پیروزی ایران در میدان جنگ و معادلات جدید قدرت در خاورمیانه
جنگ تحمیلی چهل روزه میان ایران از یک سو و آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، یکی از مهمترین رویدادهای نظامی و سیاسی دهههای اخیر در خاورمیانه بود. این درگیری که با اهداف بلندپروازانه واشنگتن و تلآویو مبنی بر براندازی جمهوری اسلامی، نابودی توانمندیهای موشکی و هستهای ایران و ریشهکن کردن محور مقاومت آغاز شد، در نهایت با پذیرش شروط ایران از سوی آمریکا و ورود طرفین به مذاکرات پایان یافت. این تحول، بار دیگر ثابت کرد که جمهوری اسلامی ایران در عرصه قدرتنمایی نظامی و سیاسی، تواناییهایی فراتر از پیشبینی تحلیلگران غربی دارد.
شواهد متعدد نشان میدهد ایران در طول این جنگ چهل روزه، از موقعیت برتری نسبت به آمریکا برخوردار بود. واقعیتهای میدانی حاکی از آن است که ایران در دستکم چهار موضوع مهم، آمریکا را غافلگیر کرد.
نخستین و شاید مهمترین عامل، کنترل تنگه هرمز بود. برخلاف برآوردهای اولیه دولت ترامپ، ایران در همان ساعات ابتدایی جنگ، کنترل این آبراه استراتژیک را به دست گرفت و همچنان آن را حفظ کرد. منابع متعدد آمریکایی تأیید کردند که ترامپ مطلقاً تصور نمیکرد ایران دست به چنین اقدامی بزند. پس از تسلط ایران بر عبور و مرور در تنگه هرمز، دولت آمریکا به شدت شوکه شد. تلاشهای پنتاگون برای بازگشایی تنگه هرمز ناکام ماند و به یک رسوایی نظامی و سیاسی برای ترامپ تبدیل شد. ناتوانی ارتش آمریکا در اسکورت نفتکشها و کشتیهای تجاری در این آبراه، نشاندهنده عجز واشنگتن در مواجهه با توانمندیهای ایران بود.
دومین عامل غافلگیرکننده، انتخاب رهبر سوم انقلاب اسلامی بود. ترامپ تصور میکرد با ترور آیتاللهالعظمی امام سیدعلی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی، شیرازه کار جمهوری اسلامی از هم خواهد پاشید و مقامات نظام تسلیم خواهند شد. اما انتخاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای زیده عزه به عنوان رهبر سوم انقلاب، این طراحی خبیثانه را نقش بر آب کرد. مهمترین پیام این انتخاب، ادامه راه و روش و مشی رهبر شهید انقلاب، بویژه در مقابل استکبار آمریکا بود.
سومین عامل، توان موشکی و پهپادی ایران بود. پیش از آغاز جنگ، مقامات آمریکایی مدعی بودند ایران بین ۱۵۰۰ تا ۲ هزار موشک بالستیک در اختیار دارد. اما در همان یکی دو هفته ابتدایی جنگ، ترامپ ناگزیر به اعتراف درباره غافلگیری در خصوص ذخایر موشکی و پهپادی ایران شد. برخی منابع خبری گزارش دادند جمهوری اسلامی ایران بیش از ۲۰ هزار موشک بالستیک و ۴۵ هزار فروند انواع پهپاد در اختیار دارد؛ ذخیرهای ارزشمند که ظرفیت بیش از دو سال جنگ مستمر را برای ایران فراهم میکند.
چهارمین عامل، حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه بود. طی شش هفته جنگ، منابع سیاسی و رسانهای آمریکا فاش کردند ترامپ به نزدیکان خود گفته نسبت به حملات ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه غافلگیر شده است. نه تنها پایگاهها، بلکه همه منافع نظامی و اقتصادی آمریکا در منطقه و همه مراکزی که به نوعی با آمریکا مرتبط بودند، زیر ضرب موشکها و پهپادهای ایران رفتند.
یکی از مهمترین پیامدهای این جنگ برای آمریکا، افزایش چشمگیر قیمت بنزین و تورم بود. بر اساس برخی گزارشها، قیمت بنزین در آمریکا به طور متوسط ۳۵ درصد افزایش یافت و در برخی ایالات مانند کالیفرنیا به ۸ دلار نیز رسید. این موضوع باعث خشم عمومی در میان شهروندان آمریکایی شد. چاک شومر، رهبر دموکراتها در مجلس سنای آمریکا، با انتشار پستی در فضای مجازی تأکید کرد که مردم آمریکا تاوان حماقت ترامپ را پس میدهند. الیزابت وارن، سناتور آمریکایی، نیز با اشاره به افزایش قیمت سوخت و هزینههای زندگی نوشت که مردم آمریکا هزینه جنگ دونالد ترامپ با ایران را میپردازند.
کارشناسان برجسته علوم سیاسی و روابط بینالملل نیز ایران را پیروز این جنگ میدانند. جان مرشایمر، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل و استاد دانشگاه شیکاگو، در سخنرانی خود گفت: «ایران تقریباً تمامی برگهای برنده را در اختیار دارد. آنها در موقعیت بسیار قدرتمندی قرار دارند. با بستن تنگه هرمز میتوانند اقتصاد جهانی را دچار بحران کنند.» وی ادامه داد: «اهرم فشار آنها بسیار عظیم است. آنها میتوانند کشورهای شورای همکاری خلیجفارس را به عنوان جوامعی کارکردی محدود کنند.» مرشایمر تصریح کرد: «ترامپ نمیتواند از نردبان تشدید تنش بالا برود. در هر پله، ایران میتواند او را شکست دهد»
رابرت پیپ، دانشمند و استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، نیز در اظهاراتی گفت: آمریکا بدترین شکست استراتژیک خود را از زمان جنگ ویتنام متحمل شده است و این، حتی ممکن است به شکستی بزرگتر از جنگ ویتنام تبدیل شود. وی خاطرنشان کرد: ایران تنها در عرض ۴۰ روز به عنوان چهارمین مرکز قدرت جهانی در حال ظهور تبلور پیدا کرده است.
