چالش‌های اقتصادی دولت؛ بازار ارز و قیمت کالاهای اساسی در کانون توجه

شما اینجا هستید

چالش‌های اقتصادی دولت؛ بازار ارز و قیمت کالاهای اساسی در کانون توجه
 
خلاصه:
در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و بی‌ثباتی بازارها مواجه است، تصمیمات اخیر دولت و تیم اقتصادی آن در دو حوزه بازار ارز و قیمت کالاهای اساسی، به‌ویژه گندم و نان، حساسیت‌های اجتماعی و اقتصادی را افزایش داده است. رئیس بانک مرکزی اعلام کرده که بازار ارز تجاری طبیعی است و حجم معاملات ارزی قابل توجهی صورت گرفته است، اما بازار ارز همچنان نوسانات خود را حفظ کرده و وعده‌های داده‌شده درباره ثبات اقتصادی هنوز به نتیجه نرسیده است. همچنین، اصلاح قیمت خرید تضمینی گندم به عنوان یک کالای استراتژیک، مورد توجه قرار گرفته و افزایش قیمت آن می‌تواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای داشته باشد. دولت و بانک مرکزی در برابر آزمونی جدی قرار دارند تا تصمیمات خود را به گونه‌ای بگیرند که اعتماد عمومی را حفظ کرده و از فشار معیشتی بر مردم بکاهد.
چالش‌های اقتصادی دولت؛ بازار ارز و قیمت کالاهای اساسی در کانون توجه"
خلاصه: در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و بی‌ثباتی بازارها مواجه است، تصمیمات اخیر دولت و تیم اقتصادی آن در دو حوزه بازار ارز و قیمت کالاهای اساسی، به‌ویژه گندم و نان، حساسیت‌های اجتماعی و اقتصادی را افزایش داده است. رئیس بانک مرکزی اعلام کرده که بازار ارز تجاری طبیعی است و حجم معاملات ارزی قابل توجهی صورت گرفته است، اما بازار ارز همچنان نوسانات خود را حفظ کرده و وعده‌های داده‌شده درباره ثبات اقتصادی هنوز به نتیجه نرسیده است. همچنین، اصلاح قیمت خرید تضمینی گندم به عنوان یک کالای استراتژیک، مورد توجه قرار گرفته و افزایش قیمت آن می‌تواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای داشته باشد. دولت و بانک مرکزی در برابر آزمونی جدی قرار دارند تا تصمیمات خود را به گونه‌ای بگیرند که اعتماد عمومی را حفظ کرده و از فشار معیشتی بر مردم بکاهد.
 
