وقتی گاو در خُمره گیر می‌کند؛ رسوایی بزرگ آمریکا در جنگ با ایران

شما اینجا هستید

وقتی گاو در خُمره گیر می‌کند؛ رسوایی بزرگ آمریکا در جنگ با ایران
جنگ علیه ایران، نه تنها به یک فاجعه نظامی، بلکه به یک رسوایی بزرگ سیاسی و اخلاقی برای ایالات متحده آمریکا تبدیل شده است. آنچه اکنون در میدان نبرد و در سطح بین‌المللی در حال رخ دادن است، تصویری کاملاً متفاوت از وعده‌های پوچ کاخ سفید ارائه می‌دهد.
دونالد ترامپ که وانمود می‌کرد ظرف سه روز در ایران براندازی می‌کند، هفته به هفته و روز به روز در حال عقب‌نشینی راهبردی بوده است. او از فاز براندازی و غارت منابع ایران، به آرزوی بازگشایی تنگه هرمز عقب‌نشینی کرد و سپس، از سودای گشودن تنگه هرمز، به آرزوی نجات دادن خلبانان هواپیماهای ساقط شده سقوط کرد.
ترامپ، به وضوح درمانده و مستاصل است. در حالی که برخی ژنرال‌های ارشد پنتاگون سر به نافرمانی گذاشته و اخراج شده‌اند، دیگر خبری از آن همه دبدبه و کبکبه درباره اعزام ناوهای لینکلن و فورد و باکسلر و تریپولی و بوش به منطقه نیست. هواپیماهای پنتاگون نیز یکی پس از دیگری ساقط می‌شوند.
ترامپ، از یکسو می‌گوید تمام توان نظامی و ساختار سیاسی ایران را نابود کرده و از سوی دیگر، با زبان و ادبیات تهدید، التماس می‌کند: «تنگه لعنتی را باز کنید دیوانه‌ها، وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد». این در حالی است که او یک هفته قبل گفته بود: «ما نیازی به تنگه هرمز نداریم». ترامپ، تنها و منزوی شده است.
در جنگ 12 روزه، صدراعظم آلمان گفته بود: «حمله به ایران کار کثیفی بود که اسرائیل از طرف همه ما انجام داد». وزیر دفاع آلمان در جنگ اخیر گفت: «درباره جنگ با ایران، کسی با ما مشورت نکرد. این جنگ، جنگ ما نیست و بنابراین نمی‌خواهیم به درون آن کشیده شویم».
اگر ترامپ پیروز شده بود، چرا باید دستور سانسور ضربات موشکی ایران را می‌داد؟ شرکت تصاویر ماهواره‌ای Planet Labs به واشنگتن‌پست اطلاع داده که به خواست دولت ترامپ، دیگر تصاویر ماهواره‌ای از مناطق درگیر در جنگ ایران را ارائه نخواهد داد!
وقتی خبرنگاران از وزیر جنگ آمریکا درباره اظهارات متناقض ترامپ پرسیدند، پیت هگزت عصبانی شد و گفت: «دشمنی با ترامپ در ژن و خون شما ریشه دارد. شما می‌خواهید ترامپ شکست بخورد».
ترامپ ادعا کرده بود «ما به برتری و تسلط کامل هوائی بر آسمان ایران دست یافته‌ایم»، اما اکنون با سرنگونی و انهدام ده‌ها فروند هواپیمای اف 15، اف 35، A10، آواکس و C130 و سوخت‌رسان، و انواع بالگردها و پهپادهای پیشرفته دست به‌گریبان است. پنتاگون مجبور شده از سوخت‌رسان‌ها و پهپادهای قدیمی‌تر استفاده کند. بخش مهمی از سامانه‌های راداری و پدافندی‌اش در منطقه هم که از رده خارج شده‌اند، مورد اصابت قرار گرفته‌اند.
