جبهه‌شناسی سیاسی در داخل؛ دوگانه «مقاومت» و «تسلیم‌طلبی»

شما اینجا هستید

جبهه‌شناسی سیاسی در داخل؛ دوگانه «مقاومت» و «تسلیم‌طلبی»
 
در میانه جنگی که یک‌سوی آن ابرقدرتی با پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی جهان ایستاده و سوی دیگرش کشوری که زیر سایه تحریم‌های فراگیر نفس می‌کشد، آنچه بیش از هر چیز چشم‌گیر است، شکاف عمیق در داخل ایران درباره مسیر مقابله با دشمن است. این شکاف، خود را در دوگانه‌ای آشکار می‌سازد که یک سوی آن ایستادگی و حفظ استقلال ملی و سوی دیگر، پذیرش هرگونه امتیازدهی برای گریز از فشارهای بیرونی را توصیه می‌کند. این دوگانه، ریشه در نوع نگاه به ماهیت دشمن، تاریخ معاصر و درک صحیح از توازن قدرت دارد.
نشانه‌های این اختلاف نظر، در بیانیه اخیر منتسب به ۲۶۸ تن از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب به روشنی دیده می‌شود. این بیانیه که در بحبوحه حملات نظامی آمریکا به مناطق مختلف ایران منتشر شد، با شعار «جنگ نمی‌خواهیم» و تأکید بر «صلح شرافتمندانه»، عملاً از موضعی بی‌طرف نسبت به متجاوز و مدافع اظهارنظر کرده است. استفاده از عبارت «دولت‌های درگیر در مخاصمات» توسط نویسندگان، نشان می‌دهد که آنان نه از موضع یک گروه ایرانی، بلکه هم‌صدا با رسانه‌های معاند و گروه‌های ضد انقلاب، موقعیت ایران و آمریکا را در یک تراز قرار داده‌اند. اما فحوا و محتوای بیانیه، تنها بخش ماجرا نیست؛ اسامی امضاکنندگان نیز سؤال‌برانگیز است. شخصیت‌هایی که در برهه‌های مختلف نظام جمهوری اسلامی، مسئولیت‌های رده بالا داشتند، پای بیانیه‌ای را امضا کرده‌اند که عملاً نفی مقاومت و پذیرش تسلیم ذلت‌بار را توصیه می‌کند. این اقدام، نشان می‌دهد که خطر نفوذ و خطای محاسباتی تا چه میزان برخی افراد و جریانات را درگیر خود کرده است. جالب اینجا ست که پس از موج گسترده انتقادات، برخی از امضاکنندگان اعلام کردند اصلاً از مفاد بیانیه خبر نداشته‌اند و شماری نیز تأکید کردند آنچه رویت کرده‌اند با آنچه منتشر شده، مغایرت دارد. این ابهام، نشان از یک رویه سازمان‌یافته در میان برخی جریانات دارد که نام افراد را بدون اطلاع‌رسانی دقیق، پای بیانیه‌های سیاسی قرار می‌دهند.
در سوی دیگر این میدان، جمعی از معاونان رئیس‌جمهور، وزرا و استانداران ادوار با صدور بیانیه‌ای جداگانه، بر ضرورت قصاص و انتقام عاملان شهادت رهبر شهید انقلاب و تعدادی از اعضای خانواده معظم له، دانشمندان و مدیران ارشد نظامی تأکید کرده‌اند. این بیانیه، انتقام عادلانه را نه صرفاً یک حق، که یک تکلیف شرعی و انقلابی می‌داند که باید در اسرع وقت به مرحله اجرا درآید تا به عنوان عامل بازدارنده، سایه جنگ و ترور رهبران، فرماندهان و دانشمندان را از سر ملت بزرگ ایران دور کند.
حسن رحیم‌پور ازغدی، استاد حوزه و دانشگاه، در تحلیل این دوگانه، بر این نکته تأکید دارد که اصل مذاکره یک ابزار سیاسی است و اشکال از جایی آغاز می‌شود که مذاکره را به جای ابزار، به هدف تبدیل کنیم. او با اشاره به تجربه برجام می‌گوید که آمریکا نشان داد همزمان می‌تواند از مذاکره سخن بگوید، تحریم وضع کند، عملیات روانی انجام دهد، ترور کند و حتی جنگ به راه بیندازد. بنابراین سؤال اساسی این است که وقتی طرف مقابل در میانه مذاکره هم به تعهداتش پایبند نیست، چه تضمینی وجود دارد که پس از توافق به وعده‌های خود عمل کند؟ رحیم‌پور ازغدی تصریح می‌کند که امروز حتی برخی از مقام‌های سابق آمریکایی نیز اعتراف می‌کنند در همان مذاکرات برجام، توانستند امتیازهای مهمی از ایران بگیرند، بی‌آنکه تعهدات اصلی خود را اجرا کنند.
او در نقد نگاه خوش‌بینانه به مذاکره با آمریکا، به تجربه تاریخی ملت‌ها اشاره می‌کند که عقب‌نشینی در برابر قدرت‌های سلطه‌گر، هزینه‌های بیشتری از مقاومت دارد؛ هم هزینه مادی و هم هزینه حیثیتی. کشوری که از موضع ضعف امتیاز بدهد، نه‌تنها امنیت پیدا نمی‌کند، بلکه طرف مقابل را برای مطالبات بیشتر تشویق می‌کند. نمونه‌های عراق، لیبی، سوریه و افغانستان، گواه زنده این واقعیت است که تسلیم در برابر قدرت‌های بزرگ، نه‌تنها آرامش به ارمغان نمی‌آورد، بلکه کشور را در باتلاقی از بحران‌های امنیتی و اقتصادی فرو می‌برد.
رحیم‌پور ازغدی همچنین بر ضرورت شفافیت در مذاکرات تأکید می‌کند و می‌گوید مردم حق دارند بدانند در مذاکرات چه می‌گذرد. ابهام، میدان را برای شایعه و جنگ روانی دشمن باز می‌کند. همان‌گونه که در دوران دفاع و نبرد نظامی اطلاع‌رسانی مستمر انجام می‌شود، در حوزه دیپلماسی و اقتصاد نیز باید با مردم صادقانه و مستمر سخن گفت تا اعتماد عمومی حفظ شود.
آنچه از این دوگانه به عنوان یک جمع‌بندی روشن برمی‌آید، این است که وجود اختلاف‌نظر در هر جامعه‌ای طبیعی است، اما تجربه‌های روشن تاریخی را نمی‌توان نادیده گرفت. راه درست، گفت‌وگوی منطقی، تبیین مستمر و آگاه‌سازی افکار عمومی است. مسئولان باید درباره مسائل اقتصادی، دیپلماتیک و سیاسی با مردم شفاف صحبت کنند و اجازه ندهند رسانه‌های معاند با شایعه‌سازی ذهن جامعه را مدیریت کنند. وحدت ملی، اعتماد مردم و حرکت در چارچوب سیاست‌های کلان نظام، ضامن حفظ منافع کشور در این مقطع حساس تاریخی است.