اصول حاکم بر اخلاق؛ توجه به نفس

شما اینجا هستید

سه شنبه, 9 دى, 1404

اصول حاکم بر اخلاق؛ توجه به نفس

اصول حاکم بر اخلاق؛ توجه به نفس   حجت الاسلام سید احمد طباطبایی، شب نهم دی ۱۴۰۴ در جلسه چهارم از سلسله سخنرانی‌‌های اخلاقی که به همت دفتر ارتباطات فرهنگی برگزار شد، بیان داشت: کل اخلاق، حول ابعاد و ویژگی‌های نفس است. در حقیقت، اخلاق از داد و ستد میان ابعاد نفس آدمی صادر می‌شود. بینش، ...
سخنران: طباطبایی
توضیحات

اصول حاکم بر اخلاق؛ توجه به نفس

 

حجت الاسلام سید احمد طباطبایی، شب نهم دی ۱۴۰۴ در جلسه چهارم از سلسله سخنرانی‌‌های اخلاقی که به همت دفتر ارتباطات فرهنگی برگزار شد، بیان داشت: کل اخلاق، حول ابعاد و ویژگی‌های نفس است. در حقیقت، اخلاق از داد و ستد میان ابعاد نفس آدمی صادر می‌شود. بینش، گرایش و کنش سه ساحتی است که انسان آنها را به صورت حضوری درونش خود احساس می‌کند. یکی از قواعد اخلاق، تنظیم توجه انسان به سه عرصه نفس است. لازم به ذکر است که مباحث این جلسه، محسوس‌تر از نکات علمی مطرح می‌شود. جنبه علمی این مباحث در منابع علم‌النفس قابل مطالعه است.

 

وی در ابتدای سخنان خود تصریح کرد: در اصل دوم وادی معارف اسلامی، بحث حول توجه به نفس می‌گردد. در اصل اول اخلاق گفته شد که هر گزاره اخلاقی باید یقینی باشد. وی در توضیح ارتباط اصل اول و دوم گفت: هر چقدر شناخت عمیق‌تری فراهم شود، امکان بهره‌مندی از اخلاقیات بیشتر است.

 

او افزود: بروز کمبود انگیزه و عدم درک درست معارف اسلام در جامعه، بدین صورت است که بعضی افراد از شناخت خودشان دفاع می‌کنند، ولی عملشان مطابق با چیزی که شناخته اند، نیست. این درهم‌تنیدگی ساحت‌های نفس انسان را نشان می‌دهد. زیرا گاهی بینش درست، باید از کنش به دست آید.

 

هیأت علمی مؤسسه امام خمینی (قدس سره)، کتاب «حقایق» فیض کاشانی که ترجمه هم شده است را برای مشتاقان بسیار قابل استفاده دانست و با وام‌گیری یک تشبیه از آن، گفت: فردی که قصد دارد مسیر اخلاق را طی کند تصور کنید، بینش برای او، نوری است که در فانوس همراه خود دارد و کمکی است برای مشاهده ادامه مسیر. اما دیدن ادامه مسیر، به معنی پیشروی در آن راه نیست. اما با جلو رفتن، نور خود‌به‌خود جلوی او را روشن می‌کند.

 

به گفته وی در روایات، نقل شده که روزی به پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) گفتند: فردی دائما در مسجد عبادت می‌کند. همچنین، مردم از روی علاقه به او در امور زندگی‌اش کمک می‌کنند. پیامبر بسیار او را مذمت کردند. این مشت نمونه خروار افرادی است که در تاریخ نقل شده آنها در عوض بینش، به گرایش‌های خود توجه کرده‌اند. تعبیر معروفی است که می‌گویند شور و شعور با هم باید همراه باشد. در اطرافیان تان دیده‌اید عده‌ای در مدت کمی جلوه اخلاقی‌شان دچار تغییر می‌شود؛ ولی مداوم نیست. علت این، توجه بیش از حد به گرایش است. برعکس این هم می‌شود تصور کرد. افرادی که ذهن‌شان پر از مفاهیم است، ولی خبری از کنش در حیات آنها نیست. در آیات قرآن این طور مطرح شده است که تقوای خدا را پیشه کنید تا خدا شما را بیاموزد. مرحوم آیت الله بهجت با توجه به احادیث نبوی، بسیار بر عمل به دانسته‌ها در مسیر اخلاق، تأکید کرده‌اند.

 

در انتها طباطبایی گفت: پس باید در توجه به دانسته‌ها، تمایل‌ها و کنش‌های خود تعادل داشت. اخلاق ماندگار حاصل توجه به این اصول است.

سایر سخنرانی‌ها