در شرایطی که اقتصاد ایران همچنان زیر فشار تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و بی‌ثباتی بازارها قرار دارد، تصمیمات اخیر دولت و تیم اقتصادی آن بار دیگر دو محور اصلی معیشت مردم را به کانون توجه بازگردانده است: بازار ارز و قیمت کالاهای اساسی به‌ویژه گندم و نان. این دو حوزه، نه فقط موضوعاتی اقتصادی، بلکه عرصه‌هایی حساس از منظر امنیت اجتماعی و اعتماد عمومی محسوب می‌شوند.
عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی، اخیراً با اشاره به عملکرد بازار ارز تجاری اعلام کرده است که «روال این بازار طبیعی است» و از افزایش حجم معاملات ارزی و ایجاد یکپارچگی در نظام ارزی کشور سخن گفته است. به گفته وی، تاکنون بیش از دو میلیارد و دویست و پنجاه میلیون دلار ارز در بازار تجاری معامله شده و اعتباری بالغ بر ۷۴.۶ هزار میلیارد تومان نیز برای اجرای طرح‌های حمایتی و کالابرگ واریز شده است.
با این حال، این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که بازار ارز همچنان از التهاب و نوسان فاصله نگرفته و وعده‌های داده‌شده درباره ثبات اقتصادی و مهار تورم هنوز به نتیجه ملموس نرسیده است. همتی یک ماه قبل در آغاز مسئولیت خود با تأکید بر جمع‌آوری رانت ارز چندنرخی، از ایجاد «کانال یا دالانی مشخص» برای نرخ ارز سخن گفت و وعده داد که تصمیمی اتخاذ نخواهد شد که به بی‌ثباتی قیمت‌ها منجر شود. اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد که نه تنها نرخ ارز به ثبات نرسیده، بلکه آثار روانی و واقعی آن بر قیمت کالاها همچنان ادامه دارد.
در چنین فضایی، موضوع دیگری نیز به همان اندازه حساس در دستور کار قرار گرفته است: اصلاح قیمت خرید تضمینی گندم. اعلام اخیر دولت درباره بازنگری در قیمت گندم، بار دیگر یکی از بنیادی‌ترین مسائل اقتصاد سیاسی ایران را برجسته کرده است. گندم در ایران صرفاً یک محصول کشاورزی نیست؛ بلکه کالایی استراتژیک است که امنیت غذایی، ثبات اجتماعی و احساس عدالت اقتصادی را به‌طور مستقیم تحت تأثیر قرار می‌دهد.
مدافعان افزایش قیمت خرید تضمینی گندم استدلال می‌کنند که هزینه‌های تولید کشاورزان در سال‌های اخیر به شدت افزایش یافته و در صورت عدم اصلاح قیمت، تولید داخلی صرفه اقتصادی خود را از دست خواهد داد. کاهش تولید داخلی نیز کشور را به واردات وابسته می‌کند و این وابستگی در شرایط تحریم و بحران‌های جهانی، تهدیدی جدی برای امنیت غذایی محسوب می‌شود.
اما منتقدان هشدار می‌دهند که تجربه سیاست‌گذاری اقتصادی در ایران نشان داده ساده‌ترین ابزار دولت برای حل مشکلات ساختاری، افزایش قیمت‌ها بوده است؛ الگویی که بارها در حوزه ارز، انرژی و کالاهای اساسی تکرار شده و پیامد آن، انتقال هزینه‌ها به مصرف‌کننده نهایی بوده است. در حوزه گندم و نان، این انتقال هزینه بسیار حساس‌تر است، زیرا نان همچنان سهمی تعیین‌کننده در سبد مصرفی دهک‌های پایین دارد و کوچک‌ترین تغییر در این بخش می‌تواند پیامدهای اجتماعی گسترده ایجاد کند.
حتی اگر دولت اعلام کند افزایش قیمت خرید گندم الزاماً به افزایش قیمت نان منجر نخواهد شد، تجربه زیسته جامعه چیز دیگری را روایت می‌کند. در اقتصاد ایران، قیمت‌ها نه تنها بر اساس هزینه واقعی، بلکه بر پایه انتظارات تورمی و سیگنال‌های سیاستی حرکت می‌کنند. اصلاح قیمت گندم به عنوان کالای پایه، پیامی روشن به بازار می‌دهد: هزینه تولید غذا در حال افزایش است. نتیجه این پیام، رشد تدریجی قیمت‌ها در زنجیره غذایی خواهد بود؛ از آرد و نان گرفته تا سایر اقلام خوراکی.
از سوی دیگر، افزایش قیمت خرید تضمینی الزاماً به معنای بهبود پایدار وضعیت کشاورزان نیست. ساختار کشاورزی ایران به گونه‌ای است که بخش قابل توجهی از منافع سیاست‌های حمایتی در میانه زنجیره تولید و توزیع جذب می‌شود و کشاورزان خرد، که آسیب‌پذیرترین گروه هستند، سهم اندکی از این افزایش قیمت خواهند برد.
در این میان، یک پرسش اساسی مطرح می‌شود: چرا حمایت از تولید باید از مسیر افزایش قیمت کالاهای اساسی تأمین شود؟ در بسیاری از کشورها، حمایت از کشاورزی از طریق یارانه نهاده‌ها، بیمه محصولات، سرمایه‌گذاری در فناوری و افزایش بهره‌وری انجام می‌شود، نه با افزایش مستقیم قیمت محصولی که مستقیماً بر سفره مردم اثر می‌گذارد.
اکنون دولت و بانک مرکزی در برابر آزمونی جدی قرار دارند. از یک سو، وعده تک‌نرخی شدن ارز و کنترل تورم همچنان در مرحله شعار باقی مانده و بازار ارز به نقطه اطمینان نرسیده است. از سوی دیگر، اصلاح قیمت گندم می‌تواند موج جدیدی از تورم غذایی و فشار معیشتی را به همراه داشته باشد. ترکیب این دو روند، یعنی بی‌ثباتی ارزی و افزایش هزینه کالاهای پایه، می‌تواند اعتماد عمومی را بیش از پیش فرسایش دهد.
نان و دلار، دو خط قرمز معیشت ایرانیان‌اند. هر تصمیمی در این دو حوزه، تنها یک اقدام اقتصادی نیست، بلکه تصمیمی اجتماعی و سیاسی است. اگر اصلاحات ضروری است، باید همراه با شفافیت، سیاست‌های جبرانی واقعی و اصلاحات ساختاری باشد؛ در غیر این صورت، تجربه نشان داده است که هزینه ناکارآمدی‌ها بار دیگر بر دوش مردم خواهد افتاد.