چرا با وجود این همه پیشرفت، احساس عقبماندگی میکنیم؟
یکی از عجیبترین پدیدههای اجتماعی روزگار ما این است که گاهی یک جامعه میتواند در بسیاری از شاخصهای علمی، صنعتی، پزشکی و آموزشی پیشرفت کند، اما بخشی از مردم آن همچنان احساس کنند که «هیچ اتفاقی نیفتاده است».
این مسئله فقط یک خطای آماری نیست؛ بلکه یک پدیده فرهنگی و رسانهای است.
اگر از یک شهروند ایرانی پرسیده شود که آیا کشور در حوزههایی مانند آموزش عالی، پزشکی، فناوریهای نوین، صنایع دفاعی، زیرساختهای عمرانی یا تولید علم پیشرفت کرده است، پاسخ او بیش از آنکه بر پایه آمار باشد، متأثر از تصویری است که هر روز در رسانهها، شبکههای اجتماعی و گفتوگوهای عمومی دریافت میکند.
در جهان امروز، واقعیت تنها آن چیزی نیست که وجود دارد؛ بلکه آن چیزی است که روایت میشود. به همین دلیل است که گاهی یک موفقیت بزرگ ملی در سکوت رسانهای گم میشود، اما یک ناکارآمدی یا یک بحران اقتصادی هفتهها و ماهها در معرض دید افکار عمومی قرار میگیرد.
البته این سخن به معنای انکار مشکلات نیست. گرانی، بیکاری، فساد، تبعیض و سوءمدیریت، واقعیتهایی هستند که مردم هر روز با آنها زندگی میکنند و نمیتوان با آمارهای پیشرفت، دردهای معیشتی را نادیده گرفت. اما از سوی دیگر، نادیده گرفتن پیشرفتها نیز نوعی بیعدالتی در قضاوت تاریخی است.
جامعهای که فقط موفقیتها را ببیند، گرفتار خودفریبی میشود و جامعهای که فقط مشکلات را ببیند، دچار ناامیدی و فرسایش اجتماعی خواهد شد.
هنر نگاه واقعبینانه آن است که بتواند همزمان دو تصویر را ببیند: هم دستاوردها و هم کاستیها.
امروز یکی از مهمترین میدانهای نبرد، نه میدان نظامی و نه حتی میدان اقتصادی، بلکه میدان روایتهاست. ملتی که نتواند پیشرفتهای خود را روایت کند، به تدریج سرمایه امید را از دست میدهد؛ و جامعهای که امید خود را از دست بدهد، حتی در صورت برخورداری از امکانات و ظرفیتهای فراوان نیز توان حرکت رو به جلو را نخواهد داشت.
بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا مشکلات وجود دارند یا نه؛ پرسش این است که آیا تصویر ما از کشور، تصویری متوازن و منصفانه است؟
باید میان «دیدن مشکلات» و «انکار پیشرفتها» تفاوت قائل شویم. آینده را نه خوشبینی بیدلیل میسازد و نه سیاهنمایی دائمی؛ بلکه فهم دقیق واقعیت و اراده برای اصلاح آن میسازد.
✍️حجت الاسلام ابوالفضل نجفی
#جنگ_روایتها
#امید_اجتماعی
#پیشرفت_ایران