بری روزن، دیپلمات سابق آمریکایی که پس از اشغال لانه جاسوسی در سال ۱۳۵۸ شمسی ۴۴۴ روز در ایران گروگان بود، در یادداشتی در شبکه اجتماعی نوشت: «چیزی که من با تمام وجودم میدانم این است که جنگ دوباره ایران را نخواهد شکست. ما فقط تلاش کردیم، اما جواب نداد. ایران نمیشکند؛ جذب میکند، سازگار میشود و منتظر میماند. من این لجاجت را به مدت ۴۴۴ روز از نزدیک تماشا کردم.»
جنگ رمضان و مقاومت و پایداری ایران در این چهل روز، نشان داد که در رویکردهای واقعگرایانه، مؤلفه قدرت سخت و نظامی برای افزایش بازدارندگی، تنها مؤلفه کارساز و قطعی نیست. مؤلفههای فرهنگی، تاریخی و ژئوپلیتیکی مانند قومیت، مذهب، مراودات، تعاملات تاریخی، همجواری، منابع نفتی و گازی و شاهراههای مواصلاتی نیز میتواند زمینهساز نوعی بازدارندگی شود.
ورود پاکستان به عنوان میانجی مذاکرات صلح، نشاندهنده زمینه یک همکاری و تعامل گسترده در غرب آسیا است. همچنین تماس تلفنی وزرای خارجه ایران و عربستان، نشانههایی از عدم تمایل دو بازیگر مهم منطقهای به افزایش یا استمرار تنش و تمایل به ادامه روابط سیاسی است.
ایجاد اجماعی منطقهای و فرامنطقهای در حوزه سیاست خارجی نسبت به گسترشطلبی رژیم صهیونیستی، از دیگر پیامدهای این جنگ بود. اتحادیه اروپا برای نخستین بار پس از ایجاد شکافهای سیاسی با ایران، موضعی مستقل از خود نشان داد. مواضع تند آلمان و فرانسه نسبت به رژیم صهیونیستی در حمله به ایران و نقد سیاستهای ترامپ، نشاندهنده اهمیت جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در معادلات سیاسی بینالملل است.
در طول این نبرد چهل روزه، ایران دستاوردهای متعددی کسب کرد که فراتر از انتظار اولیه ناظران و تحلیلگران بود. در عرصه سیاسی و مدیریتی، فرآیند قانونی برای تعیین عالیترین مقام کشور از طریق مجلس خبرگان در کمتر از ده روز به انجام رسید و این جابهجایی بدون تنش، گواهی بر استحکام بنیادین سازوکارهای سیاسی کشور بود.
در عرصه اجتماعی، تهدید خارجی به مثابه حلالی برای شکافهای اجتماعی و قومی عمل کرد. در این چهل روز، هیچ نشانهای از تنشهای قومیتی یا مذهبی در پهنه ایران مشاهده نشد و همه اقوام و پیروان ادیان در کنار یکدیگر به دفاع از حریم مشترک پرداختند.
در عرصه نظامی و دفاعی، معماری دفاعی کشور که بر پایه تلفیقی از سامانههای موشکی، پدافندی و پهپادی بنا شده بود، در برابر سنگینترین یورش هوایی تاریخ منطقه سربلند بیرون آمد. این موفقیت میدانی، اعتماد به نفس ملی در حوزه فناوریهای راهبردی را به شکل چشمگیری افزایش داد و اثبات کرد که اتکا بر توان داخلی، تنها راه تضمین امنیت پایدار است.
در عرصه ژئوپلیتیکی، اعاده حاکمیت مؤثر بر تنگه هرمز و تبدیل آن به اهرم ژئواکونومیک، از مهمترین دستاوردهای ایران بود. با یک آرایش راهبردی، کنترل تردد در این مسیر کلیدی در اختیار ایران قرار گرفت. کاهش ۹۵ درصدی ترافیک تجاری، پیام روشنی از اقتدار ایران در مدیریت این شاهراه اقتصادی جهان بود. این اقدام قیمت نفت را دو برابر کرد و معادلات اقتصاد جهانی را متأثر ساخت.
جنگ تحمیلی چهل روزه، نقطه عطفی در تاریخ منطقه و معادلات راهبردی جهان بود. ایران از این نبرد، نه به عنوان یک کشور شکستخورده که به عنوان قدرتی مقاوم و پیروز بیرون آمد؛ قدرتی که توانست بزرگترین ائتلاف نظامی تاریخ خاورمیانه را به عقبنشینی وادار و شروط خود را بر آنها تحمیل کند. این پیروزی، تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه پیروزی یک تمدن کهن و یک فرهنگ مقاوم در برابر زیادهخواهی قدرتهای استعماری بود. پیامدهای راهبردی این جنگ برای دهههای آینده باقی خواهد ماند و جایگاه ایران را در نظام بینالملل برای همیشه تغییر خواهد داد.


