کالبدشکافی استراتژی پنهانکاری دشمن؛ از «اسب تروا» تا ضرورت انقلاب در میدان نبرد
در ادبیات نظامی و استراتژیک، همواره این اصل بنیادین وجود داشته که ماهیت جنگ، بازتابدهنده ماهیت جنگندگان است در تقابل تمدنی و ایدئولوژیک جبهه مقاومت با رژیم صهیونیستی-آمریکایی، این تفاوت ماهیت نه تنها در اهداف، بلکه در شیوههای نبرد نیز به وضوح قابل مشاهده است تحلیلهای راهبردی اخیر، به ویژه در بازه زمانی منتهی به فروردین ماه، بر یک پارادوکس اساسی در آرایش جنگی دشمن انگشت گذاشتهاند: پنهانکاری به عنوان نقطه قوت ظاهری دشمن، در واقع ریشه در نقطه ضعف وجودی و بنیادین او یعنی «ترس از رویارویی شفاف» دارد این نوشتار بر آن است تا با رویکردی تحلیلی و عمیق، لایههای پنهان استراتژی دشمن را بشکافد و ضرورت تغییر پارادایم در میدان نبرد توسط نیروهای مقاومت را تبیین کند.
بنیانگذاران و استراتژیستهای جنگهای نامتقارن غربی، همواره بر «قدت سخت» و «تکنولوژی برتر» تاکید داشتهاند، اما واقعیت میدانی جنگهای اخیر، به ویژه در منطقه غرب آسیا، حقیقت تلخ دیگری را آشکار کرده است: دشمن صهیونیآمریکایی فاقد «جرات حضور» در میدانهای نبرد سنتی و شفاف است این ناتوانی ریشه در نوعی «زبونی» و «ترس وجودی» دارد که از باور به شکنندگی ساختار جغرافیایی و اجتماعی خود ناشی میشود.
وقتی نیرویی از رویارویی مستقیم میگریزد، ناچار به پناه بردن به سایهها میشود در اینجا است که پنهانکاری به عنوان یک ضرورت بقا، نه یک انتخاب قدرت، مطرح میشود دشمن که میداند در یک جنگ رو در رو، با مردمی که از مرگ نمیهراسند و هویت خود را در شهادت و دفاع از خاک میبینند، شانسی برای پیروزی ندارد، تمام توان خود را مصروف میکند تا جنگ را از فضای «میدانی» به فضای «پنهانی» ببرد این تغییر فضا، تلاشی برای جبران ناتوانی در جنگ آبرومندانه است استفاده از جنگندههای اف۳۵ که مزیت اصلی آنها رادارگریزی و پنهانکاری است، یا استتار در پشت دیوارهای حائل و بتونهای ارتفاع بالا، همگی مصادیق عینی این فرار از واقعیت هستند دشمن میخواهد بکشد، اما دیده نشود؛ ضربه بزند، اما پاسخ نشنود این ذاتاً استراتژی یک شکارچی ترسو است که از شکار شدن وحشت دارد
یکی از نمادهای بارز این استراتژی پنهانکاری، عملیات پیجری در لبنان بود که تحلیلگران آن را بازآفرینی «اسب تروا» نامیدند در افسانه یونان، یونانیان که توان عبور از دیوارهای تروا را نداشتند، با حیله سربازان خود را در داخل اسبی چوبی پنهان کردند در دنیای مدرن جنگ، دشمن نیز که توان عبور از دیوارهای مقاومت و دفاع موشکی را ندارد، به جای سرباز، از بمبها و تلههای انفجاری پنهان شده در دستگاههای ارتباطی استفاده کرد.
با این حال، تفاوتی بنیادین میان تروای باستان و تروای صهیونیستی وجود دارد یونانیان باستان پس از ورود به شهر، در میدان نبرد ظاهر شدند و رو در رو با دشمن گلاویز شدند اما رژیم صهیونیستی، حتی پس از عبور از خطوط دفاعی با حیله، باز هم جرأت ظاهر شدن در میدان را ندارد و به ترورهای از راه دور و انفجارهای پنهان متوسل میشود این رفتار نشان میدهد که پنهانکاری برای دشمن، تنها یک تاکتیک تاکتیکی نیست، بلکه یک استراتژی اجباری است که از «ناجوانمردی» و «ترس از مواجهه» تغذیه میشود هرچند این روش ممکن است در کوتاهمدت تلفاتی به مقاومت تحمیل کند، اما در بلندمدت، به دلیل ماهیت غیرشفاف و پنهان، نمیتواند منجر به «تثبیت پیروزی» شود
در مقابل این استراتژی انفعالی و پنهانکارانه، ضرورت بسط «پهنای میدان نبرد» و «شفافسازی فرایند درگیری» بیش از پیش احساس میشود اگر دشمن در سایهها قوی است، راه شکست او، بیرون کشیدنش به نور است شفافسازی درگیری به معنای از بین بردن موانعی است که امکان اختفا را فراهم میکنند دیوارهای حائل، پناهگاههای زیرزمینی و مرزهای بسته، ابزارهایی هستند که به دشمن اجازه میدهند در پنهان بماند بنابراین، استراتژی مقاومت باید بر ویران کردن این موانع متمرکز شود.
گسترش ابعاد درگیری، دشمن را وادار به خروج از پناهگاههایش میکند وقتی پهنای جنگ به حدی گسترش مییابد که دیگر مرز امنی باقی نماند، دشمن گرفتار وحشت درونی میشود تمرکز متزلزل دشمن، نقطهای است که مقاومت باید به آن هدفگیری کند هدف ایجاد وضعیتی است که در آن، دشمن دیگر نتواند سیاست ترور و اختفای خود را ادامه دهد این امر مستلزم آن است که جنگ از حالت یک «دفاع پاسخگو» خارج شده و به یک «تعرض گسترده» تبدیل شود.
آنچه از تحلیلهای میدانی و استراتژیک برمیآید، این است که دشمن صهیونیستی-آمریکایی به بنبست رسیده است استراتژی پنهانکاری و ناجوانمردی، دیگر کارایی گذشته را ندارد و حتی با اثر معکوس مواجه شده است نیروهای مقاومت با درک صحیح از شرایط، بهترین فرصت تاریخی برای عبور از وضعیت موجود را در اختیار دارند.
راهبرد آینده مقاومت باید بر محورهای «گسترش میدان نبرد»، «نابودی دیوارهای حائل» و «شفافسازی درگیری» استوار باشد باید راه را بر نیروهای مقاومت گشود تا دشمن با گرفتار شدن در داخل و وحشت درونی، تمرکزش را بر ترور از دست بدهد نیروهای مقاومت آماده برای نبرد نهایی هستند و درک کردهاند که پیروزی نهایی، تنها زمانی محقق میشود که دشمن را از پناهگاههایش بیرون کشیده و در میدانی شفاف و برابر، به چالش بطلبند این تغییر پارادایم، نقطه عطفی در تاریخ جنگهای نامتقارن خواهد بود و میتواند به سقوط هیمنه پوشالی رژیمی منجر شود که تنها در سایهها زنده است.


