پنهان‌سازی در عصر شفافیت: کالبدشکافی جنگ رسانه‌ای و دروغ‌پردازی آشکار دشمن

شما اینجا هستید

پنهان‌سازی در عصر شفافیت: کالبدشکافی جنگ رسانه‌ای و دروغ‌پردازی آشکار دشمن
 
در دنیای امروز که رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی خود را چشم‌های بینای بشر و ناظران بی‌طرف وقایع می‌دانند، جنگ‌ها دیگر تنها در میدان‌های نبرد فیزیکی جریان ندارند؛ بلکه جبهه‌ای به مرز خطرناک‌تر و پیچیده‌تر به نام «جنگ ادراکات» و «نبرد روایت‌ها» گشوده شده است. آنچه در جنگ اخیر علیه ایران و محور مقاومت به ویژه در تعامل با رژیم صهیونیستی رخ داد، نمونه‌ای بارز و بی‌سابقه از این نوع جنگ است. دشمن که در میدان‌های نظامی با پاسخ کوبنده و غافلگیرکننده موشک‌های ایران روبه‌رو شده و از ناکامی طرح‌های خود در به‌هم‌زدن امنیت ملی ایران مأیوس گشته بود، تلاش کرد با ابزارهای رسانه‌ای و تکنیک‌های هوشمندانه سانسور، شکست میدانی خود را به پیروزی نمایشی تبدیل کند. این رویکرد، پارادوکسی عجیب را پیش پای جهانیان گذاشت: در عصری که ادعا می‌شود هیچ گوشه‌ای از جهان پنهان نمی‌ماند، آسمان سرزمین‌های اشغالی با یک «سکوت تصویری» حساب‌شده و یک «دروغ‌پردازی آشکار» مدیریت می‌شود.
برای درک عمق این فریب رسانه‌ای، باید به الگوی رفتاری رسانه‌های غربی و صهیونیستی در پوشش زنده (Live) حملات موشکی ایران دقت کرد. ناظران دقیق متوجه یک الگوی غیرطبیعی و هماهنگ شده‌اند؛ به محض اینکه صدای آژیر خطر در شهرهایی مثل تل‌آویو یا حیفا به صدا درمی‌آید و موشک‌های ایرانی در آسمان این شهرها ظاهر می‌شوند، دوربین‌های خبرنگاران که تا لحظه‌ای قبل نمای کلی شهر و رفت‌وآمدهای عادی را نشان می‌دادند، ناگهان به سمت پایین و روی یک جدول بتنی یا دیوار زوم می‌کنند. این حرکت تکنیکی، یک سانسور هوشمندانه است که نه با قیچی، بلکه با تغییر زاویه دید دوربین انجام می‌شود. هدف از این کار، حذف آسمان از قاب تصویر است تا بیننده جهانی صحنه‌ی رقص پدافندها، برخورد موشک‌ها و ستون‌های دود و آتش را نبیند. آن‌ها می‌خواهند القا کنند که تهدیدی وجود ندارد یا تمام موشک‌ها در هوا منفجر شده‌اند، در حالی که واقعیت میدانی و گزارش‌های نظامی حاکی از برخورد دقیق و مرگبار موشک‌های ایرانی با اهداف حساس است.
این رفتار رسانه‌ای، فراتر از یک «سانسور نظامی» معمولی است. در اصول جنگی، پنهان کردن میزان خسارات و آسیب‌ها تاکتیکی پذیرفته و ضروری محسوب می‌شود، اما آنچه رژیم صهیونیستی و حامیانش انجام می‌دهند، اجرای یک «دروغ آشکار» است. تفاوت اساسی در اینجاست: سانسور نظامی یعنی عدم انتشار تصویر، اما دروغ رسانه‌ای یعنی نشان دادن یک صحنه‌ی ساختگی و مدیریت‌شده برای انکار واقعیت. وقتی شبکه‌های جهانی معتبر با دوربین‌های زنده، آسمان را از قاب خارج می‌کنند تا دود و آتش را نبینند، آن‌ها دیگر فقط از خسارات سکوت نمی‌کنند؛ آن‌ها در حال دستکاری ادراک مخاطب و جعل واقعیت هستند. آن‌ها تلاش می‌کنند توهم نامیرایی و امنیت مطلق را برای رژیم صهیونیستی حفظ کنند و با پنهان کردن ستون‌های دود، این دروغ بزرگ را به جهان بفروشند که «اسرائیل آسیب‌ناپذیر است».
این رویکرد سانسورگونه تنها به آسمان سرزمین‌های اشغالی محدود نمی‌شود؛ بلکه گسترده‌تر از آن، شامل پوشش اخبار عملیات‌های موفق حزب‌الله لبنان نیز می‌شود. گزارش‌ها حاکی از آن است که اداره سانسور نظامی ارتش رژیم، انتشار اخبار مربوط به شهرها و مناطق مورد اصابت موشک‌های حزب‌الله را ممنوع کرده و به رسانه‌ها هشدار داده در صورت تخلف با آن‌ها برخورد خواهد شد. در حالی که در حملات پیشین، ارتش اجازه می‌داد محل دقیق یا تقریبی اصابت موشک‌ها منتشر شود، اکنون با شدت گرفتن ضربات مقاومت و ناتوانی در مقابله با آن، سانسور تشدید شده است. این اقدام نشان‌دهنده ترس عمیق رژیم از افشای واقعیت و واکنش افکار عمومی داخلی خود است که ممکن است با دیدن حجم ویرانی‌ها، به اعتمادشان به امنیت ارائه‌شده توسط دولت شک کنند.