افتضاح اخیر پنتاگون در سرنگون شدن چند هواپیما و سپس به فنا دادن چند هواپیمای دیگر برای نجات خلبان اف 15، روشن کرد که چرا ژنرال کین رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا با جنگ علیه ایران مخالفت کرده بود و چرا رئیس ستاد نیروی زمینی ارتش آمریکا، به خاطر سرپیچی از دستورهای غیرکارشناسی، به همراه چند ژنرال ارشد دیگر اخراج شدند.
این جنگ، نه فقط جنگ اروپایی‌ها و آسیایی‌ها نیست، بلکه جنگ بسیاری از ژنرال‌ها و نظامیان پنتاگون و خانواده‌های آنها هم نیست. اکنون، اقتضاحی چند برابر بزرگ‌تر از افتضاح آمریکا در طبس (سال 1358) رقم خورده است. می‌خواستند خلبان اف 15 را نجات بدهند، چند هواپیمای ترابری و نجات C130 و بالگرد را به ایران گسیل کردند که آنها هم زمینگیر شدند و افتضاح بزرگ‌تری به بار آمد. سرِ گاو آمریکایی به معنای واقعی کلمه، در خُمره گیر کرده است.
اکنون، این آمریکا و شریکان جنایتش هستند که تحریم شده‌اند. فرعون آمریکا، از ادعای فشار و تحریم حداکثری ایران، به التماس برای بازگشایی تنگه هرمز افتاده است.در وارونگی تحریم، همین بس که «تانکر ترکرز» گزارش داده است: «از تاریخ 1 مارس تاکنون، 108 نفتکش از تنگه هرمز خارج شده‌اند؛ روزانه 3 نفتکش. از این 108 کشتی، 78 مورد به‌عنوان ناقضان تحریم شناخته می‌شوند».
روانشناسان معتقدند ریشه خشم و خشونت را باید در «ترس» جستجو کرد؛ یعنی هرچه ترس فردی از شکست یا طرد شدن بیشتر شود، خشونت بیشتری هم از خود بروز می‌دهد. گاهی خشونت عریان و بی حد و مرز، بیش از آنکه نمایانگر قدرت یا اقتدار باشد، بیانگر ترس یا عجز است!
با بررسی اخبار و اطلاعات منابع معتبر، شواهد و قرائنی پیدا می‌شوند که نشان دهنده آن است که وضعیت آمریکا در تجاوز به ایران چندان مطلوب نیست:
اول: برخلاف تصور اولیه آنها، با ترور مقامات ارشد، ساختار حکومت ایران طی چند روز به فروپاشی و سقوط ختم نشد و طرح شورش‌های خیابانی و اعتراضات مردمی با شکست مواجه شد.
دوم: برخلاف تصور آنها، نیروی آفندی ایران نه تنها نابود نشد، بلکه وارد یک جدال منطقه‌ای گسترده شد و با پرتاب‌های موفق موشک‌های پیشرفته، برخی از پایگاه‌های آمریکا در منطقه و تجهیزاتشان، خسارات گسترده‌ای دید
سوم: برخلاف تصور آنها، هیچ کدام از همپیمانان قدیمی و سنتی‌شان از جمله انگلیس و فرانسه، با آنها همراهی نکردند.
چهارم: نارضایتی برخی از مقامات عالی‌رتبه آنان از ورود آمریکا به جنگ و استعفای مقام مبارزه با تروریسم، نشان از شکاف عمیق داخلی دارد.
پنجم: عدم پیش‌بینی بسته شدن تنگه هرمز در طراحی عملیات نظامی، موجب شد که آنها با پدیده‌ای مواجه شوند که هیچ راهکار مشخصی برای آن نداشتند.
به وضوح می‌توان دریافت که آمریکا هم‌اکنون در وضعیت «اره» گیر کرده و نه امکان اعلام پیروزی و خروج از جنگ را دارد و نه امکان دستیابی به اهداف. از این رو، عجز و ناتوانی خود را در قالب خشونت بی‌حد و مرز بروز می‌دهد، حتی اگر از جانب اکثر کارشناسان حقوق بین‌الملل خود آمریکا، به خاطر هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی و حیاتی به «جنایت جنگی» متهم شود.