می‌تواند برای تحلیل عملکرد شبکه ایران اینترنشنال در جنگ‌های شناختی و منازعات سیاسی، کاربرد گسترده‌ای داشته باشد.