پیوست رسانهای بهمثابه حلقه مفقوده در مدیریت بحران؛ واکاوی مورد توئیت عراقچی
جمهوری اسلامی ایران در حوزه نظامی و جنگ سخت، با اتکا به توانمندیهای دفاعی و همراهی مردم، عملکردی درخشان داشته و به ندرت دچار خطاهای راهبردی جدی شده است. نتیجه این نقطه قوت در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه اخیر به وضوح قابل مشاهده بود. گزارشها و تصاویر منتشرشده (حتی با وجود محدودیتهای اطلاعرسانی) از حملات دقیق موشکی و پهپادی به سرزمینهای اشغالی و پایگاههای آمریکا، گواه این ادعاست. این توانایی ایران در هدفگذاری دقیق اهداف حیاتی دشمن، صرفاً ادعای داخلی نیست؛ بلکه معتبرترین رسانههای جهان و کارشناسان بینالمللی نیز بر آن صحه گذاشتهاند.
با این حال، یک پرسش راهبردی مطرح است: اگر تصاویر و گزارشهای مربوط به حملات نظامی ایران منتشر نمیشد، آیا این عملکرد عالی و نتایج حاصل از آن در افکار عمومی بازتاب مییافت؟ به عبارت دیگر، در شرایطی که «پیروزی» میدانی حاصل میشود اما «پیوست رسانهای» متناسب با آن وجود ندارد، تفاوت این وضعیت با شکست در عرصه روایتسازی چیست؟
تجربه نشان داده است که کار رسانهای میتواند «پیروزی» را به «شکست» و «دروغ» را به «راست» تبدیل کند و ذهن مخاطب - اعم از مسئولان و مردم عادی - را به مسیر خطا هدایت نماید. ایران در این زمینه تجارب تلخی دارد. برای نمونه، در روزهای نخست جنگ اخیر، وقتی رئیسجمهور کشورمان از کشورهای منطقه (که خاک خود را در اختیار دشمن قرار داده بودند) عذرخواهیای نابجا (از نظر نگارشی و زمانی) مطرح کرد، دشمن از آن جمله برای استخراج روایت «شکست ایران» و «پیروزی آمریکا و اسرائیل» استفاده کرد و ایران را کشوری «تسلیمشده» معرفی نمود. هرچند توضیحات تکمیلی دکتر پزشکیان - با وجود تأخیر - تا حدی اثرات منفی را جبران کرد، اما این تجربه نشان میدهد که یک جمله ناقص در چه سطحی میتواند به ابزار جنگ روانی دشمن تبدیل شود.
حال، مورد مشابهی با توئیت وزیر امور خارجه رقم خورده است. ایشان در توئیت خود نوشت: «در پی اعلام آتشبس در لبنان، عبور و مرور تمامی کشتیهای تجاری از طریق تنگه هرمز برای باقیمانده دوره آتشبس بهطور کامل آزاد اعلام میشود...» بلافاصله دونالد ترامپ با ذوقزدگی رسانهای دست به انتشار پیامهای متوالی زد و مدعی شد:
- «ایران بهتازگی اعلام کرده که تنگه ایران کاملاً باز است و آماده عبور کامل میباشد.»
- «تنگه هرمز کاملاً باز و آماده برای تجارت و عبور و مرور کامل است، اما محاصره دریایی تا آنجا که به ایران مربوط میشود، با تمام قوا ادامه خواهد داشت...»
- «ایالات متحده تمام "غبار هستهای" ایجاد شده توسط بمبافکنهای B2 ما را دریافت خواهد کرد...»
- «ایران با کمک ایالات متحده، تمام مینهای دریایی را برداشته یا در حال برداشتن آنهاست.»
این واکنشها نشان میدهد که یک توئیت ناقص - حتی اگر از سوی یک مقام ارشد و آگاه صورت گیرد - در صورت نبود پیوست رسانهای قوی و پاسخ به موقع به شبهات، میتواند به ابزاری قدرتمند در دست دشمن برای روایتسازی تبدیل شود. ترامپ، با وجود تمام نقدهایی که به او وارد است، جنگ رسانهای و روانی را به خوبی درک میکند و از کوچکترین فرصتها برای تغییر روایت افکار عمومی به نفع خود بهره میبرد.
درسی که از این رویداد میتوان گرفت آن است که در مواقع حساس راهبردی، هرگونه اطلاعرسانی باید با سه مؤلفه همراه باشد: شفافیت در چارچوب مجاز، سرعت در ارائه روایت اول، و پاسخ فعالانه به شبهات دشمن پیش از آنکه فرصت بهرهبرداری پیدا کند.