اما چرا رژیم صهیونیستی با وجود تمام ادعاهای دموکراسی و آزادی بیان، به چنین دروغ‌پردازی آشکاری روی آورده است؟ پاسخ در ناتوانی مطلق آن‌ها در جنگ فیزیکی نهفته است. گزارش‌های نظامی و اطلاعاتی تأیید می‌کند که برخلاف تصویری که رسانه‌ها نشان می‌دهند، موشک‌های ایرانی با دقتی فوق‌العاده و فراتر از انتظار دشمن، اهداف خود را پیدا کرده و نابود کرده‌اند. شواهد می‌گویند پس از یک هفته حملات بی‌وقفه، تعداد لانچرهای موشکی ایران طبق اعتراف خود دشمنان ثابت مانده است؛ این یعنی توان تهاجمی ایران آسیب ندیده و ضربات به هدف نشسته است. مسأله فقط زدن موشک نیست، مسأله «تخریب» است. چرا هیچ ویدیویی از پایگاه‌های نظامی مخروبه، فرودگاه‌های تعطیل‌شده یا زیرساخت‌های آسیب‌دیده منتشر نمی‌شود؟ در حالی که هر خرابی کوچک در ایران بلافاصله با تیترهای بزرگ و تصاویر دلخراش پوشش داده می‌شود، پنهان کردن آسمان دودگرفته‌ی تل‌آویو، بزرگ‌ترین دروغ این جنگ است.
ایرانیان در این جنگ، در میدان دیگری نیز می‌جنگند: جنگ با «سینمای جنگ» و رسانه‌های قدرتمند غربی. دشمن تلاش دارد با دوربین‌هایش، آسمان را بپوشاند تا دود آتشی که ایران در رژیم برپا کرده دیده نشود. اما واقعیت آن است که آسمان اسرائیل دیگر امن نیست و این سکوت تصویری، بلندترین فریاد رسوایی رسانه‌های معتبر جهانی است. آن‌ها نمی‌توانند برای همیشه آسمان را با زوم دوربین بپوشانند؛ چراکه صدای انفجار واقعیت را نمی‌توان مدتی طولانی از قاب افکار عمومی جهان مخفی کرد. این تلاش برای پنهان‌سازی، در واقع اعترافی ناخواسته به شکست سنگین است؛ زیرا پیروزی نیازی به پنهان‌کاری ندارد، تنها شکست‌ها هستند که باید در لابلای دروغ‌ها دفن شوند.
در کنار این سانسور تصویری، عملیات‌های موفق مقاومت لبنان نیز با سکوت و تحریف مواجه شده است. حزب‌الله لبنان نه‌تنها در ضربه زدن به اهداف صهیونیستی روی زمین موفقیت‌های متعددی داشته، بلکه در آسمان نیز با ساقط کردن پهپادهای پیشرفته دشمن، برتری هوایی خود را به رخ کشیده است. روزهای پرکاری را رزمندگان مقاومت پشت سر گذاشته‌اند؛ از انهدام تانک‌های مرکاوا گرفته تا هدف قرار دادن پایگاه‌های راداری و اتاق‌های کنترل، همگی نشان‌دهنده هوشمندی و قدرت بالای مقاومت است. اما رسانه‌های صهیونیستی تلاش می‌کنند با سانسور محل دقیق اصابت‌ها و کم‌رنگ کردن ابعاد عملیات، از ایجاد رعب و وحشت در جامعه‌ی خود جلوگیری کنند.
این پدیده‌ی «سانسور تصویری و دروغ‌پردازی»، واقعیت‌های تلخی را پنهان می‌کند. واقعیت اینکه موشک‌های ایرانی زرادخانه‌های بزرگ و دقیقی هستند که می‌توانند تغییرات استراتژیک در معادلات نظامی ایجاد کنند. واقعیت اینکه رژیم صهیونیستی با وجود تمام کمک‌های غربی، در برابر قدرت موشکی و پهپادی محور مقاومت آسیب‌پذیر است. و واقعیت اینکه ایرانیان تنها با سلاح نمی‌جنگند، بلکه با «ایمان» و «استقامت» خود، توطئه‌های رسانه‌ای دشمن را خنثی می‌کنند. آن‌ها دوربین‌هایشان را از آسمان برمی‌دارند تا دود آتش دیده نشود، اما نمی‌توانند مانع از شنیده شدن صدای شکست خود شوند.
آنچه از این جنگ رسانه‌ای برمی‌آید، این است که دشمنان اسلام و ایران، در جنگ ادراکات نیز شکست خورده‌اند. آن‌ها با وجود تمام ابزارهای پیشرفته رسانه‌ای و هالیوود، نتوانستند واقعیت را کاملاً مسدود کنند. مردم هوشیار جهان، به ویژه در منطقه، دریافته‌اند که تصاویر پخش شده، تنها بخشی از یک نمایش مدیریت‌شده است و واقعیت در پشت پرده‌ی سانسور نهفته است. این شکست رسانه‌ای، در کنار شکست نظامی، نشان می‌دهد که دوران زورگویی و فریب افکار عمومی به سر رسیده است و ملت‌های مقاوم، با در اختیار داشتن ابزارهای نوین اطلاع‌رسانی و روحیه‌ی حق‌طلبی، دیگر قربانی دروغ‌های بزرگ نخواهند شد. سکوت تصویری رسانه‌های غربی، در واقع فریاد رسوایی آن‌هاست که در تاریخ ثبت خواهد شد.